024-033-102-نور

« Back to Glossary Index
و کسانی که نمی توانند زناشوئی مناسبی بکنند، باید عجله نکنند و راه عفاف را پیش گیرند، تا زمانی که الله از فضل خودش آنان را برخوردار گرداند (یعنی کار و در آمد مناسبی پیدا کنند) و غلام و کنیزی که در اختیار گرفته اید، اگر آنان كوشش داشتند که بوسیله قرار دادی آزاد شوند و شما هم آزادی را لایق آنان دانستید، از مالی که الله در اختیار شما نهاده برای آزادی ایشان به ایشان ببخشید (اگر غلام و کنیز فوق در اختیار خود شماست، در آزادی ایشان سختگیری نکنید بلکه کمک کنید، تا با شرایط بسیار آسانی آزاد شوند و اگر در اختیار دوستان و آشنایان دیگر مسلمان شماست، نیز برای آزادی ایشان کمک های لازم را بنمائید و قطعی است اگر غلام و کنیز مسلمان نزد غیر مسلمانان باشند مسلمانان باید این کمک را بیشتر بکنند، البته این به شرطی است که بتوانند روی پای خود آزادانه بایستند) و کنیزان خود را اگر خودشان پاکدامنی را خواستند، برای بدست آوردن خواسته های دنیائی، به کار رفع احتياج شهوانی وادار نکنید و هر کس آنان را مجبور به آن کار کند، الله بعد از مجبور کردن کنیزان، نسبت به آن کنیزان گناه بخش و مهربان خواهد بود (این مطالب قرآن دلیل وسعت محاسبات اجتماعی اسلام برای در نظر گرفتن کلیه لوازم خوب و بد اجتماعی است، زیرا یکجا خالق عالم در آیات قبل و هم در آیات ذکر شده در سوره نساء به مردان مسلمان توصیه میکند تا میتوانند در مورد حس شهوانی خود، خوددار باشند، تا با بدست آوردن کسب و کارِ آبرومند یک همسر شایسته ای نصیبشان شود و از طرفی یاد آوری میکند، اگر شهوت برایشان فشار آورد میتوانند کنیزی را از صاحبش به عنوان همسر خود، طبق قرار داد بگیرند و چون گرفتن کنیز بصورت همسر برطبق آیه ۲۵ از سوره نساء عیبهائی برای آینده مسلمان دارد، در این آیه از سوره نور گفته شده، روی لزوم اجتماعی مسلمان کنیزدار پول پرست، بصورت یک عمل مكروه میتواند کنیزان خود را که زنانی پست و عقب افتاده هستند در اختيار موقتی جوانان بی همسر بگذارند، به شرطی که اولا خود کنیزان راضی باشند و ثانیا صاحب کنیز مسئولیت هر نوع ظلم و عيب ممکنه را بعهده بگیرد، بدیهی است امروزه که کنیز بصورت قدیم وجود ندارد، میتوان از زنان پست به کنیزی استخدام کرد، مشروط بر اینکه زنی را فریب ندهند و آن زن کاملا شناخته شده و بلامانع باشد، این دستورات سبب میگردد که سایر زنان و مردان مسلمان از هر گونه بی عفافی و دستبردی در جامعه خود در امان باشند و حس شهوانی شدید مردان و زنان بی همسر معایبی را در جامعه مسلمان پدید نیاورد) (۳۳)

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا ۖ وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ ۚ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَمَنْ يُكْرِههُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ


و کسانی که امکان ازدواج نمی‌یابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خود بی‌نیاز گرداند. و کسانی از بردگانتان که خواهان قرارداد آزادی هستند، اگر در آنان شایستگی و خیری یافتید با آنان قرارداد ببندید و از مالی که خدا به شما داده است به آنان بدهید. و کنیزان خود را ـ اگر خواهان پاکدامنی‌اند ـ برای به‌دست‌آوردن متاع زندگی دنیا به فحشا وادار نکنید. و هرکس آنان را مجبور کند، همانا خدا پس از اجبارشان آمرزنده و مهربان است.


۱

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ

پاکدامنی پیشه کنند کسانی که ازدواجی نمی‌یابند تا آن‌گاه که خدا آنان را از فضل خود بی‌نیاز گرداند.

  • وَ: حرف عطف
  • لْيَسْتَعْفِفِ: لامِ امر + فعل مضارع مجزوم، باب استفعال، به‌معنای «خویشتن‌دار باشد / پاکدامنی کند»
  • الَّذِينَ: اسم موصول، جمع مذکر
  • لَا يَجِدُونَ: فعل مضارع مرفوع، «نمی‌یابند»
  • نِكَاحًا: مفعول‌به، به‌معنای ازدواج
  • حَتَّىٰ: حرف غایت
  • يُغْنِيَهُمُ: فعل مضارع مرفوع + ضمیر مفعولی، «بی‌نیازشان کند»
  • اللَّهُ: فاعل
  • مِنْ: حرف جر
  • فَضْلِهِ: اسم مجرور + ضمیر، «بخشش و افزونی او»


۲

وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا

و کسانی از آنچه مالک آن هستید که خواهان قرارداد آزادی‌اند، پس اگر در آنان خیری دانستید با آنان قرارداد ببندید.

  • وَالَّذِينَ: حرف عطف + اسم موصول
  • يَبْتَغُونَ: فعل مضارع مرفوع، «درخواست می‌کنند»
  • الْكِتَابَ: مفعول‌به، به‌معنای قرارداد آزادی
  • مِمَّا: مِن + ما، اسم موصول
  • مَلَكَتْ: فعل ماضی، «مالک شد»
  • أَيْمَانُكُمْ: فاعل، کنایه از بردگان
  • فَ: فای نتیجه
  • كَاتِبُوهُمْ: فعل امر، باب مفاعله، «با آنان قرارداد ببندید»
  • إِنْ: حرف شرط
  • عَلِمْتُمْ: فعل ماضی، «دانستید»
  • فِيهِمْ: جار و مجرور
  • خَيْرًا: مفعول‌به، شایستگی و صلاح


۳

وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ

و از مال خدا که به شما داده است به آنان بدهید.

  • وَ: حرف عطف
  • آتُوهُمْ: فعل امر، «بدهیدشان»
  • مِنْ: حرف جر
  • مَالِ: اسم مجرور
  • اللَّهِ: مضاف‌الیه
  • الَّذِي: اسم موصول
  • آتَاكُمْ: فعل ماضی + ضمیر، «به شما عطا کرد»


۴

وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا

و کنیزان خود را اگر خواهان پاکدامنی‌اند، برای طلب متاع زندگی دنیا به فحشا مجبور نکنید.

  • وَلَا: حرف عطف + نهی
  • تُكْرِهُوا: فعل مضارع مجزوم، باب إفعال، «مجبور نکنید»
  • فَتَيَاتِكُمْ: مفعول‌به، کنیزان شما
  • عَلَى: حرف جر
  • الْبِغَاءِ: اسم مجرور، فحشا
  • إِنْ: حرف شرط
  • أَرَدْنَ: فعل ماضی، جمع مؤنث، «خواستند»
  • تَحَصُّنًا: مفعول‌به، پاکدامنی
  • لِتَبْتَغُوا: لام تعلیل + فعل مضارع، «تا بجویید»
  • عَرَضَ: مفعول‌به، متاع زودگذر
  • الْحَيَاةِ: مضاف‌الیه
  • الدُّنْيَا: صفت، زندگی نزدیک و فانی


۵

وَمَنْ يُكْرِههُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ

و هرکس آنان را مجبور کند، پس همانا خدا پس از اجبارشان آمرزنده و مهربان است.

  • وَمَنْ: حرف عطف + اسم شرط
  • يُكْرِههُنَّ: فعل مضارع + ضمیر مفعولی، «مجبورشان کند»
  • فَإِنَّ: فای نتیجه + حرف تأکید
  • اللَّهَ: اسم إنَّ
  • مِنْ: حرف جر
  • بَعْدِ: ظرف
  • إِكْرَاهِهِنَّ: مضاف‌الیه + ضمیر، اجبار آنان
  • غَفُورٌ: خبر إنَّ، بسیار آمرزنده
  • رَحِيمٌ: صفت، مهربان
Nach oben scrollen