024-012-102-نور

« Back to Glossary Index
و شما وقتی آنرا شنیدید، چرا مردان و زنان مؤمن درباره نفرانی از خودشان گمان خوب نبردند و چرا نگفتند این دروغ روشنی است (۱۲)
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ

چرا هنگامی که آن را شنیدید، مردان و زنان باایمان دربارهٔ خودشان گمان نیک نبردند و نگفتند: «این تهمتی آشکار است»؟


لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ
چرا هنگامی که آن را شنیدید

  • لَوْلَا: حرف تحضيض و توبیخ؛ برای سرزنش به‌کار می‌رود به معنای «چرا… نکردید».
  • إِذْ: ظرف زمان گذشته؛ «هنگامی که».
  • سَمِعْتُمُوهُ: فعل ماضی، ریشهٔ س‌م‌ع؛ «شنیدید آن را». «ـتم» فاعل جمع، «ـوه» ضمیر مفعولی (آن).

ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ
مردان و زنانِ باایمان گمان بردند

  • ظَنَّ: فعل ماضی، ریشهٔ ظ‌ن‌ن؛ گمان بردن (می‌تواند به معنای باور قوی یا حدس باشد).
  • الْمُؤْمِنُونَ: جمع مذکر سالم از مؤمن، ریشهٔ أ‌م‌ن؛ ایمان‌آورندگان مرد.
  • وَالْمُؤْمِنَاتُ: جمع مؤنث سالم از مؤمنه؛ ایمان‌آورندگان زن.

بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا
دربارهٔ خودشان نیک

  • بِ: حرف جر؛ «دربارهٔ / نسبت به».
  • أَنْفُسِهِمْ: «خودشان»؛ نفس به معنای جان/خود، با ضمیر جمع «ـهم».
  • خَيْرًا: مفعول ثانی برای «ظنّ»؛ نیکی، خیر، خوبی. ریشهٔ خ‌ي‌ر با معانی خیر، صلاح، نیکی.

وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ
و گفتند: این تهمتی آشکار است

  • وَقَالُوا: فعل ماضی جمع، ریشهٔ ق‌و‌ل؛ گفتند.
  • هَٰذَا: اسم اشارهٔ نزدیک؛ «این».
  • إِفْكٌ: اسم، ریشهٔ أ‌ف‌ك؛ دروغ بزرگ، تهمت ساختگی، وارونه‌نمایی حقیقت.
  • مُبِينٌ: صفت، ریشهٔ ب‌ي‌ن؛ آشکار، روشن، واضح.

افک

معنای لغوی:
واژهٔ «افک» از ریشهٔ عربی است و به معنای «انتشار دادن»، «پراکنده کردن» یا «پراکنده ساختن چیزی» می‌باشد. در قرآن و متون دینی، افک معمولاً به معنای «افتراء بستن»، یعنی نسبت دادن دروغ و تهمت به کسی است.

معنای اصطلاحی:
در کاربرد شرعی و فقهی، افک به معنای نسبت دادن عملی خلاف به شخصی است بدون داشتن دلیل و برهان، که این نسبت دروغین باعث لطمه‌زدن به آبرو و حیثیت آن فرد می‌شود. به‌طور خاص، در قرآن کریم وقتی از افک سخن گفته می‌شود، معمولاً منظور نسبت دادن زنا یا گناه کبیره به زنان پاکدامن بدون دلیل است.

مثال:
در سوره نور آیه 4 آمده است:
«إِنَّ الَّذِينَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»
این آیه درباره افک و تهمت زدن به زنان پاکدامن است.


کذب

معنای لغوی:
«کذب» به معنای دروغ گفتن، حقیقت را انکار کردن و برخلاف واقع چیزی را بیان کردن است.

معنای اصطلاحی:
کذب یعنی بیان چیزی که با حقیقت هماهنگ نیست و قصد گمراه کردن یا فریب دادن دیگران را دارد. کذب می‌تواند به صورت گفتاری، نوشتاری یا رفتاری باشد.

ویژگی‌های کذب:

  • برخلاف واقع بودن مطلب
  • عمدی بودن در بیان آن (یعنی آگاهانه دروغ گفتن)
  • هدف گمراه کردن یا فریب دادن افراد

فرق افک و کذب:

  • افک نوعی خاص از کذب است که معمولاً به معنای تهمت زدن، به ویژه نسبت دادن گناه بزرگ (مثل زنا) بدون دلیل است.
  • کذب عام‌تر است و هرگونه دروغ را شامل می‌شود، خواه تهمت باشد یا نباشد.

خلاصه

واژهمعنی کلیکاربرد اصلیتفاوت مهم
افکنسبت دادن تهمت و دروغ بزرگتهمت زدن به خصوص نسبت دادن گناهنوع خاصی از کذب که بیشتر با تهمت همراه است
کذبدروغ گفتن، بیان خلاف حقیقتهر نوع دروغکلی‌تر از افک، شامل هر نوع دروغ

Nach oben scrollen