013-031-077-رعد

« Back to Glossary Index
و اگر این قرآن خواندنی ای بود که کوهها با خواندن آن حرکت میکردند یا بدان زمین متلاشی میشد یا مرده بدان به سخن میآمد ممکن بود که همه بدان ایمان آورند ولی حقیقت این است که هر نوع کاری در اختيار الله است (یعنی الله در عین حال که هر کاری میتواند بکند کاری را بدون مصلحت انجام نمی دهد) آیا اگر الله همه مردم را روی دلخواهش هدایت میکرد، مؤمنان حقیقی که روی اراده خودشان ایمان آوردند از الله مایوس نمی شدند؟ برای اینکه حق اینگونه مؤمنان پایمال نشود لازمست که این کفران کنندگان به طرزی که خود نتوانند پیش بینی کنند بواسطه کارهائی که خودشان کردند به زمانی کوبنده دچار شوند تا تو از شهر ایشان به شهری نزدیک فرود آئی تا آن وعده عذاب الله به ایشان برسد و یقین بدان که الله وعده ای را که داده خلاف نخواهد کرد (این آیات و این سوره حدود سه سال قبل از هجرت پیغمبر اسلام از مکه به مدینه نازل گردیده و در آن هم پیشگوئی عذابهای اجتماعی کوچکی است بر کافران مکه قبل از هجرت پیغمبر اسلام و هم پیشگوئی کشتار و شکست قطعی کافران مکه پس از هجرت پیغمبر اسلام از مکه به مدینه که در جنگ بدر اتفاق افتاد) (۳۱)

متن آیه (یک‌بار پیوسته): ولو أنّ قرآنًا سُيِّرَت به الجبالُ أو قُطِّعَت به الأرضُ أو كُلِّمَ به الموتىٰ ۗ بل لله الأمرُ جميعًا ۗ أفلم ييئس الذين آمنوا أن لو يشاءُ اللهُ لهدى الناسَ جميعًا ۗ ولا يزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعةٌ أو تحلُّ قريبًا من دارِهم حتى يأتيَ وعدُ اللهِ ۚ إنّ اللهَ لا يُخلِفُ الميعادَ

ترجمهٔ فارسی (پیوسته): و اگر قرآنی بود که با آن کوه‌ها به حرکت درمی‌آمدند، یا زمین به‌وسیلهٔ آن قطعه‌قطعه می‌شد، یا با آن با مردگان سخن گفته می‌شد—[باز هم ایمان نمی‌آوردند]—بلکه کار به‌تمامی از آنِ خداست. آیا مؤمنان ندانسته‌اند که اگر خدا بخواهد همهٔ مردم را هدایت می‌کند؟ و کسانی که کفر ورزیده‌اند پیوسته به کیفر کارهایی که کرده‌اند بلایی به آنان می‌رسد یا نزدیک خانه‌هایشان فرود می‌آید، تا آن‌گاه که وعدهٔ خدا فرا رسد؛ همانا خدا هرگز از وعده تخلّف نمی‌کند.

————————————

جمله ۱: ولو أنّ قرآنًا سُيِّرَت به الجبالُ

ترجمه: و اگر کتابی (قرآنی) بود که با آن کوه‌ها به حرکت درمی‌آمدند،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف؛ «و».
  • لَو: حرف شرط غیرِجاذبِ جواب (شرطِ فرضیِ محال یا بعید).
  • أنّ: حرف ناسخ (تأکید) با اسم و خبر؛ «که».
  • قرآنًا: اسم أنّ، منصوب؛ ریشه: ق ر أ؛ معنی: کتاب خوانده‌شونده/قرآن.
  • سُيِّرَت: فعل ماضی مجهول، مؤنث مفرد (به اعتبار «الجبال» جمع غیرعاقل مؤنث مفرد)، باب تفعیل (سَيَّرَ → سُيِّرَ)، ریشه: س ي ر؛ معنی: به حرکت درآورده شد.
  • به: جار و مجرور؛ «به‌وسیلهٔ آن» (ضمیر به «قرآن» برمی‌گردد).
  • الجبالُ: فاعل نایب (نائب فاعل) مرفوعِ فعل مجهول؛ ریشه: ج ب ل؛ معنی: کوه‌ها.

————————————

جمله ۲: أو قُطِّعَت به الأرضُ

ترجمه: یا زمین به‌وسیلهٔ آن پاره‌پاره می‌شد،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • أو: حرف عطفِ تخییری/تقسیمی؛ «یا».
  • قُطِّعَت: فعل ماضی مجهول، مؤنث مفرد، باب تفعیل (قَطَّعَ → قُطِّعَ)، ریشه: ق ط ع؛ معنی: قطعه‌قطعه شد/پاره‌پاره گردید.
  • به: جار و مجرور؛ «به‌وسیلهٔ آن» (ضمیر به قرآن).
  • الأرضُ: نائب فاعلِ مرفوع؛ ریشه: أ ر ض؛ معنی: زمین.

————————————

جمله ۳: أو كُلِّمَ به الموتىٰ

ترجمه: یا با آن با مردگان سخن گفته می‌شد،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • أو: حرف عطف؛ «یا».
  • كُلِّمَ: فعل ماضی مجهول، باب تفعیل (كَلَّمَ → كُلِّمَ)، ریشه: ك ل م؛ معنی: مخاطَب ساخته شد/با او سخن گفته شد.
  • به: جار و مجرور؛ «با آن/به‌وسیلهٔ آن».
  • الموتى: نائب فاعلِ مرفوع به صورت جمع مکسر (علامت ظاهر ندارد)، ریشه: م و ت؛ معنی: مردگان.

————————————

جمله ۴: بل لله الأمرُ جميعًا

ترجمه: بلکه کارْ به‌تمامی از آنِ خداست.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • بَل: حرف اضراب و ابطالِ توهّم؛ «بلکه».
  • للهِ: جار و مجرور مقدّم برای اختصاص و حصر؛ «از آنِ خداست».
  • الأمرُ: مبتدا/خبر محذوف تقدیری؛ در ترکیب غالب، «الأمرُ» مبتدا مؤخَّر و «لله» خبر مقدّم؛ ریشه: أ م ر؛ معنی: فرمان/کار/اختیار.
  • جميعًا: حال/تأکید حالیه منصوب؛ ریشه: ج م ع؛ معنی: همه‌اش/به‌تمامی.

————————————

جمله ۵: أفلم ييئس الذين آمنوا أن لو يشاءُ اللهُ لهدى الناسَ جميعًا

ترجمه: آیا مؤمنان ندانسته‌اند که اگر خدا بخواهد همهٔ مردم را هدایت می‌کند؟

نکته: «ييئس» در این‌جا به معنای «بدانند/آگاه شوند» آمده است (استعمال لغویِ یأس به معنی علم، بنا بر قرائت و تفسیر مشهور)، و برخی قرائات «يَئِسَ» را با همین معنای «علم» دانسته‌اند.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • أَ: همزهٔ استفهام برای توبیخ/انکار.
  • فَ: حرف عطف/تفریع؛ پیوند با قبل.
  • لَم: حرف جازم نفیِ ماضی.
  • ييئس: فعل مضارع مجزوم (به «لم»)، ریشه: ي أ س؛ در این سیاق به معنی «بدانند/یقین کنند»؛ املای مصحفی با ادغام همزه.
  • الَّذينَ: اسم موصول منصوب به‌عنوان فاعلِ «ييئس»؟ توضیح: به‌سبب عمل «لم» در فعل، فاعل فعل «الذين» است (مرفوع محلاً، ولی در رسم ضبط با حرکت منصوب به خاطر موصول؟ در اعراب صحیح: «الذينُ» فاعل مرفوع؛ در خط بدون حرکات گاه اشتباه می‌شود).
  • آمنوا: صلهٔ «الذين»، فعل ماضی، ریشه: أ م ن؛ معنی: ایمان آوردند؛ واو: فاعل جمع.
  • أن: حرف مصدری و ناسخ (أنْ)؛ «که».
  • لو: حرف شرط غیرجاذبِ جواب، دلالت بر امتناع/تعلیق.
  • يشاءُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ش ي أ؛ معنی: بخواهد.
  • اللهُ: فاعل مرفوعِ «يشاء».
  • لَهَدَى: لام موطّئهٔ قسم/جواب؛ «هدایت می‌کرد/می‌نمود»؛ فعل ماضی، ریشه: ه د ي؛ معنی: هدایت کرد؛ دلالت بر تحقق در فرض شرط.
  • الناسَ: مفعولٌ‌بهِ «هدى»، منصوب؛ ریشه: ن و س/أُناس؛ معنی: مردم.
  • جميعًا: حال/تأکید، منصوب؛ ریشه: ج م ع؛ «همگی».

اصلاح اعراب «الذين»: فاعل «ييئس» مرفوع است: «أفلم ييئسِ الّذینُ آمنوا…»؛ در قرائت مشهور، «الذين» فاعل مرفوع است (الذينُ). در کتابت بدون اعراب، شکل ظاهری تغییر نمی‌کند.

————————————

جمله ۶: ولا يزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعةٌ

ترجمه: و کسانی که کفر ورزیده‌اند پیوسته بلایی به‌سبب آنچه کرده‌اند به آنان می‌رسد،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • لا يزالُ: فعل ناقص مضارع برای استمرار نفی/اثبات حال؛ ریشه: ز ي ل؛ معنی: همچنان/پیوسته.
  • الّذينَ كفروا: اسم «لا يزال» (مرفوع: الّذینُ)، صله: «كفروا» فعل ماضی، ریشه: ك ف ر؛ «کافر شدند/کفر ورزیدند»، واو: فاعل جمع.
  • تصيبُهم: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ص و ب؛ معنی: به آنان اصابت می‌کند/می‌رسد؛ «هم»: ضمیر مفعولی.
  • بما: جار و مجرور؛ «به‌سبب آنچه».
  • صنعوا: فعل ماضی؛ ریشه: ص ن ع؛ معنی: کردند/ساختند؛ واو: فاعل.
  • قارعةٌ: فاعل «تصيب» مرفوع مؤخر، نکره؛ ریشه: ق ر ع؛ معنی: بلای کوبنده/حادثهٔ سخت.

نکته نحوی: «تصيبهم قارعةٌ» ساختی است که در آن فاعل مؤخر آمده و ضمیر مفعول مقدّم شده است.

————————————

جمله ۷: أو تحلُّ قريبًا من دارِهم

توضیح پیوستگی: این جمله عطف بر «تصيبهم قارعةٌ» است.

ترجمه: یا [آن بلا] نزدیک خانه‌هایشان فرود می‌آید،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • أو: حرف عطف؛ «یا».
  • تَحُلُّ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ح ل ل؛ معنی: فرود آید/نزدیک شود/فرود کند.
  • قريبًا: ظرف/حال منصوب؛ «نزدیک».
  • من دارِهم: جار و مجرور؛ «از/نزدیک خانهٔ آنان»؛ دار: ریشه د و ر/دار؛ هم: ضمیر مضاف‌الیه.

فاعل مقدر: «قارعةٌ» از جملهٔ قبل به‌عنوان مرجع معنایی در نظر گرفته می‌شود.

————————————

جمله ۸: حتى يأتيَ وعدُ اللهِ

ترجمه: تا آن‌گاه که وعدهٔ خدا فرا رسد،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • حتّى: حرف غایت و تعلیل/جر؛ در این‌جا برای انتهای غایت زمانی.
  • يأتيَ: فعل مضارع منصوب به «حتّى»، ریشه: أ ت ي؛ معنی: بیاید/فرا رسد.
  • وعدُ: فاعل مرفوع؛ ریشه: و ع د؛ معنی: وعده.
  • اللهِ: مضاف‌الیه مجرور.

————————————

جمله ۹: إنّ اللهَ لا يُخلِفُ الميعادَ

ترجمه: همانا خدا هرگز از وعده تخلّف نمی‌کند.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • إنّ: حرف توکید و نصب.
  • اللهَ: اسم «إنّ» منصوب.
  • لا يُخلِفُ: فعل مضارع مرفوع، منفی با «لا»؛ ریشه: خ ل ف؛ معنی: خلف وعده می‌کند/تخلّف می‌ورزد؛ با «لا» = نمی‌کند.
  • الميعادَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ ریشه: و ع د؛ معنی: وعده، وعده‌گاه (در این‌جا «وعده»).

یادداشت‌های معنایی و بلاغی کوتاه:

  • سه احتمالِ معجزه‌آسا با «لو أنّ قرآنًا…» طرح می‌شود تا نشان دهد که حتی با بزرگ‌ترین نشانه‌ها، هدایت عمومی تنها در مشیت الهی است: «بل لله الأمر جميعًا».
  • «ييئس» در قرائت مشهور به معنای «یعلم» آمده و مقصود «آیا مؤمنان هنوز درنیافته‌اند؟» است.
  • «قارعة» هر حادثهٔ کوبنده و هشداردهنده‌ای است؛ یا مستقیماً به آنان می‌رسد یا نزدیک حوزهٔ زندگی‌شان رخ می‌دهد تا بیدار شوند.
  • پایان‌بندی با «إنّ الله لا يُخلِف الميعاد» تضمین تحقق وعدهٔ الهی است.

تَحُلُّ قَرِيبًا

آیهٔ مورد نظر (به صورت نقل‌شده): وَلا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ

ترجمهٔ دقیق فارسی (با حفظ ساختار و سیاق قرآنی): و کسانی که کفر ورزیده‌اند از آن‌چه کرده‌اند همواره مصیبت و عذاب دَنباله‌دارشان می‌رسد، یا (عذاب) نزدیکِ خانهٔ آنان فرود می‌آید، تا وعدهٔ خدا فرا رسد.

توضیح واژگانی و نکات نحوی-سیاقی:

  • ولا يَزالُ: فعل مضارع است با نفی استمرار؛ «همواره» یا «پیوسته» معنا می‌دهد. ساختار نشان‌دهندهٔ دوام وضع یا تکرار وقوع است: «همواره باقی می‌مانند / همچنان … خواهند بود».
  • الَّذِينَ كَفَرُوا: «کسانی که کفر ورزیدند/کافر شدند»؛ مفعول یا نهاد جملهٔ اصلیِ «ولا يَزالُ» است.
  • تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ: «قَارِعَةٌ» اسم است (مصیبت سهمگین، ضربت سخت، بلای ناگهانی). ساختار «تُصِيبُهُم بِما صَنَعُوا قَارِعَةٌ» به این صورت خوانده می‌شود که «مصیبتِ متناسب با آن‌چه انجام داده‌اند» به آنان می‌رسد. «بِما صَنَعُوا» موصوف و توجیه‌کنندهٔ نوع و سبب عذاب است — یعنی عذاب متناسب با اعمال‌شان.
  • أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ: «أَوْ» گزینهٔ دیگری را معرفی می‌کند؛ «تَحُلُّ» این‌جا به معنی «فرود آمدن/نزدیک شدن/عذاب بر آنان حلال/مترتّب شدن» نیست بلکه معنای وقوع/نزول عذاب را دارد: «یا (آن مصیبت) نزدیکِ خانهٔ آنان فرا می‌رسد/نزدیک می‌شود/فرود می‌آید». قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ متمم ظرفی است که محل یا قرب مکانی را نشان می‌دهد: «در نزدیکیِ خانهٔ ایشان».
    • دقّت در معنی «تَحُلُّ» در این سیاق: همان‌طور که در توضیحات قبلی اشاره شد، «تَحُلُّ» در متون قرآنی و ادبی می‌تواند معنای «رخدادن/فرود آمدن/حاصل شدن» داشته باشد. اینجا «قریبًا» (نزدیک) به آن متصل است، پس بهترین خوانش این است که «عذاب به زودی یا در نزدیکیِ محلّ سکونت‌شان فرا می‌رسد».
  • حَتَّىٰ يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ: «تا وعدهٔ خدا بیاید/تحقق یابد»؛ «حتى» محدودیتی زمانی معرفی می‌کند: استمرار حالت «اصابت مصیبت یا نزدیک شدن بلا» تا هنگام تحقق وعدهٔ الهی ادامه دارد. «وعدُ اللَّهِ» در زمینهٔ آیات غالباً به وعدهٔ مجازات نهایی یا روز جزا یا تحققِ عذابِ قطعی اشاره دارد؛ سیاق آیه بر استمرار عذاب‌ها تا وقوعِ وعدهٔ قطعی دلالت دارد.

تفسیر سیاقی خلاصه‌شده:

  • آیه دربارهٔ گروهی از کافران سخن می‌گوید که به سبب اعمالشان تحت پی‌درپی مصیبت‌ها و بلاها قرار دارند. این مصیبت‌ها یا به صورت «قَارِعَة» (نَکبت یا ضربه‌ای سهمگین متناسب با اعمالشان) آن‌ها را می‌آزارد یا عذاب همانند حادثه‌ای نزدیکِ خانهٔ آنان رخ می‌دهد.
  • تأکید آیه بر استمرار و تکرار عذاب است (ولا يَزالُ)، نه تنها یک حادثهٔ واحد؛ تا زمانی که وعدهٔ قطعی الهی تحقق یابد — یعنی تا هنگام مجازات نهایی یا حکمی که خدا مقرر کرده است.
  • ترکیب «بِما صَنَعُوا قَارِعَةٌ» نشان‌دهندهٔ اصل جزا متناسب با عمل است: عذاب ناشی از و متناظر با آن‌چه انجام داده‌اند.
  • «أَو تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ» بیانِ یکی دیگر از احتمالات یا انواع عذاب (نزولِ بلا در مجاورت خانه) است؛ واژهٔ تَحُلُّ در این سیاق معنای «فرود آمدن/نزدیک شدن/حاصل شدنِ (بلا)» دارد و نه «حلال شدن» که معنای شرعیِ دیگری است. این تفاوت معنایی بسته به سیاق و ترکیب «قریبًا» روشن می‌شود.

پیشنهادات برای ترجمه‌های جایگزین (با حفظ وفاداری به متن و تناوب معنایی):

  • و آن‌گاه کسانی که کفر ورزیده‌اند همچنان مصیبت‌هایی را که از اعمال خود سرچشمه می‌گیرد بر آنان وارد می‌آید، یا (آن مصیبت) نزدیکِ خانهٔ ایشان فرو می‌رسد، تا آن‌گاه که وعدهٔ خدا تحقق یابد.
  • و کافران پیوسته به سبب اعمالشان ضربات سهمگین می‌بینند، یا بلاهای نزدیکِ خانه‌شان را در می‌نوردد، تا وقتی که وعدهٔ خدا فرا رسد.

اگر بخواهید می‌توانم عبارت‌ها را با ارجاع به تفاسیر مشهور (مانند تفسیر طبری، ابن کثیر یا فخر رازی) مقایسه کنم تا ببینیم مفسّران کلاسیک «قَارِعَة» و «تَحُلُّ» را چگونه تبیین کرده‌اند.

ترجمه مناسب‌تر

آیا این ترجمه مناسب این متن عربی است: لازمست که این کفران کنندگان به طرزی که خود نتوانند پیش بینی کنند بواسطه کارهائی که خودشان کردند به زمانی کوبنده دچار شوند تا تو از شهر ایشان به شهری نزدیک فرود آئی تا آن وعده عذاب الله به ایشان برسد


ترجمه‌ای که ارائه کرده‌اید تا حدی معنای کلی آیه را منتقل می‌کند ولی از نظر دقت و روانی می‌توان آن را بهتر کرد. ترجمه مناسب‌تر و دقیق‌تر متن عربی به فارسی می‌تواند اینگونه باشد:


متن عربی:
وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحِلُّ قَرِيبًا مِن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ


ترجمه پیشنهادی:
کافران همچنان گرفتار عذابی می‌شوند که به سبب کارهای خودشان است، یا ضربتی سهمگین به آنان می‌رسد یا عذاب نزدیک خانه‌هایشان فرا می‌رسد، تا آن وعده‌ای که خدا داده است تحقق یابد.


نکات درباره ترجمه شما:

  • «لازمست که» کمی رسمی و غیرمعمول است.
  • «طرزی که خود نتوانند پیش بینی کنند» در آیه نیامده؛ بلکه اشاره به وقوع عذاب به سبب اعمال خودشان است.
  • «به زمانی کوبنده دچار شوند» دقیق نیست، «ضربه‌ای سهمگین» یا «عذابی سخت» بهتر است.
  • «تا تو از شهر ایشان به شهری نزدیک فرود آیی» در متن عربی وجود ندارد و اضافه است. آیه به وعده خدا اشاره دارد، نه حضور شخص خاصی.
  • «وعده عذاب الله به ایشان برسد» بهتر است به صورت «تا وعده خدا تحقق یابد» بیان شود.
Nach oben scrollen