024-010-102-نور

« Back to Glossary Index
و اگر فضل الله و رحمت او بر شما مسلمانان نبود که این قوانین حساب شده دقیق را برای حفظ جامعه شما از فساد گذاشته، جامعه بس فاسدی میداشتید و راه توبه را برای همه باز گذاشته و حکمت الله در قوانینش حکفرماست (باید دانست اصول قوانين الله برای جلوگیری از فسادهاست و هم برای آن است که از انتشار کارهای فاسد و علاقه مردم به فساد جلوگیری شود و فساد کار مجبور شود بسیار مخفی و پنهانی کار فساد را انجام دهد و حال آنکه هرگاه این قوانین در جامعه مراعات نشود قبح کارهای فاسد مانند امروزه از بین میرود، ضمنا باید یاد آوری نمود اگر مردی نسبت به زن خود عمل زشتی را به طرز بالا گواهی داد و زن او نیز بر عليه او گواهی داد این زن و شوهر میتوانند تقاضای طلاق نمایند) (۱۰)

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ

و اگر فضل خدا بر شما و رحمت او نبود، و (اینکه) خدا بسیار توبه‌پذیر و حکیم است.

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ

ترجمه:
و اگر فضل خدا بر شما نبود

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، به معنای «و».
  • لَوْلَا: حرف امتناع لوجود؛ دلالت بر این دارد که چیزی به سبب وجود امر دیگری واقع نشده است.
  • فَضْلُ: اسم، فاعلِ مرفوع برای «لولا». ریشه: «ف ض ل». معناها: برتری، افزونی، بخشش.
  • اللَّهِ: مضافٌ‌الیه، اسم جلاله.
  • عَلَيْكُمْ: جار و مجرور، «على» حرف جر + «كم» ضمیر جمع مخاطب؛ به معنای «بر شما».

وَرَحْمَتُهُ

ترجمه:
و رحمت او

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • رَحْمَتُ: اسم معطوف، مرفوع. ریشه: «ر ح م». معناها: مهربانی، بخشایش، رحمت.
  • هُ: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه، اشاره به خداوند.

وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ

ترجمه:
و اینکه خدا بسیار توبه‌پذیر و حکیم است

توضیح گرامری و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل، برای تأکید و نصب اسم.
  • اللَّهَ: اسم «أنّ»، منصوب.
  • تَوَّابٌ: خبر «أنّ» (در اصل مرفوع)، صیغه مبالغه. ریشه: «ت و ب». معناها: بسیار پذیرندهٔ توبه، بازگرداننده به رحمت.
  • حَكِيمٌ: صفت برای «توّاب»، مرفوع. ریشه: «ح ك م». معناها: دانا، صاحب حکم، مستحکم در کار.
Nach oben scrollen