022-013-105-حج

« Back to Glossary Index
اینان کسانی را میخوانند که حتی ضررشان از نفعشان نزدیکتر است، چه بد رئیس و چه بد رفیقی برای خود میگیرند (ملاحظه میکنید که اینان با اینکه ممکن است با بت پرستانِ موهوم پرست مخالف باشند، امّا خودشان بطرز دیگری مانند بت پرستان به امیدِ منفعت هائی خیالی، گمراه کنندگانِ با نفوذ را تقویت میکنند) (۱۳)
يَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ ۚ لَبِئْسَ الْمَوْلَىٰ وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ

او کسی را می‌خواند که زیانش از سودش نزدیک‌تر است؛ چه بد سرپرستی است و چه بد همنشینی است.


يَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ

او کسی را می‌خواند که زیانش از سودش نزدیک‌تر است.
شرح واژه‌ها:

  • يَدْعُو: فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «د ع و»، به معنای خواندن، فراخواندن، دعا کردن.
  • لَـ: حرف جر، برای.
  • مَنْ: اسم موصول، به معنای «کسی که».
  • ضَرُّهُ: «ضَرّ» اسم، ریشهٔ «ض ر ر»، به معنای زیان؛ «ـهُ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، به معنای «زیانِ او».
  • أَقْرَبُ: اسم تفضیل، از ریشهٔ «ق ر ب»، به معنای نزدیک‌تر.
  • مِنْ: حرف جر، به معنای از.
  • نَفْعِهِ: «نَفْع» اسم، ریشهٔ «ن ف ع»، به معنای سود؛ «ـه» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، به معنای «سودِ او».

لَبِئْسَ الْمَوْلَىٰ

چه بد سرپرست و پشتیبانی است.
شرح واژه‌ها:

  • لَـ: لام تأکید.
  • بِئْسَ: فعل جامد برای نکوهش، به معنای «چه بد است».
  • الْمَوْلَىٰ: اسم، ریشهٔ «و ل ي»، به معنای سرپرست، یاور، پشتیبان.

وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ

و چه بد همنشین و همراهی است.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف، به معنای و.
  • لَـ: لام تأکید.
  • بِئْسَ: فعل جامد برای نکوهش.
  • الْعَشِيرُ: اسم، ریشهٔ «ع ش ر»، به معنای همنشین، همدم، همراه نزدیک.
Nach oben scrollen