024-008-102-نور

« Back to Glossary Index
و اگر همسر او بیاید و چهار بار بگوید الله شاهد است که این مرد از دروغگویان است (۸)

وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ۙ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ


و عذاب را از او دفع می‌کند اینکه چهار بار به نام خدا شهادت دهد که او قطعاً از دروغگویان است.


وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ

ترجمهٔ فارسی:
و عذاب را از او دور می‌کند.

توضیح واژه‌ها و نکات گرامری:

  • وَ: حرف عطف، پیونددهندهٔ جمله با جملهٔ پیشین.
  • يَدْرَأُ: فعل مضارع مرفوع، از ریشهٔ «د-ر-ء». معناها: دفع کردن، دور ساختن، بازداشتن.
  • عَنْهَا: جار و مجرور؛ «عن» حرف جر به معنی «از»، «ها» ضمیر متصل مؤنث مفرد.
  • الْعَذَابَ: اسم منصوب، مفعول به برای «يدرأ». معنا: کیفر، مجازات.

أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ

ترجمهٔ فارسی:
اینکه چهار بار به خدا سوگند شهادت دهد.

توضیح واژه‌ها و نکات گرامری:

  • أَنْ: حرف مصدریه و ناصبه، سبب نصب فعل مضارع پس از خود.
  • تَشْهَدَ: فعل مضارع منصوب به «أن»، از ریشهٔ «ش-ه-د». معناها: گواهی دادن، شهادت دادن، حضور داشتن.
  • أَرْبَعَ: عدد، منصوب و صفت برای «شهادات».
  • شَهَادَاتٍ: جمع مؤنث سالم، اسم مجرور یا منصوب در این ساخت، معنا: گواهی‌ها، شهادت‌ها.
  • بِاللَّهِ: جار و مجرور؛ «بِ» برای سوگند، «اللّه» اسم جلاله. معنا: به خدا، به نام خدا.

إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ

ترجمهٔ فارسی:
که او قطعاً از دروغگویان است.

توضیح واژه‌ها و نکات گرامری:

  • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل، برای تأکید.
  • هُ: ضمیر متصل، اسم «إنّ».
  • لَـ: لام تأکید، برای تقویت معنای خبر.
  • مِنَ: حرف جر تبعیض یا بیان جنس.
  • الْكَاذِبِينَ: اسم مجرور به «من»، جمع مذکر سالم؛ ریشهٔ «ك-ذ-ب». معناها: دروغگویان، کسانی که سخن نادرست می‌گویند.
Nach oben scrollen