024-026-102-نور

« Back to Glossary Index
زنان بد سزاوار مردان بد میباشند و مردان بد سزاوار زنان بد میباشند و زنان خوب شایسته مردان خوب، و مردان شایسته برای زنان شایسته میباشند و مردان و زنان خوب از تهمت های مردم بدگو پاکند و سزاوار ایشان آمرزش الله و روزی بسیار خوبی خواهد بود (با بودن اینگونه آیات در قرآن مجید بسیار جای تاسف است که عده ای خود را مسلمان میدانند و روی تبلیغ سوءاستفاده چیان مذهبی و سیاسی تهمت هائی به مهاجر و انصار و اصحاب پیغمبر میزنند و حال آنکه حضرت علی نیز در نهج البلاغه در مکتوب ششم راههای آنان را منحرف نشان داده) (26)
الخَبِيثاتُ لِلخَبِيثينَ وَالخَبِيثونَ لِلخَبِيثاتِ ۖ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبونَ لِلطَّيِّباتِ ۚ أُولٰئِكَ مُبَرَّءونَ مِمّا يَقولونَ ۖ لَهُم مَغفِرَةٌ وَرِزقٌ كَريمٌ

زنان ناپاک برای مردان ناپاک‌اند و مردان ناپاک برای زنان ناپاک؛ و زنان پاک برای مردان پاک‌اند و مردان پاک برای زنان پاک. آنان از آنچه (بدخواهان) می‌گویند مبرّا هستند؛ برای ایشان آمرزش و روزیِ گرامی است.

  1. الخَبِيثاتُ لِلخَبِيثينَ

ترجمه: زنان ناپاک برای مردان ناپاک‌اند.

  • الخَبِيثاتُ:
    • نقش: مبتدا (جمع مؤنث سالم، معرفه به «ال»).
    • ساخت: جمع مؤنث سالم از «خَبيث».
    • ریشه: خ ب ث.
    • معناها: ناپاک، بد، پلید؛ در این سیاق دربارهٔ اشخاص (اغلب زنان)، یا به‌صورت عام دربارهٔ گفتار/اعمال ناپسند هم استعمال می‌شود.
  • لِـ:
    • نقش: حرف جرّ، افادهٔ استحقاق/تناسب/ملک مجازی: «برای/سزاوارِ».
  • الخَبِيثينَ:
    • نقش: اسم مجرور به لام، جمع مذکّر سالم منصوب/مجرور با یاء (اینجا مجرور).
    • ساخت: جمع مذکّر سالم از «خَبيث».
    • ریشه/معنا: همان خ ب ث؛ ناپاک، بدکار.

  1. وَالخَبِيثونَ لِلخَبِيثاتِ

ترجمه: و مردان ناپاک برای زنان ناپاک‌اند.

  • الواو:
    • نقش: حرف عطف، پیوند جملهٔ پیشین با جملهٔ جدید.
  • الخَبِيثونَ:
    • نقش: مبتدا مرفوع (جمع مذکّر سالم با واو رفع).
    • معنا/ریشه: از «خَبيث»، ناپاک.
  • لِـ:
    • حرف جرّ دالّ بر تناسب/سزاواری.
  • الخَبِيثاتِ:
    • اسم مجرور، جمع مؤنث سالم از «خَبيث».
    • معنا: زنان ناپاک.

  1. وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ

ترجمه: و زنان پاک برای مردان پاک‌اند.

  • الواو:
    • حرف عطف.
  • الطَّيِّباتُ:
    • نقش: مبتدا، جمع مؤنث سالم.
    • ریشه: ط ي ب.
    • معناها: پاک، نیک، خوش، شایسته؛ می‌تواند دربارهٔ اشخاص، گفتار، رزق، زندگی به‌کار رود.
    • نکتهٔ آوایی: ادغام/تشديد در «طيّ».
  • لِـ:
    • حرف جرّ.
  • الطَّيِّبينَ:
    • اسم مجرور، جمع مذکّر سالم.
    • معنا/ریشه: همان ط ي ب؛ پاکان، نیکان.

  1. وَالطَّيِّبونَ لِلطَّيِّباتِ

ترجمه: و مردان پاک برای زنان پاک‌اند.

  • الواو:
    • حرف عطف.
  • الطَّيِّبونَ:
    • مبتدا مرفوع، جمع مذکّر سالم.
    • معنا/ریشه: از «طيب»، پاک، نیک.
  • لِـ:
    • حرف جرّ.
  • الطَّيِّباتِ:
    • اسم مجرور، جمع مؤنث سالم.
    • معنا: زنان پاک.

  1. أُولٰئِكَ مُبَرَّءونَ مِمّا يَقولونَ

ترجمه: آنان از آنچه می‌گویند مبرّا هستند.

  • أُولٰئِكَ:
    • نقش: اسم اشاره برای جمع دور (معرفه)، مبتدا.
    • مرجع: گروه مؤمنان پاکدامن که مورد اتهام قرار گرفته بودند.
  • مُبَرَّءونَ:
    • خبر مرفوع؛ اسم مفعول جمع مذکّر سالم از «بَرَّأَ».
    • ریشه: ب ر أ.
    • معنا: پاک‌شده، تبرئه‌شده، بی‌گناه.
  • مِن:
    • حرف جرّ، افادهٔ تبعیض/ابتداء و در اینجا «برائت از».
  • ما:
    • اسم موصول/مصدرية؛ اینجا موصوله: «آنچه».
  • يَقولونَ:
    • فعل مضارع مرفوع (نصب/جزم نشده)، واو جمع فاعل.
    • ریشه: ق و ل.
    • معنا: می‌گویند؛ یعنی تهمت‌ها و بدگویی‌های بدخواهان.

  1. لَهُم مَغفِرَةٌ وَرِزقٌ كَريمٌ

ترجمه: برای آنان آمرزش و روزیِ گرامی است.

  • لَهُم:
    • جار و مجرور مقدّم، خبر شبه‌جمله برای افادهٔ اختصاص/استحقاق.
    • ضمیر «هم»: برای آنان.
  • مَغفِرَةٌ:
    • مبتدا/مؤخر نکره مرفوع؛ مصدر به معنی «آمرزش».
    • ریشه: غ ف ر (پوشاندن، آمرزیدن).
  • وَ:
    • حرف عطف.
  • رِزقٌ:
    • معطوف مرفوع؛ روزی، بخشش الهی.
    • ریشه: ر ز ق.
  • كَريمٌ:
    • صفت برای «رزق»، نکره مرفوع.
    • ریشه: ك ر م.
    • معنا: بزرگوار، فراوان، ارزشمند؛ در سیاق قرآن غالباً رزقی شریف و پایدار (در دنیا یا بهشت).
Nach oben scrollen