022-015-105-حج

« Back to Glossary Index
کسی که تصور کرده است الله او را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد، لازم است ریسمانی از گردن خود به بالای خود بکشاند و از پس آن خود را از زمین قطع نماید تا خفه شود، آنوقت ببیند، آیا این حیله او خشم او را از بین میبرد (این آیه درباره کسانی است که در اثر نزدیک بینی، در عین اینکه تمایل به اسلام دارند، فکر میکنند حال که يقين به پیروزی مسلمین ندارند، شاید بهتر باشد که از عقاید بت پرستان بطور ظاهری طرفداری نمایند و چون اینان از هر دو طرف ضرر خواهند دید، بهتر است خود کشی کنند) (۱۵)

مَن كانَ يَظُنُّ أَن لَن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ فَليَمدُد بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ ليَقطَع فَليَنظُر هَل يُذهِبَنَّ كَيدُهُ ما يَغيظُ

هر کس گمان می‌کند که خدا او را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد، پس باید ریسمانی به سوی آسمان بکشد، سپس آن را ببرد؛ آنگاه بنگرد که آیا نیرنگش آنچه را او را به خشم آورده است از میان می‌برد یا نه.


مَن كانَ يَظُنُّ أَن لَن يَنصُرَهُ اللَّهُ

هر کس که می‌پندارد خدا او را یاری نخواهد کرد
شرح واژه‌ها:

  • مَن: اسم شرط جازم، به معنای «هر کس»
  • كانَ: فعل ماضی ناقص، دلالت بر استمرار در گذشته یا حال
  • يَظُنُّ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ظ ن ن، به معنای گمان بردن
  • أَن: حرف مصدری و ناصب
  • لَن: حرف نفی و نصب، نفی مؤکد در آینده
  • يَنصُرَهُ: فعل مضارع منصوب، ریشه: ن ص ر، «یاری کند»؛ «ـه» ضمیر مفعولی
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع

فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ

در دنیا و آخرت
شرح واژه‌ها:

  • فِي: حرف جر
  • الدُّنيا: اسم مجرور، ریشه: د ن و، زندگی نزدیک‌تر (زندگی دنیا)
  • وَ: حرف عطف
  • الآخِرَةِ: اسم معطوف مجرور، ریشه: أ خ ر، جهان واپسین

فَليَمدُد بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ

پس باید با وسیله‌ای به سوی آسمان دست یازد
شرح واژه‌ها:

  • فَ: فای تفریع، نتیجه‌گیری
  • لِيَمدُد: لام امر + فعل مضارع مجزوم، ریشه: م د د، کشیدن، امتداد دادن
  • بِسَبَبٍ: جار و مجرور، ریشه: س ب ب، وسیله، طناب، راه
  • إِلَى: حرف جر
  • السَّماءِ: اسم مجرور، ریشه: س م و، بلندی، آسمان

ثُمَّ ليَقطَع

سپس باید آن را قطع کند
شرح واژه‌ها:

  • ثُمَّ: حرف عطف، دلالت بر ترتیب با فاصله
  • لِيَقطَع: لام امر + فعل مضارع مجزوم، ریشه: ق ط ع، بریدن، قطع کردن

فَليَنظُر هَل يُذهِبَنَّ كَيدُهُ ما يَغيظُ

آنگاه بنگرد که آیا نیرنگش خشم او را از میان می‌برد یا نه
شرح واژه‌ها:

  • فَ: فای نتیجه
  • لِيَنظُر: لام امر + فعل مضارع مجزوم، ریشه: ن ظ ر، نگاه کردن، اندیشیدن
  • هَل: حرف استفهام
  • يُذهِبَنَّ: فعل مضارع مؤکد با نون تأکید، ریشه: ذ ه ب، از میان بردن
  • كَيدُهُ: اسم مرفوع، ریشه: ك ي د، نیرنگ، تدبیر؛ «ـه» ضمیر ملکی
  • ما: اسم موصول یا مصدریه، «آنچه»
  • يَغيظُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: غ ي ظ، خشمگین شدن، به خشم آوردن
Hier ist die Dependenzgrammatik für den arabischen Vers:


Dependenzstruktur (Wort-für-Wort Analyse)

WortFunktion im SatzAbhängigkeit vonRelationstyp
مَن (wer)Relativpronomen, SubjektكانَSubjekt (nominativ)
كانَ (war)Hilfsverb, HauptverbWurzel (root)
يَظُنُّ (glaubt)Verb im NebensatzمَنVerb-Prädikat
أَن (dass)SubjunktionيَظُنُّSubjunktion
لَن (niemals)NegationspartikelيَنصُرَهُNegation
يَنصُرَهُ (hilft ihm)Verb mit Objekt-PronomenأَنVerb im Nebensatz
اللَّهُ (Gott)SubjektيَنصُرَهُSubjekt
فِي (in)Präpositionالدُّنيا وَ الآخِرَةِPräpositionalphrase
الدُّنيا (die Welt)Objekt der PräpositionفِيObjekt der Präp.
وَ (und)Konjunktionالدُّنيا و الآخِرَةِBindewort
الآخِرَةِ (das Jenseits)Objekt der PräpositionوَKoordination
فَ (also)KonjunktionليَمدُدFolgekonjunktion
ليَمدُد (er soll ausstrecken)ImperativverbفَImperativ
بِسَبَبٍ (mit einem Grund)PräpositionalobjektليَمدُدPräpositionalobjekt
إِلَى (zu)PräpositionالسَّماءِPräpositionalphrase
السَّماءِ (dem Himmel)Objekt der PräpositionإِلَىObjekt der Präp.
ثُمَّ (dann)AdverbليَقطَعTemporaladverb
ليَقطَع (er soll schneiden/unterbrechen)ImperativverbثُمَّImperativ
فَ (dann)KonjunktionليَنظُرFolgekonjunktion
ليَنظُر (er soll schauen)ImperativverbفَImperativ
هَل (ob)FragepartikelيُذهِبَنَّFragesatz einleitend
يُذهِبَنَّ (er wird entfernen)Verb im FragesatzهَلVerb im Nebensatz
كَيدُهُ (sein Plan)SubjektيُذهِبَنَّSubjekt
مَا (was)RelativpronomenيُذهِبَنَّObjekt
يَغيظُ (ärgert)VerbمَاAttributivsatz

Zusammenfassung der Satzstruktur

  • Hauptsatz: مَن كانَ يَظُنُّ … فَليَمدُد … ثُمَّ ليَقطَع فَليَنظُر
  • Relativsatz: أَن لَن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ
  • Präpositionalphrasen: فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ, بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ
  • Imperativische Verben: فليَمدُد، ليَقطَع، ليَنظُر
  • Konditionale Struktur: مَن كان يظن … فليمدد … ثم … فلينظر
در اینجا دستور وابستگی (دپندنسی گرامر) برای آیه عربی آمده است:


ساختار وابستگی (تحلیل کلمه به کلمه)

کلمهنقش در جملهوابسته بهنوع رابطه
مَن (کسی که)ضمیر موصولی، فاعلكانَفاعل (نصب)
كانَ (بود)فعل کمکی، فعل اصلیریشه (root)
يَظُنُّ (گمان می‌کند)فعل در جمله فرعیمَنفعل-خبر
أَن (که)حرف ربطيَظُنُّحرف ربط
لَن (هرگز)قید نفیيَنصُرَهُنفی
يَنصُرَهُ (کمکش می‌کند)فعل با ضمیر مفعولیأَنفعل در جمله فرعی
اللَّهُ (خداوند)فاعليَنصُرَهُفاعل
فِي (در)حرف اضافهالدُّنيا وَ الآخِرَةِعبارت حرف اضافه
الدُّنيا (دنیا)مفعول حرف اضافهفِيمفعول حرف اضافه
وَ (و)حرف ربطالدُّنيا و الآخِرَةِکلمه پیوند
الآخِرَةِ (آخرت)مفعول حرف اضافهوَهماهنگی
فَ (پس)حرف ربطليَمدُدحرف ربط عطف
ليَمدُد (باید بگستراند)فعل امریفَامری
بِسَبَبٍ (به سبب)مفعول حرف اضافهليَمدُدمفعول حرف اضافه
إِلَى (به سوی)حرف اضافهالسَّماءِعبارت حرف اضافه
السَّماءِ (آسمان)مفعول حرف اضافهإِلَىمفعول حرف اضافه
ثُمَّ (سپس)قیدليَقطَعقید زمانی
ليَقطَع (باید قطع کند)فعل امریثُمَّامری
فَ (سپس)حرف ربطليَنظُرحرف ربط عطف
ليَنظُر (باید بنگرد)فعل امریفَامری
هَل (آیا)کلمه سوالیيُذهِبَنَّآغاز جمله سوالی
يُذهِبَنَّ (خواهد برد)فعل در جمله سوالیهَلفعل در جمله فرعی
كَيدُهُ (نیرنگ او)فاعليُذهِبَنَّفاعل
مَا (آنچه)ضمیر موصولیيُذهِبَنَّمفعول
يَغيظُ (رنجاندن)فعلمَاجمله وصفی

خلاصه ساختار جمله

  • جمله اصلی: مَن كانَ يَظُنُّ … فَليَمدُد … ثُمَّ ليَقطَع فَليَنظُر
  • جمله موصولی: أَن لَن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ
  • عبارات حرف اضافه: فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ
  • افعال امری: فليَمدُد، ليَقطَع، ليَنظُر
  • ساختار شرطی: مَن كان يظن … فليمدد … ثم … فلينظر
Nach oben scrollen