022-030-105-حج

« Back to Glossary Index
با در نظر گرفتن آنچه گفته شد، هر کس قرار دادهای الله را بزرگ شمارد، آن نزد پروردگارش برایش خوب خواهد بود و تمام چارپایان خوراکی، برای شما مسلمانان حلال شده، مگر آنچه بر شما حرمت آن خوانده شده است (یعنی گوشت خوک) پس شما از پلیدی هائی که از بت پرستی ها بوجود می آید و هم از هر سخن دروغی، دوری نمائید (۳۰)
ذٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ ۗ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ ۖ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ

این است [حکم خدا]؛ و هر کس حرمت‌های الهی را بزرگ بدارد، این برای او نزد پروردگارش بهتر است. و چهارپایان برای شما حلال گردانیده شد، مگر آنچه بر شما تلاوت می‌شود. پس از پلیدیِ بت‌ها دوری کنید و از گفتارِ باطل نیز دوری کنید.


ذٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ

این است [حکم]؛ و هر کس حرمت‌های خدا را بزرگ بدارد، پس آن برای او نزد پروردگارش بهتر است.
شرح واژه‌ها:

  • ذٰلِكَ: اسم اشاره، مبنی؛ «آن/این است».
  • وَ: حرف عطف.
  • مَن: اسم شرط جازم؛ «هر که».
  • يُعَظِّمْ: فعل مضارع مجزوم به شرط؛ باب تفعیل؛ ریشه ع-ظ-م؛ بزرگ می‌شمارد.
  • حُرُمَاتِ: جمع «حُرْمَة»؛ اسم؛ ریشه ح-ر-م؛ چیزهای محترم/حدود مقدس؛ مضاف.
  • اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضاف‌الیه، مجرور.
  • فَ: فای جواب شرط.
  • هُوَ: ضمیر فصل/مبتدا.
  • خَيْرٌ: اسم تفضیل/خبر؛ بهتر.
  • لَّهُ: جار و مجرور؛ برای او.
  • عِندَ: ظرف مکان/زمان؛ نزد.
  • رَبِّهِ: «ربّ» اسم، ریشه ر-ب-ب؛ پروردگارِ او؛ مضاف و مضاف‌الیه (ضمیر).

وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ

و چهارپایان برای شما حلال گردانیده شد، مگر آنچه بر شما تلاوت می‌شود.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أُحِلَّتْ: فعل ماضی مجهول؛ باب إفعال؛ ریشه ح-ل-ل؛ حلال گردانیده شد.
  • لَكُمُ: جار و مجرور؛ برای شما.
  • الْأَنْعَامُ: اسم جمع؛ ریشه ن-ع-م؛ چهارپایان؛ نائب فاعل مرفوع.
  • إِلَّا: حرف استثناء.
  • مَا: اسم موصول/موصوف؛ آنچه.
  • يُتْلَىٰ: فعل مضارع مجهول؛ ریشه ت-ل-و؛ تلاوت می‌شود.
  • عَلَيْكُمْ: جار و مجرور؛ بر شما.

فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ

پس از پلیدیِ بت‌ها دوری کنید و از گفتارِ باطل دوری کنید.
شرح واژه‌ها:

  • فَ: فای تفریع/نتیجه.
  • اجْتَنِبُوا: فعل امر، جمع مخاطب؛ باب افتعال؛ ریشه ج-ن-ب؛ دوری کنید.
  • الرِّجْسَ: اسم؛ ریشه ر-ج-س؛ پلیدی/ناپاکی؛ مفعول‌به.
  • مِنَ: حرف جر؛ از.
  • الْأَوْثَانِ: جمع «وَثَن»؛ اسم؛ ریشه و-ث-ن؛ بت‌ها؛ مجرور.
  • وَ: حرف عطف.
  • اجْتَنِبُوا: فعل امر؛ تکرار برای تأکید.
  • قَوْلَ: اسم؛ ریشه ق-و-ل؛ گفتار؛ مفعول‌به.
  • الزُّورِ: اسم؛ ریشه ز-و-ر؛ باطل/دروغ؛ مضاف‌الیه.

حُرُمَاتِ


معانی تفصیلی

حُرُمات جمعِ واژهٔ حُرْمَة است. این واژه معانی زیر را در زبان عربی دارد:

  1. امور مقدس و غیرقابل تعرض
    هر چیزی که شکستن، نقض کردن یا بی‌احترامی به آن ممنوع باشد؛ مانند مقدسات دینی، حقوق الهی یا ارزش‌های شرعی.
  2. حدود و ممنوعیت‌های شرعی
    احکام و قوانینی که عبور از آن‌ها جایز نیست؛ مانند محرمات الهی.
  3. حرمت و احترام اجتماعی یا اخلاقی
    شأن، کرامت و جایگاهی که باید حفظ شود؛ مانند حرمت اشخاص، خانواده، یا مکان‌ها.
  4. مکان‌ها یا زمان‌های مقدس
    به‌ویژه در متون دینی، برای اشاره به چیزهایی مانند حرم مکه، ماه‌های حرام یا اعمال مقدس.

ریشه و ساخت واژه (Stammwurzel)

ریشهٔ واژه حُرُمات، فعل ثلاثی ح ر م است.

  • حَرَمَ: منع کرد، بازداشت، ممنوع ساخت
  • حُرْمَة: احترام، قداست، ممنوعیت
  • حَرَام: ممنوع، ناروا از نظر شرعی
  • حِرْمَان: محرومیت

این ریشه در اصل به معنای «جدا کردن چیزی از دسترس» و «قرار دادن در محدودهٔ ممنوع» بوده است.


کاربرد واژه در زبان عربی

واژه حُرُمات بیشتر در موارد زیر به کار می‌رود:

  • متون دینی و فقهی
  • قرآن و حدیث
  • زبان رسمی و حقوقی
  • بیان مفاهیم اخلاقی و اجتماعی

نمونه کاربردها:

  • انتهاک الحُرُمات
    نقض مقدسات یا شکستن حدود شرعی
  • حفظ الحُرُمات
    پاسداری از امور مقدس و محترم
  • تعدّی على الحُرُمات
    تجاوز به حقوق و ارزش‌های غیرقابل تعرض

اطلاعات ریشه‌شناسی (اتیمولوژی)

ریشه ح ر م از قدیمی‌ترین ریشه‌های زبان‌های سامی است. در عربی کلاسیک، این ریشه به مفهوم «ممنوعیت همراه با احترام» شکل گرفته است، نه صرفاً منع ساده. به همین دلیل، واژه‌هایی که از این ریشه ساخته شده‌اند، اغلب بار معنایی دینی، اخلاقی یا قانونی دارند.

در زبان عربی پیش از اسلام نیز این ریشه برای اشاره به مکان‌های امن و مقدس به کار می‌رفته است؛ مکان‌هایی که جنگ، خون‌ریزی یا بی‌احترامی در آن‌ها جایز نبوده است.


مترادف‌ها (Synonyme)

  • مُقَدَّسات – امور مقدس
  • مَحارِم – چیزهای ممنوع یا دارای حرمت
  • حُقوق مُصانَة – حقوق محفوظ و غیرقابل نقض
  • مَوانِع شَرعیّة – ممنوعیت‌های شرعی

متضادها (Antonyme)

  • مُباحات – امور مجاز
  • مُستَباحات – چیزهایی که تعرض به آن‌ها مجاز شمرده شده
  • حَلال – جایز و مجاز
  • إباحة – اجازه و رفع ممنوعیت
Nach oben scrollen