022-012-105-حج

« Back to Glossary Index
این گونه افراد به خیال دوری از ضرر و رسیدن به سود، غیر از خداوند، چیزهایی را می‌طلبند که نه ضرری برایشان دارد و نه موافقتشان سودی می‌رساند. این همان گمراهی بسیار بزرگ است. (۱۲)
يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ

او به جای خدا چیزهایی را می‌خوانَد که نه زیانی به او می‌رسانند و نه سودی برایش دارند؛ این همان گمراهیِ دور و ژرف است.


يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ

او به جای خدا چیزی را می‌خوانَد که نه به او زیان می‌رساند و نه سودی به او می‌دهد.

شرح واژه‌ها:

  • يَدْعُو: فعل مضارع، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «د ع و»، به معنای خواندن، دعا کردن، طلب یاری کردن
  • مِن: حرف جر، به معنای «از»
  • دُونِ: اسم مجرور، به معنای «غیر از»، «به جای»، «پایین‌تر از»
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مضافٌ‌الیه، مجرور
  • مَا: اسم موصول یا موصوف، به معنای «آنچه»
  • لَا: حرف نفی
  • يَضُرُّهُ: فعل مضارع، مفرد مذکر غایب از ریشهٔ «ض ر ر» به معنای زیان رساندن؛ «هُ» ضمیر متصل مفعول‌به، یعنی «به او»
  • وَ: حرف عطف
  • مَا: اسم موصول، به معنای «آنچه»
  • لَا: حرف نفی
  • يَنفَعُهُ: فعل مضارع از ریشهٔ «ن ف ع» به معنای سود رساندن؛ «هُ» ضمیر متصل مفعول‌به

ذَٰلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ

این همان گمراهیِ بسیار دور است.

شرح واژه‌ها:

  • ذَٰلِكَ: اسم اشارهٔ دور، به معنای «آن» یا «این همان»
  • هُوَ: ضمیر فصل، برای تأکید و حصر
  • الضَّلَالُ: اسم معرفه، از ریشهٔ «ض ل ل»، به معنای گمراهی
  • الْبَعِيدُ: صفت برای «الضلال»، از ریشهٔ «ب ع د»، به معنای دور، بسیار دور
Nach oben scrollen