024-006-102-نور

« Back to Glossary Index
و آنان که نسبت زنا به همسران خود میدهند و برای ایشان جز خودشان گواهانی نیست بجای آوردن چهار شاهد به شرطی شهادت ایشان قبول است که هر یک چهار بار بگویند الله گواه است که راست میگویند (6)

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ

و کسانی که همسران خود را متهم می‌کنند، در حالی که شاهدانی جز خودشان ندارند، پس گواهی هر یک از آنان این است که چهار بار به نام خدا سوگند یاد کند که او از راستگویان است.


۱. وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ

و کسانی که همسران خود را متهم می‌کنند

توضیح زبانی و واژگانی:

  • وَ: حرف عطف، به معنی «و».
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، به معنی «کسانی که».
  • يَرْمُونَ: فعل مضارع، باب فَعَلَ، ریشهٔ «ر-م-ي».
    • معنای اصلی: انداختن، پرتاب کردن
    • معنای مجازی در این سیاق: تهمت زدن، نسبت دادن زنا
  • أَزْوَاجَهُمْ:
    • أَزْوَاج: جمع «زوج»، به معنی همسران
    • هُمْ: ضمیر متصل، مفعول‌الیه، «شان / خودشان»

۲. وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنفُسُهُمْ

و برای آنان شاهدانی جز خودشان وجود ندارد

توضیح زبانی و واژگانی:

  • وَلَمْ:
    • وَ: حرف عطف
    • لَمْ: حرف نفی و جزم، فعل مضارع را مجزوم می‌کند
  • يَكُنْ: فعل مضارع ناقص مجزوم از «كان»، به معنی «باشد / وجود داشته باشد»
  • لَهُمْ: جار و مجرور، «برای آنان»
  • شُهَدَاءُ: جمع «شهيد / شاهد»، به معنی گواهان
  • إِلَّا: ادات استثناء، «جز / مگر»
  • أَنفُسُهُمْ:
    • أَنفُس: جمع «نفس»، به معنی خود
    • هُمْ: ضمیر متصل، «خودشان»

۳. فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ

پس گواهیِ یکی از آنان چهار گواهی به نام خداست

توضیح زبانی و واژگانی:

  • فَ: حرف تفریع، نتیجه و پیامد را می‌رساند
  • شَهَادَةُ: مصدر، ریشهٔ «ش-ه-د»، به معنی گواهی دادن
  • أَحَدِهِمْ:
    • أَحَد: یکی
    • هِمْ: ضمیر جمع، «از آنان»
  • أَرْبَعُ: عدد، «چهار»
  • شَهَادَاتٍ: جمع «شهادة»، گواهی‌ها
  • بِاللَّهِ:
    • بِ: حرف جر
    • اللَّهِ: نام جلاله، به معنی خدا
    • معنای کاربردی: سوگند به خدا

۴. إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ

که او قطعاً از راستگویان است

توضیح زبانی و واژگانی:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب
  • هُ: ضمیر شأن یا ضمیر به گواه‌دهنده
  • لَ: لام تأکید
  • مِنَ: حرف جر، در اینجا برای بیان گروه
  • الصَّادِقِينَ:
    • جمع «صادق»
    • ریشهٔ «ص-د-ق»
    • معانی: راستگو، درست‌گفتار، مطابق واقع
Nach oben scrollen