022-034-105-حج

« Back to Glossary Index
و ما برای هر دسته دیندار صحیح، مرکز اجتماعی را قرار دادیم تا نام الله را بر آنچه از چهارپایان خوراکی بر ایشان روزی کرده، بیاد آورند (بیاد آورند که چگونه گوشت بعضی حیوانات آرام و مظلوم را برای استفاده بشر آماده کرده و قطعا یک تربیت عالی و بزرگ را برای بشرها خواسته) پس خدای شما یک خداست (خدا یعنی صاحب اختیار نه خالق) پس به آن یک خدا، تسلیم شوید و بچنین سر فرود آورندگانی، مژده بده. (34)
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ ۗ فَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ

و برای هر امّتی آیینی [ویژهٔ عبادت] قرار دادیم تا نام خدا را بر آنچه از چهارپایان به آنان روزی داده است یاد کنند؛ پس معبود شما معبودی یگانه است، پس تنها در برابر او تسلیم شوید؛ و فروتنان را بشارت ده.


وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا

و برای هر امّتی آیین و عبادتی مقرّر کردیم.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لِـ: حرف جر، به معنای «برای».
  • كُلِّ: اسم، مفرد، مضاف، به معنای «هر».
  • أُمَّةٍ: اسم مجرور، ریشه «أ م م»، به معنای گروه، ملت، جامعه.
  • جَعَلْنَا: فعل ماضی، متکلم مع‌الغیر، ریشه «ج ع ل»، به معنای قرار دادیم، مقرر کردیم.
  • مَنْسَكًا: اسم منصوب، ریشه «ن س ك»، به معنای عبادت، آیین، عمل عبادی (به‌ویژه قربانی).


لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ

تا نام خدا را یاد کنند.
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: لام تعلیل، برای بیان هدف.
  • يَذْكُرُوا: فعل مضارع منصوب، جمع، ریشه «ذ ك ر»، به معنای یاد کنند.
  • اسْمَ: اسم منصوب، ریشه «س م و / و س م»، به معنای نام.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه، به معنای خدای یگانه.


عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ

بر آنچه از چهارپایان به آنان روزی داده است.
شرح واژه‌ها:

  • عَلَىٰ: حرف جر، به معنای «بر».
  • مَا: اسم موصول یا مصدری، به معنای «آنچه».
  • رَزَقَهُمْ: فعل ماضی + ضمیر مفعولی، ریشه «ر ز ق»، به معنای روزی داد به آنان.
  • مِنْ: حرف جر، برای بیان منشأ یا تبعیض.
  • بَهِيمَةِ: اسم مجرور، ریشه «ب ه م»، به معنای حیوان زبان‌بسته، چهارپا.
  • الْأَنْعَامِ: اسم جمع، ریشه «ن ع م»، به معنای چارپایان (شتر، گاو، گوسفند و بز).


فَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ

پس معبود شما معبودی یگانه است.
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف تفریع، بیان نتیجه.
  • إِلَٰهُكُمْ: اسم، مبتدا، ریشه «أ ل ه»، به معنای معبود شما.
  • إِلَٰهٌ: خبر، نکره، به معنای معبود.
  • وَاحِدٌ: صفت، ریشه «و ح د»، به معنای یگانه، واحد.


فَلَهُ أَسْلِمُوا

پس تنها در برابر او تسلیم شوید.
شرح واژه‌ها:

  • فَـ: حرف نتیجه.
  • لَهُ: جار و مجرور، ضمیر غایب، به معنای «برای او / در برابر او».
  • أَسْلِمُوا: فعل امر، جمع، ریشه «س ل م»، به معنای تسلیم شوید.


وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ

و فروتنان را بشارت ده.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • بَشِّرْ: فعل امر، ریشه «ب ش ر»، به معنای بشارت بده.
  • الْمُخْبِتِينَ: اسم جمع، منصوب، ریشه «خ ب ت»، به معنای فروتنان، خاشعان، آنان که دل‌هایشان آرام و فروتن در برابر خداست.
Nach oben scrollen