022-004-105-حج

« Back to Glossary Index
بر او واجب شده که هر کس او را دوست گرفت، گمراهش نماید و بسوی آن عذاب سوزان بکشاندش (از این آیه پیداست هر چه خارج دانش باشد، پیروی از آن پیروی از چیزیست که باعثِ فریب و تجاوز میشود و اینها چون همه از روحی مغرور و سرکش، سرچشمه گرفته اند، که در ابتدا از جنس ضد ماده بوده و انسان اول را به هوس و فساد کشاند، تمام اینها رشته ها یا بعبارت دیگر فرزندان یا لشگریان آن شیطنت کار اولیه هستند) (4)
كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ

بر او مقرر شده است که هر کس او را به سرپرستی بگیرد، قطعاً او را گمراه می‌کند و به سوی عذاب آتش فروزان راه می‌برد.


كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ

بر او نوشته و مقرر شده است که
شرح واژه‌ها:

  • كُتِبَ: فعل ماضی مجهول، ریشه «ك-ت-ب»، به معنای نوشته شد، مقرر شد، الزام گردید.
  • عَلَيْهِ: حرف جر «على» + ضمیر متصل «ـه»، به معنای «بر او»، دلالت بر تحمیل و الزام.
  • أَنَّهُ: «أنَّ» حرف مشبه بالفعل برای تأکید + ضمیر «ـه»، به معنای «این‌که او».


مَنْ تَوَلَّاهُ

هر کس او را ولی و سرپرست خود قرار دهد
شرح واژه‌ها:

  • مَنْ: اسم شرط، به معنای «هر کس».
  • تَوَلَّى: فعل ماضی، باب تفعّل، ریشه «و-ل-ي»، به معنای ولایت گرفتن، پیروی کردن، دوست و متولی شدن.
  • ـهُ: ضمیر متصل مفعولی، اشاره به شیطان.


فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ

پس قطعاً او را گمراه می‌کند
شرح واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع و نتیجه.
  • أَنَّهُ: حرف تأکید «أنَّ» + ضمیر «ـه»، برای تأکید نتیجه شرط.
  • يُضِلُّ: فعل مضارع، باب إفعال، ریشه «ض-ل-ل»، به معنای گمراه می‌سازد.
  • ـهُ: ضمیر متصل مفعولی، اشاره به کسی که ولایت او را پذیرفته است.


وَيَهْدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ

و او را به سوی عذاب آتش افروخته هدایت می‌کند
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • يَهْدِي: فعل مضارع، باب إفعال، ریشه «ه-د-ي»، به معنای راهنمایی کردن؛ در اینجا به صورت تهکمی و وارونه.
  • ـهِ: ضمیر متصل مفعولی، اشاره به پیرو شیطان.
  • إِلَىٰ: حرف جر، به معنای «به سوی».
  • عَذَابِ: اسم، ریشه «ع-ذ-ب»، به معنای کیفر و مجازات دردناک.
  • السَّعِيرِ: اسم، ریشه «س-ع-ر»، به معنای آتش افروخته و شعله‌ور، یکی از اوصاف جهنم.
Nach oben scrollen