022-018-105-حج

« Back to Glossary Index
آیا ندیده ای، هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است برای الله سجده میکند؟ (سجده میکند یعنی اطاعت از قوانین طبیعی الله را می نماید، چه بخواهد و چه نخواهد) و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و تمام حیوانات و بسیاری از مردم و حتی بسیاری که سزاوار عذاب های دنیائی و آخرتی هستند، برای الله سجده می نمایند (از قوانین طبیعی نهاده شده بوسیله الله اطاعت کامل میکنند) و کسی که الله خوارش گرداند، به نفع او غیر از الله، هيچ اکرام کننده ای نخواهد بود و الله هر چه را بخواهد میکند (یعنی هر کس راههائی را به اختیار یا اجبار برود که باعث پستی دنیائی یا آخرتی او شود، آن راهها روی اجرای قوانینی از الله بوده که اگر بخواهد آنرا به نفع خود عوض کند، جز از طریق قوانین دیگری که آنرا هم خالق عالم برای بشرها قرار داده نمی تواند و تنها اجرای قوانین الله است که بوسیله انسانها عملی میشود، چه قوانینی که مردم را به فساد بکشاند و چه به اصلاح آورد) (۱۸)
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ ۖ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ ۗ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ

آیا ندیدی که هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است، و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان، و بسیاری از مردم، همگی برای خدا سجده می‌کنند؟ و بسیاری نیز هستند که عذاب بر آنان سزاوار شده است. و هر که را خدا خوار کند، هیچ گرامی‌دارنده‌ای برای او نیست. همانا خدا هر چه بخواهد انجام می‌دهد.


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ

آیا ندیدی که هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است برای خدا سجده می‌کند؟

شرح واژه‌ها:

  • أَلَمْ: همزهٔ استفهام + «لم»؛ برای پرسش انکاری، به معنای «آیا نه این‌که».
  • تَرَ: فعل مضارع مجزوم از ریشهٔ «ر أ ی»؛ دیدن، دانستن. خطاب به مفرد مذکر.
  • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل؛ برای تأکید و نصب اسم.
  • اللَّهَ: اسم جلاله، اسم «أنَّ»، منصوب.
  • يَسْجُدُ: فعل مضارع مرفوع از ریشهٔ «س ج د»؛ سجده می‌کند، نهایت خضوع.
  • لَهُ: جار و مجرور؛ برای او.
  • مَنْ: اسم موصول؛ هر که.
  • فِي: حرف جر؛ در.
  • السَّمَاوَاتِ: جمع «سماء»، مجرور؛ آسمان‌ها.
  • وَمَنْ: عطف اسم موصول دیگر.
  • فِي الْأَرْضِ: جار و مجرور؛ در زمین.


وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ

و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان نیز (سجده می‌کنند).

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • الشَّمْسُ: اسم مفرد، مرفوع؛ خورشید.
  • الْقَمَرُ: اسم مفرد، مرفوع؛ ماه.
  • النُّجُومُ: جمع «نجم»، مرفوع؛ ستارگان.
  • الْجِبَالُ: جمع «جبل»، مرفوع؛ کوه‌ها.
  • الشَّجَرُ: اسم جنس جمعی؛ درختان.
  • الدَّوَابُّ: جمع «دابّة» از ریشهٔ «د ب ب»؛ هر جنبنده‌ای که بر زمین حرکت می‌کند.
    همهٔ این اسم‌ها معطوف‌اند و در معنا فاعل «يَسْجُدُ» محسوب می‌شوند؛ سجدهٔ آنان سجدهٔ تکوینی است، یعنی اطاعت از قانون الهی.


وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ

و بسیاری از مردم (نیز سجده می‌کنند).

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كَثِيرٌ: اسم نکره، مرفوع؛ بسیار، گروهی زیاد.
  • مِنَ: حرف جر؛ از.
  • النَّاسِ: اسم جمع؛ انسان‌ها.
    اشاره به انسان‌هایی که آگاهانه و با اختیار خدا را عبادت می‌کنند.


وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ

و بسیاری هستند که عذاب بر آنان حتمی شده است.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • كَثِيرٌ: اسم مرفوع؛ گروهی زیاد.
  • حَقَّ: فعل ماضی از ریشهٔ «ح ق ق»؛ ثابت و قطعی شد.
  • عَلَيْهِ: جار و مجرور؛ بر او.
  • الْعَذَابُ: اسم مرفوع؛ کیفر، مجازات.
    یعنی گروهی از انسان‌ها به سبب سرپیچی و تکبر، شایستهٔ عذاب شده‌اند.


وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ

و هر که را خدا خوار کند، هیچ بزرگ‌دارنده‌ای برای او نیست.

شرح واژه‌ها:

  • وَمَنْ: حرف عطف + اسم شرط؛ و هر که.
  • يُهِنِ: فعل مضارع مجزوم از ریشهٔ «ه و ن»؛ خوار می‌کند.
  • اللَّهُ: فاعل، مرفوع.
  • فَمَا: فای جواب شرط + «ما»ی نفی؛ پس نیست.
  • لَهُ: جار و مجرور؛ برای او.
  • مِنْ: حرف جر زائد برای تأکید نفی.
  • مُكْرِمٍ: اسم فاعل از «أكرم»؛ گرامی‌دارنده.
    یعنی عزت و ذلت حقیقی تنها به دست خداست.


إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ

همانا خدا هر چه بخواهد انجام می‌دهد.

شرح واژه‌ها:

  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • اللَّهَ: اسم «إنّ»، منصوب.
  • يَفْعَلُ: فعل مضارع مرفوع از ریشهٔ «ف ع ل»؛ انجام می‌دهد.
  • مَا: اسم موصول؛ آنچه.
  • يَشَاءُ: فعل مضارع مرفوع از ریشهٔ «ش ي أ»؛ بخواهد، اراده کند.
    بیان حاکمیت مطلق ارادهٔ الهی بر همهٔ هستی.
Nach oben scrollen