022-045-105-حج

« Back to Glossary Index
آیا آثار خرابی شهرهای بسیاری باقی نمانده است که ثابت گرداند بواسطه ستمهائی که مردم آنها کرده اند، سقف هایشان را فرو ریخته ایم و چشمه های ایشان را متروک کرده ایم و قصرهای پُر نقش و بلندشان را زیر خاک برده ایم؟ (45)
فَكَأَيِّن مِن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ

پس چه بسیار شهرهایی که آن‌ها را نابود کردیم، در حالی که ستمگر بودند؛ پس اکنون ویران و فرو ریخته بر سقف‌های خود افتاده‌اند، و چه بسیار چاه‌هایی که رها شده و قصرهایی که استوار و بلند بوده‌اند.

فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا

پس چه بسیار شهرهایی که آن‌ها را نابود کردیم.
فَ: حرف عطف و تفریع، به معنای «پس، آنگاه»؛ كَأَيِّنْ: اسم مبهم خبری به معنای «چه بسیار»، در محل رفع مبتدا؛ مِنْ: حرف جر برای بیان جنس؛ قَرْيَةٍ: اسم مجرور، ریشه «ق ر ي»، به معنای شهر یا آبادی؛ أَهْلَكْنَاهَا: فعل ماضی، ریشه «ه ل ك»، صیغه متکلم مع الغیر، «ما نابود کردیم»، «ها» ضمیر مفعولی مؤنث مفرد و مرجع آن «قریة» است.


وَهِيَ ظَالِمَةٌ

در حالی که آن شهرها ستمگر بودند.
وَ: حرف حال؛ هِيَ: ضمیر منفصل مؤنث مفرد، مبتدا؛ ظَالِمَةٌ: خبر مرفوع، ریشه «ظ ل م»، اسم فاعل مؤنث به معنای ستمگر، متجاوز از حق.


فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا

پس ویران شده و بر سقف‌های خود فرو ریخته‌اند.
فَ: حرف تفریع؛ هِيَ: ضمیر منفصل مؤنث مفرد؛ خَاوِيَةٌ: خبر مرفوع، ریشه «خ و ي»، به معنای خالی، ویران، فرو افتاده؛ عَلَىٰ: حرف جر به معنای «بر، روی»؛ عُرُوشِهَا: اسم مجرور، جمع «عَرْش» به معنای سقف یا بام، ریشه «ع ر ش»، «ها» ضمیر مضاف‌الیه مؤنث مفرد.


وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ

و چه بسیار چاه‌هایی که رها و بی‌استفاده مانده‌اند.
وَ: حرف عطف؛ بِئْرٍ: اسم مجرور، ریشه «ب أ ر»، به معنای چاه آب؛ مُعَطَّلَةٍ: صفت مجرور، ریشه «ع ط ل»، اسم مفعول باب تفعیل، به معنای رها شده، بدون استفاده.


وَقَصْرٍ مَشِيدٍ

و کاخ‌هایی که استوار و بلند بوده‌اند.
وَ: حرف عطف؛ قَصْرٍ: اسم مجرور، ریشه «ق ص ر»، به معنای کاخ یا بنای بزرگ؛ مَشِيدٍ: صفت مجرور، ریشه «ش ي د»، به معنای بلند ساخته‌شده، محکم و استوار.

Nach oben scrollen