024-063-102-نور

« Back to Glossary Index
وقتی پیغمبر الله شما مؤمنان را برای چیزی میخواند، خواندن او را به مانندِ خواندنِ همدیگر به حساب نیاورید، الله کسانی از شما را که آهسته خود را در پناهی مخفی میکنند تا از جمع خارج شوند، خوب میشناسد پس باید کسانی که از فرمان پیغمبر الله سرپیچی میکنند از فتنه ایکه ایشان را دچار خواهد نمود و از عذاب دردناکی که به ایشان خواهد رسید برحذر باشند (62)

لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا ۚ قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا ۚ فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ


دعوت و فراخواندن پیامبر را در میان خود مانند فراخواندن یکدیگر قرار ندهید. خداوند کسانی را که پنهانی و به‌بهانه از میان شما کنار می‌کشند به‌خوبی می‌شناسد. پس آنان که با فرمان او مخالفت می‌کنند، باید بترسند از اینکه فتنه‌ای به آنان برسد یا عذابی دردناک دچارشان کند.


لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا

ترجمهٔ فارسی:
دعوت و خطاب پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر قرار ندهید.

شرح واژه‌ها:

  • لَا: حرف نهی؛ برای منع و بازداشتن.
  • تَجْعَلُوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی؛ ریشه ج-ع-ل؛ به‌معنای قرار دادن، محسوب کردن.
  • دُعَاءَ: مفعول به؛ ریشه د-ع-و؛ به‌معنای صدا زدن، فراخواندن، خطاب کردن.
  • الرَّسُولِ: مضاف‌الیه؛ ریشه ر-س-ل؛ فرستاده، پیامبر.
  • بَيْنَكُمْ: ظرف مکان؛ «بین» به‌معنای میان، «کم» ضمیر جمع مخاطب.
  • كَدُعَاءِ: «کَ» حرف تشبیه + «دعاء»؛ مانندِ فراخواندن.
  • بَعْضِكُمْ: «بعض» اسم به‌معنای برخی، همراه با ضمیر جمع.
  • بَعْضًا: مفعول مطلق یا حال؛ تأکید بر رابطهٔ متقابل میان افراد.


جملهٔ عربی دوم

قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا

ترجمهٔ فارسی:
به‌راستی خداوند کسانی را که پنهانی از میان شما بیرون می‌روند، می‌داند.

شرح واژه‌ها:

  • قَدْ: حرف تحقیق؛ دلالت بر قطعیت و تأکید.
  • يَعْلَمُ: فعل مضارع؛ ریشه ع-ل-م؛ دانستن.
  • اللَّهُ: فاعل؛ نام خاص خداوند.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع؛ کسانی که.
  • يَتَسَلَّلُونَ: فعل مضارع جمع؛ ریشه س-ل-ل؛ آرام و پنهانی خارج شدن.
  • مِنْكُمْ: جار و مجرور؛ از میان شما.
  • لِوَاذًا: مصدر؛ ریشه ل-و-ذ؛ به‌معنای پناه گرفتن، کناره‌گیری مخفیانه و به بهانه.


جملهٔ عربی سوم

فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

ترجمهٔ فارسی:
پس کسانی که از فرمان او سرپیچی می‌کنند، باید بترسند از اینکه فتنه‌ای به آنان برسد یا عذابی دردناک آنان را فرا گیرد.

شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف تفریع؛ نتیجه‌گیری از جملهٔ پیشین.
  • لْيَحْذَرِ: فعل امر غایب؛ ریشه ح-ذ-ر؛ بترسد، پرهیز کند.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع.
  • يُخَالِفُونَ: فعل مضارع جمع؛ ریشه خ-ل-ف؛ مخالفت کردن، سرپیچی.
  • عَنْ: حرف جر؛ دور شدن و عدول.
  • أَمْرِهِ: «أمر» ریشه أ-م-ر؛ فرمان، دستور + ضمیر «او».
  • أَنْ: حرف مصدری.
  • تُصِيبَهُمْ: فعل مضارع؛ ریشه ص-و-ب؛ به آنان برسد، دچارشان شود.
  • فِتْنَةٌ: اسم؛ ریشه ف-ت-ن؛ آزمایش، گمراهی، بلا.
  • أَوْ: حرف عطف؛ یا.
  • يُصِيبَهُمْ: تکرار برای تأکید.
  • عَذَابٌ: اسم؛ ریشه ع-ذ-ب؛ کیفر، مجازات.
  • أَلِيمٌ: صفت؛ ریشه أ-ل-م؛ دردناک.
Nach oben scrollen