022-026-105-حج

« Back to Glossary Index
و هنگامی را یاد آورید که مکان آن خانه را برای ابراهیم آماده کردیم و به او گفتیم، چیزی را در صاحب اختیاری شریک من قرار مده و این خانه مرا برای کسانیکه بدان می آیند تا در آن بگردند و در اطراف آن بمانند و به رکوع و سجود بپردازند، پاکیزه دار (26)
وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ

و به یاد آور هنگامی را که جایگاه خانه را برای ابراهیم آماده ساختیم، [و به او گفتیم:] که هیچ چیز را شریک من قرار مده، و خانهٔ مرا برای طواف‌کنندگان و ایستادگان و رکوع‌کنندگانِ سجده‌گر پاکیزه بدار.


وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ

و هنگامی که جایگاه خانه را برای ابراهیم آماده و معین کردیم.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، برای پیوند جمله با قبل.
  • إِذْ: ظرف زمان، به معنای «هنگامی که»، وابسته به فعل محذوف مانند «اذكر».
  • بَوَّأْنَا: فعل ماضی، متکلم مع‌الغیر، باب تفعیل، ریشهٔ «بوأ»، به معنای جای دادن، مهیا کردن و مشخص ساختن مکان.
  • لِإِبْرَاهِيمَ: لام حرف جر، «إبراهيم» اسم مجرور، نام پیامبر الهی.
  • مَكَانَ: اسم، مفعول‌به دوم برای «بوّأنا»، به معنای جایگاه.
  • الْبَيْتِ: اسم مجرور مضاف‌الیه، مراد خانهٔ کعبه.

أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا

که هیچ چیزی را شریک من قرار ندهی.
شرح واژه‌ها:

  • أَنْ: حرف مصدری و ناصب، جملهٔ فعلیه را به صورت مصدر درمی‌آورد.
  • لَا: حرف نفی.
  • تُشْرِكْ: فعل مضارع مجزوم به «لا»، ریشهٔ «شرك»، باب إفعال، به معنای شریک قرار دادن.
  • بِي: باء حرف جر، «ي» ضمیر متکلم، متعلق به «تشرك».
  • شَيْئًا: اسم نکره، مفعول‌به، به معنای هر چیز، اندک یا بسیار.

وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ

و خانهٔ مرا برای طواف‌کنندگان و ایستادگان و رکوع‌کنندگانِ سجده‌گر پاکیزه بدار.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • طَهِّرْ: فعل امر، باب تفعیل، ریشهٔ «طهر»، به معنای پاک کردن و پاکیزه ساختن.
  • بَيْتِيَ: «بيت» اسم، مفعول‌به، «ي» ضمیر متکلم مضاف‌الیه، اشاره به کعبه.
  • لِلطَّائِفِينَ: لام حرف جر، «الطائفين» اسم جمع، ریشهٔ «طوف»، به معنای گرد خانه طواف‌کنندگان.
  • وَالْقَائِمِينَ: معطوف، اسم جمع، ریشهٔ «قوم»، به معنای ایستادگان در عبادت.
  • وَالرُّكَّعِ: معطوف، جمع «راكع»، ریشهٔ «ركع»، به معنای رکوع‌کنندگان.
  • السُّجُودِ: جمع «ساجد»، ریشهٔ «سجد»، به معنای سجده‌کنندگان؛ بدل یا صفت برای «الركع» با تأکید بر عبادت.
Nach oben scrollen