024-059-102-نور

« Back to Glossary Index
و هنگامی که کودکان شما به احتلام رسیدند نیز به مانند مردم عادی( که در آیه 26 و 27 قبلا ذکر شد) همیشه باید اجازه بگیرند، الله برای شما آیاتش را اینطور توضیح میدهد و الله دانائی پر مصلحت خواهد بود (۵۹)

وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ


و هنگامی که کودکانِ شما به بلوغ رسیدند، باید [برای ورود] اجازه بگیرند، همان‌گونه که کسانی پیش از آنان اجازه می‌گرفتند. این‌گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌سازد، و خدا دانا و حکیم است.


جملهٔ عربی اول:
وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ

ترجمهٔ فارسی:
و هنگامی که کودکانِ شما به بلوغ برسند

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ به معنای «و».
  • إِذَا: ظرف زمان؛ برای آیندهٔ محقق یا محتمل، به معنای «هنگامی که».
  • بَلَغَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ ریشه ب‌ل‌غ؛ رسیدن، به حدّی رسیدن.
  • الْأَطْفَالُ: اسم جمع، فاعل مرفوع؛ مفرد «طِفْل»؛ کودکان.
  • مِنكُم: «مِن» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب؛ از میان شما.
  • الْحُلُمَ: اسم مفرد منصوب به عنوان مفعول‌به؛ ریشه ح‌ل‌م؛ بلوغ جنسی، رسیدن به سن تکلیف.

────────────────────────────────

جملهٔ عربی دوم:
فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ

ترجمهٔ فارسی:
پس باید اجازه بگیرند، همان‌گونه که کسانی پیش از آنان اجازه می‌گرفتند

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع؛ نتیجه و لازمهٔ جملهٔ قبل.
  • لْيَسْتَأْذِنُوا:
    • «لِـ» لام امر،
    • «يَسْتَأْذِنُوا» فعل مضارع مجزوم، سوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه أ‌ذ‌ن؛ طلب اجازه کردن.
  • كَمَا: حرف تشبیه و مقایسه؛ همان‌گونه که.
  • اسْتَأْذَنَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ طلب اجازه کرد.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ کسانی که.
  • مِن: حرف جر؛ از.
  • قَبْلِهِمْ: «قَبْل» اسم مجرور به «مِن» + «هِم» ضمیر جمع؛ پیش از آنان.

────────────────────────────────

جملهٔ عربی سوم:
كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ

ترجمهٔ فارسی:
این‌گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌کند

شرح واژه‌ها:

  • كَذَٰلِكَ: اسم اشاره؛ این‌گونه، بدین شیوه.
  • يُبَيِّنُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه ب‌ي‌ن؛ روشن ساختن، توضیح دادن.
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعل مرفوع.
  • لَكُمْ: «لِـ» حرف جر + «كُم» ضمیر جمع مخاطب؛ برای شما.
  • آيَاتِهِ: «آيَات» جمع «آية»، مفعول‌به منصوب + «هِ» ضمیر مفرد غایب؛ نشانه‌ها و احکام او.

────────────────────────────────

جملهٔ عربی چهارم:
وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

ترجمهٔ فارسی:
و خداوند دانا و حکیم است

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
  • عَلِيمٌ: خبر اول؛ صیغهٔ مبالغه از ریشه ع‌ل‌م؛ بسیار دانا.
  • حَكِيمٌ: خبر دوم؛ صفت مشبهه از ریشه ح‌ك‌م؛ صاحب حکمت، استوار در تدبیر.
Nach oben scrollen