024-003-102-نور

« Back to Glossary Index
مرد زنا کننده جز زن زنا دهنده و یا زن مشرک را به همسری نمی گیرد و زن زنا دهنده را هم جز مرد زنا کننده و یا مردی مشرک نمی گیرد و این هر دو بر مؤمنان حقیقی حرام شده (یعنی چون مؤمنان حقیقی در تمام کارها و از جمله در موضوع زناشوئی کنجکاوند تا کمتر فریب بخورند اگر بدانند مردی سابقه زنا کردن دارد به او زن نمی دهند و به همینطور مرد مؤمن حقیقی برای انتخاب همسر دقیق می شود و زنی را که سابقه زنا دادن دارد برای همسری خود انتخاب نمی کند با توضیح فوق معلوم میشود آنانکه تصور میکنند مفهوم دو جمله مربوط به زانی و زانیه یکی است سخت در اشتباهند و این دو جمله تعلیم میدهد مسلمان نباید همسری ناشایست و مشرک و بداخلاق داشته باشد) (3)

الزّاني لا يَنكِحُ إِلّا زانِيَةً أَو مُشرِكَةً وَالزّانِيَةُ لا يَنكِحُها إِلّا زانٍ أَو مُشرِكٌ ۚ وَحُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى المُؤمِنينَ

مرد زناکار جز با زن زناکار یا زن مشرک ازدواج نمی‌کند، و زن زناکار را جز مردی زناکار یا مشرک به همسری نمی‌گیرد؛ و این کار بر مؤمنان حرام شده است.


۱) الزّاني لا يَنكِحُ إِلّا زانِيَةً أَو مُشرِكَةً

ترجمه فارسی:
مرد زناکار جز با زن زناکار یا زن مشرک ازدواج نمی‌کند.

توضیح گرامری:

  • الزّاني: مبتدا، معرفه با «ال»
  • لا: لا النافية (نفی‌کننده)
  • يَنكِحُ: فعل مضارع مرفوع
  • إِلّا: أداة استثناء
  • زانِيَةً: مستثنى، منصوب
  • أَو: حرف عطف (تخییر/تنویع)
  • مُشرِكَةً: معطوف بر «زانية»، منصوب

ریشه و معناهای واژه‌ها:

  • الزّاني: از ریشه «ز ن ي»؛ زناکننده، کسی که مرتکب زنا می‌شود
  • يَنكِحُ: از ریشه «ن ك ح»؛ ازدواج کردن، به عقد درآوردن، همسر گرفتن
  • إِلّا: مگر، جز
  • زانِيَة: مؤنث زانی؛ زن زناکار
  • مُشرِكَة: از ریشه «ش ر ك»؛ زن مشرک، کسی که برای خدا شریک قائل می‌شود

────────────────────────────────

۲) وَالزّانِيَةُ لا يَنكِحُها إِلّا زانٍ أَو مُشرِكٌ

ترجمه فارسی:
و زن زناکار را جز مردی زناکار یا مشرک به همسری نمی‌گیرد.

توضیح گرامری:

  • وَ: حرف عطف
  • الزّانِيَةُ: مبتدا، معرفه
  • لا: لا النافية
  • يَنكِحُها: فعل مضارع + ضمیر مفعولی «ها»
  • إِلّا: أداة استثناء
  • زانٍ: مستثنى، مرفوع
  • أَو: حرف عطف
  • مُشرِكٌ: معطوف بر «زانٍ»، مرفوع

ریشه و معناهای واژه‌ها:

  • الزّانِيَة: زن زناکار
  • يَنكِحُها: «ينكح» از ریشه «ن ك ح» + «ها» به معنای «او را»
  • زانٍ: مرد زناکار
  • مُشرِك: مرد مشرک، شریک‌گیرنده برای خدا

────────────────────────────────

۳) وَحُرِّمَ ذٰلِكَ عَلَى المُؤمِنينَ

ترجمه فارسی:
و این کار بر مؤمنان حرام گردانیده شده است.

توضیح گرامری:

  • وَ: حرف عطف
  • حُرِّمَ: فعل ماضی مجهول
  • ذٰلِكَ: نائب فاعل
  • عَلَى: حرف جر
  • المُؤمِنينَ: اسم مجرور، جمع

ریشه و معناهای واژه‌ها:

  • حُرِّمَ: از ریشه «ح ر م»؛ حرام شد، ممنوع گردید
  • ذٰلِكَ: آن، اشاره به حکم پیشین
  • المُؤمِنينَ: از ریشه «أ م ن»؛ ایمان‌آورندگان، باورمندان

Nach oben scrollen