022-002-105-حج

« Back to Glossary Index
زمانی که آنرا ببینید، هر زن شیر دهنده از شدت آن، بچه شیری خود را فراموش میکند و هر زن بارداری سقط میکند و تمام مردم را مست خواهی دید، نه مستِ شراب، بلکه عذاب الله شديد است (این زلزله سخت را که زندگانِ آن زمان را سخت دچارِ خطرِ مرگ میکند، هم ارواحِ مردگانی که در عالم برزخ و اطراف زمین هستند، می بینند و هم ارواحی که در بهشت هستند و آنان آنچه را از پیش، پیغمبران خبر داده بودند، مشاهده میکنند) (۲)
يَومَ تَرَونَها تَذهَلُ كُلُّ مُرضِعَةٍ عَمّا أَرضَعَت وَتَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَملٍ حَملَها وَتَرَى النّاسَ سُكارىٰ وَما هُم بِسُكارىٰ وَلٰكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ

روزی که آن را می‌بینید، هر زن شیردهی از آنچه شیر می‌داد غافل می‌شود، و هر زن بارداری بار خود را فرو می‌نهد، و مردم را مست می‌بینی، در حالی که مست نیستند، ولی عذاب خدا سخت است.


يَومَ تَرَونَها

روزی که آن را می‌بینید
شرح واژه‌ها:

  • يَومَ: اسم زمان، منصوب به عنوان ظرف زمان؛ ریشه: ي و م؛ به معنای روز
  • تَرَونَ: فعل مضارع، مرفوع؛ فاعل واو جماعت؛ ریشه: ر أ ي؛ به معنای می‌بینید
  • ها: ضمیر متصل، مفعولٌ‌به؛ اشاره به واقعه یا حادثهٔ مورد نظر

تَذهَلُ كُلُّ مُرضِعَةٍ عَمّا أَرضَعَت

هر زن شیردهی از آنچه شیر می‌داد غافل می‌شود
شرح واژه‌ها:

  • تَذهَلُ: فعل مضارع، مرفوع؛ فاعل مؤنث مفرد؛ ریشه: ذ ه ل؛ به معنای از شدت هراس غافل شدن
  • كُلُّ: اسم، مرفوع به عنوان مبتدا؛ به معنای هر
  • مُرضِعَةٍ: اسم فاعل مؤنث؛ مضافٌ‌الیه مجرور؛ ریشه: ر ض ع؛ زن شیرده
  • عَمّا: حرف جر «عن» + ما؛ به معنای از آنچه
  • أَرضَعَت: فعل ماضی؛ فاعل ضمیر مستتر مؤنث؛ ریشه: ر ض ع؛ به معنای شیر داد

وَتَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَملٍ حَملَها

و هر زن بارداری بار خود را فرو می‌نهد
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • تَضَعُ: فعل مضارع، مرفوع؛ فاعل مؤنث مفرد؛ ریشه: و ض ع؛ به معنای فرو نهادن، سقط کردن
  • كُلُّ: اسم، مرفوع؛ مبتدا
  • ذاتِ: اسم، مضافٌ‌الیه مجرور؛ به معنای دارنده
  • حَملٍ: اسم، مضافٌ‌الیه مجرور؛ ریشه: ح م ل؛ به معنای جنین
  • حَملَها: مفعولٌ‌به منصوب + ضمیر متصل؛ به معنای بارش

وَتَرَى النّاسَ سُكارىٰ

و مردم را مست می‌بینی
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • تَرَى: فعل مضارع، مرفوع؛ فاعل ضمیر مستتر؛ ریشه: ر أ ي؛ به معنای می‌بینی
  • النّاسَ: اسم، مفعولٌ‌به منصوب؛ به معنای مردم
  • سُكارىٰ: حال منصوب؛ جمع سَكران؛ به معنای مست

وَما هُم بِسُكارىٰ

در حالی که مست نیستند
شرح واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • ما: حرف نفی
  • هُم: ضمیر منفصل؛ مبتدا
  • بِسُكارىٰ: باء زائد برای تأکید + خبر؛ به معنای مست

وَلٰكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ

ولی عذاب خدا سخت است
شرح واژه‌ها:

  • وَلٰكِنَّ: حرف استدراک و تأکید
  • عَذابَ: اسم، منصوب به عنوان اسم لیکنّ؛ ریشه: ع ذ ب؛ به معنای عذاب
  • اللَّهِ: مضافٌ‌الیه مجرور
  • شَديدٌ: خبر لیکنّ مرفوع؛ ریشه: ش د د؛ به معنای سخت و شدید
Nach oben scrollen