022-022-105-حج

« Back to Glossary Index
هر زمان از ناراحتی ای که بوسیله این عذابهاست، بخواهند خارج شوند، مامورانی آنان را بسوی آن باز میگردانند و به ایشان گفته میشود، عذاب این چیزهای سوزنده را بچشید (این دسته کسانی هستند که حق را درک میکنند، ولی روی منافع شخصی آنرا کفران میکنند) (۲۲)
كُلَّما أَرادوا أَن يَخرُجوا مِنها مِن غَمٍّ أُعيدوا فيها وَذوقوا عَذابَ الحَريقِ

هرگاه بخواهند از آن (دوزخ) به سبب اندوه و تنگنا بیرون آیند، دوباره در آن بازگردانده می‌شوند و (به آنان گفته می‌شود:) بچشید عذابِ سوزان را.

 

كُلَّما أَرادوا أَن يَخرُجوا مِنها

ترجمه: هر زمان که بخواهند از آن بیرون آیند شرح واژه‌ها:

  • كُلَّما: ظرف زمانِ شرطی؛ «هرگاه/هر زمان که». از ریشهٔ «كلّ» به معنای هر/تمام + «ما» زائده برای افادهٔ شرط تکراری.
  • أَرادوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه «ر و د/إرادة» به معنای خواستن/اراده کردن. فاعل ضمیر «واو» جمع.
  • أَن: حرف مصدری و ناصبِ فعل مضارع، فعلِ پس از خود را به مصدر تأویل می‌برد.
  • يَخرُجوا: فعل مضارع منصوب به «أَن»، علامت نصب حذف نون (از اعراب افعال پنجگانه). ریشه «خ ر ج» به معنای بیرون رفتن. ضمیر «واو» فاعل جمع.
  • مِنها: «مِن» حرف جر + «ها» ضمیر متصل غایب مفرد مؤنث؛ مرجعش «جهنّم/النار» (دوزخ).

مِن غَمٍّ

ترجمه: از روی اندوه/به سبب رنج و غم شرح واژه‌ها:

  • مِن: حرف جر، سببیه یا تبعیضیه؛ در اینجا بیشتر بیانیِ سبب: «به سببِ».
  • غَمٍّ: اسم مجرور به «من»، نکره، تنوین برای تعظیمِ کثرت یا نوع؛ ریشه «غ م م» به معنای پوشاندن، اندوه، تنگی دل. معنای سیاقی: رنجِ شدید، تنگنای روحیِ دوزخ.

أُعيدوا فيها

ترجمه: به آن بازگردانده می‌شوند شرح واژه‌ها:

  • أُعيدوا: فعل ماضی مجهول، جمع مذکر غایب؛ از ریشه «ع و د» باب إفعال «أعادَ» به معنای بازگرداندن. صیغه مجهول: «أُعيدَ»؛ «واو» علامت جمعِ نائبِ فاعل. دلالت بر اجبار و بازگردانندگی.
  • فيها: «في» حرف جر + «ها» ضمیر مؤنثِ مفرد؛ بازگشت به همان دوزخ.

وَذوقوا عَذابَ الحَريقِ

ترجمه: و (به آنان گفته می‌شود:) بچشید عذابِ آتشِ سوزان را شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ در این سیاق، انتقال به جملهٔ قولیِ مقدّر (امرِ الاهی یا خطابی از فرشتگانِ عذاب).
  • ذوقوا: فعل امر، جمع مذکر مخاطب؛ ریشه «ذ و ق» به معنای چشیدن، تجربه کردن به‌طور بی‌واسطه. امر برای تحقّق و تهدید.
  • عَذابَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ ریشه «ع ذ ب» به معنای رنج و عقوبت.
  • الحَريقِ: مضافٌ‌الیهِ مجرور با «ال» تعریف؛ ریشه «ح ر ق» سوزاندن/سوختن؛ «الحريق» یعنی آتشِ شعله‌ور/سوزان. ترکیب: «عَذابَ الحَريقِ» = عذابِ آتشِ سوزان.
Nach oben scrollen