| ای مردم، اگر از زنده شدنِ دوباره ایکه پیغمبران گفته اند، در شک بوده اید، بدانید که آنرا ما مقرر کرده ایم، همانطور که شما را از خاکی مخصوص آفریدیم و از پسِ خاک شما را از نطفه ای (خاکِ مخصوص روی قواعدی بوسیله الله تبدیل به حیوان یک سلولی شد، همانطور که خاکهائی از طریق غذا تبدیل به نطفه ای میشود که عيناً مانند حیوانی یک سلولی است) و از پسِ آن شما را علقه ای آفریدیم (علقه یعنی حالت بعد از چسبیدنِ نطفه مرد و زن به هم که بواسطه علاقه مخصوص که نسبت به هم دارند، یکی به دیگری میچسبد و از این هر دو، یک سلولِ قابلِ چند سلولی شدن بوجود می آید) سپس شما را از مضغه ای ساخته شده و ساخته نشده ( مضغه حالتی است شبيه به لقمه غذا که جویده شده باشد و دانه دانه است و اشاره به حالتی است که در علم جنین شناسیِ جدید آنرا، مورولا يا شبيه به توت فرنگی، معرفی کرده اند، که قسمتی از آن ساخته شده است برای درست شدن بچه و قسمت دیگرش بچه نمی شود، بلکه جفت میشود تا از خون مادر تغذیه نماید) و اینکارها را برای این کرده ایم که بر شما سیر تکاملی که در خارج بوده و نمونه اش در مراحلِ مختلفِ فوق در رحم انجام میشود، واضح گردانیم (تا از سیر تکامل خود از خاک و حيوان یک سلولی تا پیدایش انسان متوجه شوید خلقت بر اساس مرگ و زندگی های مختلف و دوباره است و از زندگی دوباره از پس مرگ خود که برای تکامل بالاتریست تعجب نکنید) آری ما در رحم ها، هر چه بخواهیم قرار میدهیم تا زمان معین (روی حساب دقیق و قانون و زمان معین یا دختر و یا پسر بوجود می آید و یا ناقص الخلقه) سپس شما را بصورت کودکی از رحمِ مادر بیرون می آوریم و از پس آن مسیری را طی میکنید تا به رشد بدنی و فکری خود میرسید و بعضی از شما در این میان کارش تمام میشود (میمیرد) و برخی از شما بسوی پست ترین مرحله زندگی بر گردانده میشود (به نادانی زمان کودکی برگردانده میشود) تا به حدی که چیزی نداند، با اینکه قبلا میدانست (در تمام این مراحل سلولهای زنده ی قبل میمیرند تا سلولهای زنده جدیدی بوجود آیند و علت نادان شدنِ شخصِ پیر از آنروست که وسائل نشان دادن علمش میمیرد، همانطور که در مریض وسائل دانش او ضعیف و ناتوان می گردد و چون بهبودی یافت، وسائل دانشش بهبودی مییابد و لذا مانند سابق آنچه را میدانسته، میداند و چون دانش ها روی روح است، پس از مرگ آنچه را کرده بود، خواهد دانست) و زمین را خشک و بی گیاه می بینی (مرده می بینی) پس وقتی بر آن، آن آب را می بارانیم به جنبش در آید و بالا آید و از هر نوع گیاه خوش نمائی میروید (۵) |
يا أَيُّهَا النّاسُای مردم
إِن كُنتُم في رَيبٍ مِنَ البَعثِاگر در تردید از برانگیختهشدن هستید
فَإِنّا خَلَقناكُم مِن تُرابٍپس بیگمان ما شما را از خاک آفریدیم
ثُمَّ مِن نُطفَةٍسپس از نطفه
ثُمَّ مِن عَلَقَةٍآنگاه از خونبسته
ثُمَّ مِن مُضغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيرِ مُخَلَّقَةٍسپس از پارهگوشتی شکلیافته و شکلنیافته
لِنُبَيِّنَ لَكُمتا برایتان روشن سازیم
وَنُقِرُّ فِي الأَرحامِ ما نَشاءُ إِلىٰ أَجَلٍ مُسَمًّىو آنچه را بخواهیم تا زمانی معین در رحمها قرار میدهیم
ثُمَّ نُخرِجُكُم طِفلًاسپس شما را کودکوار بیرون میآوریم
ثُمَّ لِتَبلُغوا أَشُدَّكُمسپس تا به کمالِ نیرویتان برسید
وَمِنكُم مَن يُتَوَفّىٰو از شما کسی است که میمیرد
وَمِنكُم مَن يُرَدُّ إِلىٰ أَرذَلِ العُمُرِو از شما کسی است که به فرومایهترین سالخوردگی بازگردانده میشود
لِكَيلا يَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شَيئًاتا پس از دانستنی، چیزی نداند
وَتَرَى الأَرضَ هامِدَةًو زمین را خشک و خاموش میبینی
فَإِذا أَنزَلنا عَلَيهَا الماءَپس چون بر آن آب فرو فرستیم
اهتَزَّت وَرَبَتبلرزید و بالید
وَأَنبَتَت مِن كُلِّ زَوجٍ بَهيجٍو از هر جفتی دلانگیز رویانید
|
022-005-105-حج
« Back to Glossary Index
