024-048-102-نور

« Back to Glossary Index
و هنگامیکه برای رفع نزاعشان به ایشان گفته میشود که بسوی قانون الله و سنت پیغمبرش آیند تا نماینده حقیقی این دو، میان ایشان قضاوت نماید گروهی از آنان رو میگردانند (48)

وَإِذا دُعوا إِلَى اللَّهِ وَرَسولِهِ لِيَحكُمَ بَينَهُم إِذا فَريقٌ مِنهُم مُعرِضونَ

و هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فراخوانده می‌شوند تا میان آنان داوری کند، ناگهان گروهی از ایشان روی‌گردان می‌شوند.


وَإِذا دُعوا إِلَى اللَّهِ وَرَسولِهِ لِيَحكُمَ بَينَهُم
و هنگامی که به سوی خدا و پیامبرش فراخوانده می‌شوند تا میان آنان داوری کند

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنی «و»
  • إِذا: ظرف زمان، به معنی «هنگامی که»
  • دُعوا: فعل ماضی مجهول، جمع مذکر غایب، از ریشهٔ «دعو»، به معنی «فراخوانده شدند»
  • إِلَى: حرف جر، به معنی «به سوی»
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به حرف جر «إلى»
  • وَ: حرف عطف
  • رَسولِهِ: اسم معطوف، «رسول» مضاف و «هِ» ضمیر متصل در محل مضاف‌الیه، مجرور
  • لِيَحكُمَ: لام تعلیل + فعل مضارع منصوب، فاعل آن به قرینه «رسوله» پیامبر است، به معنی «تا داوری کند»
  • بَينَهُم: «بين» ظرف مکان یا مجازاً حال، مضاف و «هم» ضمیر متصل در محل مضاف‌الیه، به معنی «میان آنان»

إِذا فَريقٌ مِنهُم مُعرِضونَ
ناگهان گروهی از ایشان روی‌گردان می‌شوند

شرح واژه‌ها:

  • إِذا: حرف مفاجأه، برای بیان وقوع ناگهانی
  • فَريقٌ: مبتدا، اسم نکره، به معنی «گروهی»
  • مِنهُم: «من» حرف جر + «هم» ضمیر متصل، جار و مجرور، بیان‌کنندهٔ این‌که گروه از خود آنان است
  • مُعرِضونَ: خبر مبتدا، اسم فاعل جمع مذکر سالم از ریشهٔ «عرض»، به معنی «روی‌گردانان، اعراض‌کنندگان»
Nach oben scrollen