024-049-102-نور

« Back to Glossary Index
و اگر در قضاوت به ایشان حق داده شود بسوی قضاوت کننده با فرمانبرداری میایند (یعنی اینان تا جائی از حق تبعیت میکنند که به نفع ایشان باشد نه بر ضرر ایشان) (49)

وَإِن يَكُن لَهُمُ الحَقُّ يَأتوا إِلَيهِ مُذعِنينَ

و اگر حق با آنان باشد، با فروتنی و فرمان‌بردارانه به سوی او می‌آیند.


وَإِن يَكُن لَهُمُ الحَقُّ يَأتوا إِلَيهِ مُذعِنينَ

و اگر حق از آنِ آنان باشد، در حالی که خاضع و مطیع‌اند به سوی او می‌آیند.

شرح واژه‌ها (گرامر و معنا):

  • وَ: حرف عطف؛ به معنی «و».
  • إِن: حرف شرط جازم؛ برای بیان شرط.
  • يَكُن: فعل مضارع ناقص مجزوم از ریشهٔ «كان»؛ به معنی «باشد».
  • لَهُم: «لِـ» حرف جر + «هُم» ضمیر متصل جمع؛ به معنی «برای آنان».
  • الحَقُّ: اسم مرفوع، اسم «يكن»؛ به معنی «حق».
  • يَأتوا: فعل مضارع منصوب (به سبب جواب شرط) از ریشهٔ «أتى»؛ به معنی «می‌آیند».
  • إِلَيهِ: «إلى» حرف جر + «هِ» ضمیر متصل؛ به معنی «به سوی او».
  • مُذعِنينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم، منصوب به عنوان حال؛ از ریشهٔ «ذعن» به معنی «فرمان‌بردار، خاضع و تسلیم‌شده».
Nach oben scrollen