008-063-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و تو اگر میخواستی چنین ارتباطی را میان قلبهای آنان روی خرج کردن تمام چیزهای با ارزش زمین بوجود آوری ممکن نبود ولی الله میان آنان را ارتباط داد و او پرقدرتی است با حکمت (حکمتهای قرآن بود که مسلمانان اولیه را چنان قدرتمند کرد و چه خوب است زمامداران فعلی مسلمانان دنيا، اول آموزشهای قرآن مجید را که با اسلام فعلی فرقه های مذهبی فرق دارد بوسیله دانایان حقیقی به قرآن فرا گیرند و سپس آن آموزشها را پایه تربیتی ملت مسلمان قرار دهند، آنوقت است که میبینند چه جامعه دانا و پیشرفتهای را میتوانند بوجود آورند و افسوس که اکثر ایشان تصور میکنند که با پولها و کمکهای خارجی میتوانند چنین قدرتی را بوجود آورند بدون آنکه توجهی به آموزشهای قرآن داشته باشند) (63)

 وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ


و او دل‌هایشان را با هم پیوند داد؛ اگر تو همه آنچه را در زمین است خرج می‌کردی، نمی‌توانستی دل‌هایشان را با هم پیوند دهی؛ اما خداوند میان آنان پیوند برقرار کرد؛ بی‌گمان او شکست‌ناپذیرِ فرزانه است.


  1. وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ
  • ترجمه‌ی جمله: و میان دل‌هایشان الفت برقرار کرد.
  • نقش‌های گرامری:
    • وَ: حرف عطف.
    • أَلَّفَ: فعل ماضی، معلوم، ثلاثی مزید (باب تفعیل)، فاعلِ آن در سیاق آیه «الله» است که در جمله بعد تصریح می‌شود.
    • بَيْنَ: ظرف/حرف جرّ به‌معنای «میان».
    • قُلُوبِهِمْ: اسم مجرور (جمع «قَلْب») مضاف‌الیه برای «بینَ»، ضمیر «هم» مضاف‌الیه دوم.
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • أَلَّفَ ← ریشه: أ ل ف؛ باب تفعیل؛ معنا: پیوند دادن، الفت دادن، متحد ساختن.
    • بَيْنَ ← معنا: میان، بین.
    • قُلُوب ← ریشه: ق ل ب؛ جمع «قَلْب»؛ معنا: دل‌ها.
    • هُم ← ضمیر جمعِ غایب؛ معنا: آنان/ایشان.

  1. لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا
  • ترجمه‌ی جمله: اگر تو هر آنچه را در زمین است، همه‌اش را خرج می‌کردی،
  • نقش‌های گرامری:
    • لَوْ: حرف شرط غیرواقعی (امتناعِ وقوع).
    • أَنْفَقْتَ: فعل ماضی شرط، مخاطب مفرد؛ باب إفعال از «نفق»؛ «تَ» ضمیر فاعل (تو).
    • مَا: اسم موصول/موصول عام به‌معنای «آنچه».
    • فِي: حرف جرّ.
    • الْأَرْضِ: اسم مجرور، مضاف‌الیه برای «في».
    • جَمِيعًا: حال منصوب از «ما»، به‌معنای «تماماً/به‌طور کامل».
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • أَنْفَقَ ← ریشه: ن ف ق؛ معنا: خرج کردن، انفاق کردن.
    • مَا ← معنا: آنچه/هرچه.
    • فِي ← معنا: در.
    • الأَرْض ← ریشه: أ ر ض؛ معنا: زمین.
    • جَمِيعًا ← ریشه: ج م ع؛ معنا: همگی، تماماً، یکجا.

  1. مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ
  • ترجمه‌ی جمله: نمی‌توانستی میان دل‌هایشان الفت برقرار کنی.
  • نقش‌های گرامری:
    • مَا: حرف نفی (در این سیاق نفیِ وقوعِ فعل از مخاطب).
    • أَلَّفْتَ: فعل ماضی منفی (به‌واسطه «ما»)، مخاطب مفرد؛ باب تفعیل؛ «تَ» ضمیر فاعل.
    • بَيْنَ: ظرف/حرف جرّ.
    • قُلُوبِهِمْ: اسم مجرور مضاف‌الیه برای «بینَ»، با ضمیر «هم».
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • أَلَّفَ ← ریشه: أ ل ف؛ معنا: پیوند دادن، الفت ایجاد کردن.
    • بَيْنَ ← معنا: میان.
    • قُلُوب ← ریشه: ق ل ب؛ جمع قلب؛ دل‌ها.
    • هُم ← ضمیر جمعِ غایب؛ آنان.

توضیح معنایی: «ما ألَّفتَ» در فارسی به‌صورت «نمی‌توانستی الفت دهی/برقرار کنی» ترجمه می‌شود تا ظرفیت و امکان انسانی را نشان دهد.


  1. وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ
  • ترجمه‌ی جمله: اما خداوند میان آنان الفت برقرار کرد.
  • نقش‌های گرامری:
    • وَ: حرف عطف.
    • لَكِنَّ: حرف استدراک و تأکید (اما/با این حال)، عامل نصب برای اسم خود.
    • اللَّهَ: اسم «لکنَّ» منصوب؛ لفظ جلاله.
    • أَلَّفَ: فعل ماضی، فاعل ضمنی آن «الله» است (با تقدیم اسم «لکنّ»).
    • بَيْنَهُمْ: ظرف/شبه‌جمله؛ «بینَ» با ضمیر «هم» به‌عنوان مجرور؛ متعلق به «أَلَّفَ».
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • لَكِنَّ ← معنا: اما، لیکن.
    • اللَّه ← ریشه: أ ل ه (اله)؛ اسم خاص.
    • أَلَّفَ ← ریشه: أ ل ف؛ معنا: پیوند داد، متحد ساخت.
    • بَيْن ← معنا: میان.
    • هُمْ ← ضمیر جمعِ غایب؛ آنان.

  1. إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
  • ترجمه‌ی جمله: همانا او شکست‌ناپذیر و حکیم است.
  • نقش‌های گرامری:
    • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
    • هُ: ضمیر شأن/ضمیر اسم «إنّ»، منصوب.
    • عَزِيزٌ: خبر اول «إنّ»، مرفوع؛ معنا: توانمند/غالب/دست‌نیافتنی.
    • حَكِيمٌ: خبر دوم «إنّ»، مرفوع؛ معنا: فرزانه/دارای حکمت.
  • ریشه و معانی واژه‌ها:
    • عَزِيز ← ریشه: ع ز ز؛ معنا: قدرتمند، غالب، شکست‌ناپذیر.
    • حَكِيم ← ریشه: ح ك م؛ معنا: خردمند، دارای حکمت، سنجیده‌کار.

نکته معنایی و پیوند آیات: این آیه بیان می‌کند که همدلی و اتحاد حقیقی در دل‌ها نعمتی است که با صرف منابع مادی به‌تنهایی حاصل نمی‌شود؛ بلکه توفیقی الهی است. عبارت «لو… ما…» ساختار شرطِ محال را نشان می‌دهد تا قدرت خداوند در ایجاد الفت را برجسته کند؛ و پایان آیه با دو وصف «عزیز» و «حکیم» علتِ توان و شیوه‌ی حکیمانه‌ی این پیوند را یادآور می‌شود.

Nach oben scrollen