024-043-102-نور

« Back to Glossary Index
آیا ندیده ای که الله ابری را حرکت میدهد و آنرا به هم می چسباند و آنرا متراکم میگرداند و می بینی باران از میان آن خارج میشود؟ (در این آیه ابرهای باران دار و طرز ایجادشان تشریح شده) و الله از آسمان ( آسمان یعنی قسمت اتمسفر زمین که در آن بخار آب و اکسیژن است) کوههائی از هوای بسیار سرد که در آنها از تگرگ میباشد فرو میاورد پس بوسیله آن، هر گروهی را بخواهد ضرر میزند و از هر گروهی بخواهد آن ضرر را کنار میبرد چنین جریاناتی در فضا برقی ایجاد میکنند، برق ایجاد شده از این ابر و تگرگ، نزدیک است چشمها را تاریک گرداند (در این جملات طرز ایجاد تگرگ و صفات ابرهای آن که با ابر باران دار فرقهائی دارند و همه قوانين الله هستند، تشریح علمی شده) (43)

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ ۖ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ

آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به‌آرامی می‌راند، سپس میان آن‌ها پیوند می‌دهد، سپس آن‌ها را توده‌توده می‌گرداند، پس می‌بینی که باران از میان آن بیرون می‌آید؛ و از آسمان، از کوه‌هایی که در آن است، تگرگ فرو می‌فرستد، پس آن را به هر که بخواهد می‌رساند و از هر که بخواهد بازمی‌دارد؛ نزدیک است درخشندگیِ برق آن، دیدگان را ببرد.


جملهٔ اول

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا

ترجمه:
آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به‌آرامی می‌راند؟

شرح واژه‌ها:
أَلَمْ: همزهٔ استفهام + لَمْ حرف نفی جازم، برای پرسشِ تأکیدی
تَرَ: فعل مضارع مجزوم، دوم‌شخص مفرد مذکر، «می‌بینی»
أَنَّ: حرف تأکید و نصب
اللَّهَ: اسم جلاله، اسم أَنَّ، منصوب
يُزْجِي: فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ «ز ج و»، به‌معنای راندن آرام
سَحَابًا: مفعول‌به منصوب، به‌معنای ابر


جملهٔ دوم

ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ

ترجمه:
سپس میان آن‌ها پیوند می‌دهد.

شرح واژه‌ها:
ثُمَّ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب با فاصله
يُؤَلِّفُ: فعل مضارع مرفوع، از «أ ل ف»، به‌معنای پیوند دادن
بَيْنَ: ظرف مکان منصوب
هُ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه، اشاره به ابرها


جملهٔ سوم

ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا

ترجمه:
سپس آن را توده‌توده می‌گرداند.

شرح واژه‌ها:
ثُمَّ: حرف عطف
يَجْعَلُهُ: فعل مضارع مرفوع + ضمیر مفعولی «آن را قرار می‌دهد»
رُكَامًا: خبر دوم یا حال منصوب، به‌معنای انباشته و متراکم


جملهٔ چهارم

فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ

ترجمه:
پس می‌بینی که باران از میان آن بیرون می‌آید.

شرح واژه‌ها:
فَ: حرف تفریع
تَرَى: فعل مضارع مرفوع، دوم‌شخص مفرد
الْوَدْقَ: مفعول‌به منصوب، به‌معنای باران
يَخْرُجُ: فعل مضارع مرفوع، «بیرون می‌آید»
مِنْ: حرف جر
خِلَالِ: اسم مجرور، به‌معنای لابه‌لا
هِ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه


جملهٔ پنجم

وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ

ترجمه:
و از آسمان، از کوه‌هایی که در آن است، تگرگ فرو می‌فرستد.

شرح واژه‌ها:
وَ: حرف عطف
يُنَزِّلُ: فعل مضارع مرفوع، باب تفعیل، به‌معنای فرو فرستادن
مِنَ: حرف جر
السَّمَاءِ: اسم مجرور، آسمان
مِنْ جِبَالٍ: جار و مجرور، به‌معنای کوه‌ها
فِيهَا: جار و مجرور، «در آن»
مِنْ بَرَدٍ: جار و مجرور، به‌معنای تگرگ


جملهٔ ششم

فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ

ترجمه:
پس آن را به هر که بخواهد می‌رساند و از هر که بخواهد بازمی‌دارد.

شرح واژه‌ها:
فَ: حرف نتیجه
يُصِيبُ: فعل مضارع مرفوع، به‌معنای رساندن و برخورد دادن
بِهِ: جار و مجرور، «به آن»
مَنْ: اسم موصول، «هر که»
يَشَاءُ: فعل مضارع مرفوع، «بخواهد»
وَ: حرف عطف
يَصْرِفُهُ: فعل مضارع مرفوع + ضمیر مفعولی، «بازمی‌گرداند آن را»
عَنْ: حرف جر
مَنْ يَشَاءُ: جار و مجرور + فعل، «از هر که بخواهد»


جملهٔ هفتم

يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ

ترجمه:
نزدیک است درخشندگیِ برق آن، دیدگان را ببرد.

شرح واژه‌ها:
يَكَادُ: فعل مضارع ناقص، دلالت بر نزدیکی وقوع
سَنَا: اسم مرفوع، به‌معنای درخشندگی
بَرْقِهِ: مضاف‌الیه مجرور + ضمیر، برقِ آن
يَذْهَبُ: فعل مضارع مرفوع، «می‌برد»
بِالْأَبْصَارِ: جار و مجرور، «دیدگان»

Nach oben scrollen