022-010-105-حج

« Back to Glossary Index
و میگوئیم اینها بواسطه چیزیست که دو دست خودت از پیش کرده و الله به بندگانش هیچ ستمکار نیست (خوب در این جملات دقت نمائید تا متوجه شوید، آنانکه عِلم شان روی حفظ روایات و نقل قولهای غیر اثبات شده منسوب به این و آن است در نزد الله نه عالم محسوب میشوند و نه نجات یافته و بلکه در آخرت دچار عذاب دوزخ میگردند و در دنیا نیز می بینید که معروفند به قشرهای دارای افکار پوسیده و تعصب آمیزِ موهوم و جمعیت های طرفداران اینگونه عالم نماها، جمعیت های عقب افتاده اجتماعی هستند. آیا این تعلیمات عالی دینی که میتوانند بهترین اجتماع تربیت شده و پیشرفته را بوجود آورد نباید مورد توجه دستگاههای آموزش و علوم انسانی و تربیتی جامعه مسلمان قرار گیرد و حتی آیا نباید بوسیله دانشمندان با نفوذ مسلمانان در مجامع علمی و تربیتی بین المللی مطرح شود؟ افسوس که مسلمانان را در خواب نگهداشته و نمی گذارند از تعلیمات قرآن پیروی کنند و تربیت بر پایه تعلیمات ناقصِ غربيان پایه گذاری شده و از آنان تقلید میکنند، تا آنطور که باید نتوانند قدم های سریعی در پیشرفت های اجتماعی بردارند) (10)
ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ

این به سبب آن چیزی است که دستانت از پیش فرستاده‌اند، و اینکه خداوند هرگز به بندگان ستمکار نیست.


ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ

ترجمه:
این به سبب آن چیزی است که دستانت از پیش فرستاده‌اند.

شرح واژه‌ها:

  • ذَٰلِكَ: اسم اشارهٔ مفرد مذکر بعید؛ مبتدا یا خبر (بسته به سیاق)؛ اشاره به نتیجه یا سرانجام اعمال.
  • بِـ: حرف جر؛ برای بیان سببیت.
  • مَا: اسم موصول یا مصدریه؛ به معنای «آنچه» یا «آنچه که».
  • قَدَّمَتْ: فعل ماضی؛ ریشه «ق د م»؛ باب تفعیل؛ صیغهٔ مفرد مؤنث غایب، به اعتبار فاعل مؤنث مجازی. معنای لغوی: پیش فرستاد، مقدم داشت.
  • يَدَاكَ: «يَد» اسم، ریشه «ي د ي»؛ مثنای مضاف، در محل فاعل برای «قدمت»؛ «کاف» ضمیر مخاطب مفرد. کاربرد «دست‌ها» کنایه از اعمال انسان است.


وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ

ترجمه:
و اینکه خداوند هرگز به بندگان ستمگر نیست.

شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ پیونددهندهٔ جمله به جملهٔ پیشین.
  • أَنَّ: حرف مشبهه بالفعل؛ برای تأکید و نصب اسم.
  • اللَّهَ: اسم جلاله؛ اسم «أنَّ» و منصوب.
  • لَيْسَ: فعل ماضی ناقص جامد؛ برای نفی.
  • بِـ: حرف جر زاید برای تأکید نفی.
  • ظَلَّامٍ: اسم، ریشه «ظ ل م»؛ صیغهٔ مبالغه؛ مجرور به سبب «باء»؛ نفی صیغهٔ مبالغه، دلالت بر نفی هرگونه ستم حتی به کمترین مقدار.
  • لِّلْعَبِيدِ: «لِـ» حرف جر؛ «العبيد» جمع «عبد»؛ ریشه «ع ب د»؛ مجرور. معنای کلی: بندگان خدا، همهٔ انسان‌ها.
Nach oben scrollen