022-044-105-حج

« Back to Glossary Index
و مردم شهر مدین (که پیغمبرشان شعیب بود) و مردم زمان موسی نیز پیغمبر خود را دروغگو پنداشتند و من مدتی به آن کفران کنندگان، مهلت دادم و در موقعی که لازم بود ایشان را سخت دچار کردم و در تاریخ آنان بنگرید که نتیجه انکار کردنِ من برای ایشان چگونه بود؟ (44)
وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ ۖ وَكُذِّبَ مُوسَىٰ فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ ۖ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ

و (نیز) یارانِ مَدْیَن؛ و موسی تکذیب شد، پس به کافران مهلت دادم، سپس آنان را فرو گرفتم؛ پس (ببین) انکار و کیفر من چگونه بود.


وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ

یارانِ مَدْیَن

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند دادن به مطالب پیشین.
  • أَصْحَابُ: جمع «صاحِب»، اسم، مرفوع؛ به معنای یاران، همراهان.
    • ریشه: ص ح ب
    • معنا: همراهی، مصاحبت.
  • مَدْيَنَ: اسم خاص، مضاف‌الیه، مجرور.
    • نام قومی که حضرت شعیب به سوی آنان فرستاده شد.


وَكُذِّبَ مُوسَىٰ

و موسی تکذیب شد

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كُذِّبَ: فعل ماضی مجهول.
    • ریشه: ك ذ ب
    • معنا: دروغ انگاشته شد، تکذیب گردید.
  • مُوسَىٰ: اسم خاص، نائب فاعل، مرفوع.
    • نام پیامبر الهی.


فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ

پس به کافران مهلت دادم

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع؛ دلالت بر نتیجه و پی‌آمد.
  • أَمْلَيْتُ: فعل ماضی، متکلم وحده.
    • ریشه: م ل ي
    • معنا: مهلت دادم، تأخیر انداختم.
  • لِـ: حرف جر.
  • الْكَافِرِينَ: اسم جمع، مجرور به لام.
    • ریشه: ك ف ر
    • معنا: انکارکنندگان، پوشانندگان حق.


ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ

سپس آنان را فرو گرفتم

شرح واژه‌ها:

  • ثُمَّ: حرف عطف با دلالت بر فاصلهٔ زمانی.
  • أَخَذْتُ: فعل ماضی، متکلم وحده.
    • ریشه: أ خ ذ
    • معنا: گرفتم، به کیفر رساندم.
  • هُمْ: ضمیر متصل، مفعول‌به.
    • اشاره به کافران یادشده.


فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ

پس انکار و کیفر من چگونه بود؟

شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع.
  • كَيْفَ: اسم استفهام.
    • معنا: چگونه.
  • كَانَ: فعل ماضی ناقص.
  • نَكِيرِ: اسم، خبر «کان».
    • ریشه: ن ك ر
    • معنا: انکار، عذاب شدید، کیفر سخت.
Nach oben scrollen