024-029-102-نور

« Back to Glossary Index
و بر شما عیب نیست که داخل خانه هائی غیر مسکونی بشوید به خانه های غیر مسکونی ای که در آنها برای شما سود بردنی است و یا اثاثیه ای از شما در آن است و الله هم آنچه را شما آشکار میگردانید میداند و هم آنرا که کتمان میکنید (یعنی در استفاده از خانه های غیر مسكونه باید بعضی از حقوق حقه صاحبان آنرا که ممکن است اشغال شما، باعث ضرر به ایشان شود کتمان نکنید و منظور شما سوءاستفاده نباشد با در نظر گرفتن این موضوع حتی میتوانید یک خانه مخروبه را که صاحبش نمیخواهد از آن استفاده کند برای خود بسازید و استفاده کنید) (۲۹)

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ


بر شما گناهی نیست که وارد خانه‌هایی شوید که مسکونی نیستند، در حالی که در آن‌ها متاعی برای شما وجود دارد؛ و خداوند آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.


لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ

ترجمه:
بر شما گناهی نیست

توضیح گرامری و واژگانی:

  • لَيْسَ: فعل ماضی ناقص، برای نفی به کار می‌رود؛ عمل آن شبیه «کان» است ولی معنای نفی دارد.
  • عَلَيْكُمْ: جار و مجرور، خبر «لیس». «علی» به معنای «بر»، «کم» ضمیر متصل جمع مخاطب.
  • جُنَاحٌ: اسم «لیس» و مرفوع.
  • ریشه: ج ن ح
  • معناها: گناه، خطا، انحراف، میل از راه درست


أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا

ترجمه:
این‌که وارد خانه‌هایی شوید

توضیح گرامری و واژگانی:

  • أَنْ: حرف مصدری و ناصب فعل مضارع.
  • تَدْخُلُوا: فعل مضارع منصوب به «أن»، علامت نصب حذف نون؛ فاعل واو جمع.
  • بُيُوتًا: مفعول‌به منصوب.
  • ریشه دخل: د خ ل
  • معناها: وارد شدن، داخل شدن
  • ریشه بیت: ب ي ت
  • معناها: خانه، محل سکونت، جای شب‌مانی


غَيْرَ مَسْكُونَةٍ

ترجمه:
که مسکونی نیستند

توضیح گرامری و واژگانی:

  • غَيْرَ: صفت برای «بیوتًا»، منصوب و مضاف.
  • مَسْكُونَةٍ: مضاف‌الیه مجرور، اسم مفعول.
  • ریشه سكن: س ك ن
  • معناها: ساکن شدن، آرام گرفتن، اقامت داشتن
  • مسکونة: جایی که در آن سکونت شده است


فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ

ترجمه:
که در آن‌ها متاعی برای شماست

توضیح گرامری و واژگانی:

  • فِيهَا: جار و مجرور، متعلق به خبر مقدم.
  • مَتَاعٌ: مبتدای مؤخر و مرفوع.
  • لَكُمْ: جار و مجرور، صفت یا متعلق به «متاع».
  • ریشه متع: م ت ع
  • معناها: کالا، وسیله، بهره، چیزی که از آن استفاده می‌شود


وَاللَّهُ يَعْلَمُ

ترجمه:
و خداوند می‌داند

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: مبتدا و مرفوع.
  • يَعْلَمُ: فعل مضارع مرفوع، خبر.
  • ریشه علم: ع ل م
  • معناها: دانستن، آگاهی داشتن، شناخت کامل


مَا تُبْدُونَ

ترجمه:
آنچه را آشکار می‌کنید

توضیح گرامری و واژگانی:

  • مَا: اسم موصول، مفعول‌به برای «یعلم».
  • تُبْدُونَ: فعل مضارع مرفوع، فاعل واو جمع.
  • ریشه بدو: ب د و
  • معناها: ظاهر کردن، آشکار ساختن، نمایان کردن


وَمَا تَكْتُمُونَ

ترجمه:
و آنچه را پنهان می‌دارید

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَا: اسم موصول، معطوف بر «ما»ی قبل.
  • تَكْتُمُونَ: فعل مضارع مرفوع، فاعل واو جمع.
  • ریشه كتم: ك ت م
  • معناها: پنهان کردن، مخفی داشتن، پوشاندن
Nach oben scrollen