024-054-102-نور

« Back to Glossary Index
بگو هم الله را اطاعت نمائید و هم پیغبرش را اطاعت کنید و اگر عدم اطاعت نشان دادید بر پیغمبر فقط آن وظیفه ایست که بر او بار شده و بر شما نیز انجام وظیفه خودتان است و شما اگر او را اطاعت کنید به راه راست هدایت شده اید و بر این پیغمبر جز رساندن صریح پیغام الله، چیز دیگر نیست (ملاحظه میکنید که حتی پیغمبران الله مجبور کننده کسی برای اطاعت از دستورات الله نیستند و خودشان نیز به مانند سایر مسلمانان حقیقی مامور اطاعت دستورات الله هستند و اگر به دستور الله تصمیم به جنگ میگیرند برای مجبور کردن کافران به ایمان نیست بلکه برای از بین بردن و یا از کار انداختن کسانی است که مانع اصلاحات اجتماعی مردم میشوند و میخواهند مردم را به نفع فساد کاریهای خود تحت نفوذ خود قرار دهند، مجازاتهائی هم که در دین اسلام برای افراد سرکش قرار داده شده برای از بین بردن فساد کار است، نه از بین بردن کسی که نمی خواهد زیر بار مکتب پیغمبران رود) (54)

قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ

بگو: خدا را فرمان ببرید و پیامبر را فرمان ببرید؛ پس اگر روی گردانید، بر عهدهٔ اوست آنچه بر او واگذار شده و بر عهدهٔ شماست آنچه بر شما واگذار شده است. و اگر از او اطاعت کنید، هدایت می‌یابید؛ و بر عهدهٔ پیامبر جز رساندن آشکار نیست.


قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ
بگو: خدا را اطاعت کنید و پیامبر را اطاعت کنید.
قُلْ: فعل امر، خطاب به مفرد مذکر، از ریشهٔ «قول» به معنای بگو.
أَطِيعُوا: فعل امر جمع مخاطب، از ریشهٔ «طوع»، به معنای فرمان بردن.
اللَّهَ: اسم جلاله، مفعولٌ‌به برای «أطيعوا».
وَ: حرف عطف.
أَطِيعُوا: فعل امر تکرار شده برای تأکید استقلال اطاعت.
الرَّسُولَ: اسم، مفعولٌ‌به، به معنای فرستاده، مقصود پیامبر.


فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَا حُمِّلْتُمْ
پس اگر روی برگردانند، تنها بر عهدهٔ اوست آنچه بر او نهاده شده و بر عهدهٔ شماست آنچه بر شما نهاده شده است.
فَ: حرف تفریع و نتیجه.
إِنْ: حرف شرط.
تَوَلَّوْا: فعل ماضی جمع، از ریشهٔ «ولی»، به معنای روی گرداندن.
فَإِنَّمَا: فاء جواب شرط + إنّما برای حصر و انحصار.
عَلَيْهِ: جار و مجرور، بر عهدهٔ او.
مَا: اسم موصول، آنچه.
حُمِّلَ: فعل ماضی مجهول، از «حمل»، به معنای تکلیف داده شد.
وَ: حرف عطف.
عَلَيْكُم: جار و مجرور، بر عهدهٔ شما.
مَا: اسم موصول.
حُمِّلْتُمْ: فعل ماضی مجهول با ضمیر جمع مخاطب، آنچه بر شما تکلیف شده است.


وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا
و اگر از او اطاعت کنید، هدایت می‌یابید.
وَ: حرف عطف.
إِنْ: حرف شرط.
تُطِيعُوهُ: فعل مضارع مجزوم به شرط، از «طوع»، با ضمیر مفعولی «او».
تَهْتَدُوا: فعل مضارع مجزوم، از ریشهٔ «هدی»، به معنای راه یافتن.


وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
و بر عهدهٔ پیامبر جز رساندن آشکار نیست.
وَ: حرف عطف.
مَا: حرف نفی.
عَلَى: حرف جر.
الرَّسُولِ: اسم مجرور، پیامبر.
إِلَّا: ادات استثنا.
الْبَلَاغُ: اسم، به معنای رساندن پیام.
الْمُبِينُ: صفت برای «البلاغ»، به معنای آشکار و روشن.

Nach oben scrollen