033-014-104-أحزاب

« Back to Glossary Index
و آنان کسانی بودند که اگر به خانه های خود برمیگشتند و میدیدند از اطراف خانه های ایشان دشمنان مسلمانان بر ایشان داخل میشوند و از ایشان میخواهند که در مخالفت ایشان شریک شوند، به ایشان کمک میکردند و جز اندکی پافشاری نمی کردند (14)

وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا

و اگر از اطراف آن [شهر] بر آنان هجوم آورده می‌شد، سپس از آنان فتنه و آشوب خواسته می‌شد، قطعاً آن را انجام می‌دادند و در انجامش جز اندکی درنگ نمی‌کردند.


وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا

و اگر از اطراف آن بر آنان وارد می‌شدند

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن جمله به قبل
  • لَوْ: حرف شرط غیرواقعی، دلالت بر امری فرضی که رخ نداده
  • دُخِلَتْ: فعل ماضی مجهول، مؤنث مفرد، از ریشهٔ «د-خ-ل»، به معنای «وارد شد»
  • عَلَيْهِمْ: جار و مجرور، «بر آنان»
  • مِنْ: حرف جر، بیان مبدأ
  • أَقْطَارِهَا: جمع «قُطْر»، به معنای اطراف و نواحی؛ «ها» ضمیر مؤنث مفرد، اشاره به شهر (مدینه)


ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ

سپس از آنان فتنه خواسته می‌شد

شرح واژه‌ها:

  • ثُمَّ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب با فاصله
  • سُئِلُوا: فعل ماضی مجهول، جمع مذکر، از ریشهٔ «س-أ-ل»، به معنای «از آنان خواسته شد»
  • الْفِتْنَةَ: اسم مفرد، مفعول به، از ریشهٔ «ف-ت-ن»، به معنای آزمون، آشوب، کفر یا خیانت


لَآتَوْهَا

بی‌درنگ آن را انجام می‌دادند

شرح واژه‌ها:

  • لَـ: لام تأکید، برای قطعیت
  • آتَوْهَا: فعل ماضی، جمع مذکر، از ریشهٔ «أ-ت-ي»، به معنای «آن را آوردند / انجام دادند»؛ «ها» ضمیر مؤنث، اشاره به فتنه


وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا

و جز اندکی در آن درنگ نمی‌کردند

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • مَا: حرف نفی
  • تَلَبَّثُوا: فعل ماضی، جمع مذکر، از ریشهٔ «ل-ب-ث»، به معنای درنگ کردن
  • بِهَا: جار و مجرور، «در آن»؛ ضمیر «ها» اشاره به فتنه
  • إِلَّا: حرف استثناء
  • يَسِيرًا: صفت، به معنای اندک و ناچیز
  • يَسِيرًا

    معنی‌های دقیق و گسترده
    يَسِيرًا قید حالت است و از نظر معنایی به موارد زیر اشاره دارد:

    اندک، کم، ناچیز
    چیزی که مقدار، شدت یا اهمیت کمی دارد.
    آسان، بدون سختی
    کاری که انجام آن دشوار نیست و به زحمت زیادی نیاز ندارد.
    ملایم، سبک
    در توصیف حرکت، اثر یا فشار کم.
    بسته به بافت جمله، واژه می‌تواند هم جنبه‌ی کمّی داشته باشد و هم جنبه‌ی کیفی.

    ریشه و ساخت واژه
    ریشه ثلاثی: ي س ر
    فعل اصلی: يَسَرَ
    اسم مصدر: يُسْر
    صفت مشبهه: يَسِير
    يَسِيرًا حالت منصوبِ صفت يَسِير است و معمولاً به عنوان قید یا مفعول مطلق در جمله می‌آید.

    ریشه‌ی ي س ر در زبان عربی به مفهوم آسانی، روانی و نبود مانع بازمی‌گردد.

    کاربرد در زبان عربی
    این واژه در زبان عربی کلاسیک و معاصر بسیار رایج است و در موقعیت‌های زیر به کار می‌رود:

    توصیف مقدار کم
    بیان آسان بودن یک کار
    کاهش شدت یا اهمیت یک موضوع

Nach oben scrollen