022-009-105-حج

« Back to Glossary Index
آنان که از این سه راه رو گردانند، برای گمراه کردن از راه الله است، برای چنین کسانی در دنیا رسوائی و پستی است و ما در روز قیامت آن عذاب سوزان را به اینگونه اشخاص میچشانیم (۹)
ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۖ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ ۖ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ

در حالی‌ که از روی تکبّر روی می‌گرداند تا از راه خدا گمراه کند؛ برای او در دنیا خواری است، و روز قیامت عذاب سوزان را به او می‌چشانیم.


ثَانِيَ عِطْفِهِ

در حالی که شانه و پهلوی خود را با تکبّر برمی‌گرداند.
شرح واژه‌ها:

  • ثَانِيَ: اسم فاعل از ریشه «ث ن ي»؛ به معنای خم‌کننده، برگرداننده؛ در حالت نصب، حال برای فاعل محذوف.
  • عِطْفِهِ: «عِطْف» از ریشه «ع ط ف»؛ به معنای پهلو، شانه، جانب؛ مضاف‌الیه با ضمیر «ـه» به معنای «او».

لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ

تا از راه خدا گمراه کند.
شرح واژه‌ها:

  • لِـ: لام تعلیل؛ برای بیان هدف.
  • يُضِلَّ: فعل مضارع منصوب از ریشه «ض ل ل»؛ به معنای گمراه کردن.
  • عَنْ: حرف جر؛ به معنای «از».
  • سَبِيلِ: اسم از ریشه «س ب ل»؛ به معنای راه؛ مجرور به «عن».
  • اللَّهِ: اسم جلاله؛ مضاف‌الیه مجرور.

لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ

برای او در دنیا خواری است.
شرح واژه‌ها:

  • لَهُ: جار و مجرور؛ «برای او».
  • فِي: حرف جر؛ «در».
  • الدُّنْيَا: اسم از ریشه «د ن و»؛ به معنای نزدیک‌تر، این جهان؛ مجرور به «في».
  • خِزْيٌ: اسم از ریشه «خ ز ي»؛ به معنای خواری، رسوایی؛ مبتدا مؤخر مرفوع.

وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ

و روز قیامت عذاب سوزان را به او می‌چشانیم.
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • نُذِيقُهُ: فعل مضارع مرفوع از ریشه «ذ و ق»؛ به معنای چشاندن؛ «ـه» مفعول‌به به معنای «او».
  • يَوْمَ: اسم زمان؛ منصوب به عنوان ظرف.
  • الْقِيَامَةِ: اسم از ریشه «ق و م»؛ به معنای رستاخیز؛ مضاف‌الیه مجرور.
  • عَذَابَ: اسم از ریشه «ع ذ ب»؛ به معنای عذاب؛ مفعول‌به منصوب.
  • الْحَرِيقِ: اسم از ریشه «ح ر ق»؛ به معنای سوزان، آتش‌افروز؛ مضاف‌الیه مجرور.
Nach oben scrollen