008-054-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و فرعونیان و کافران قبل از ایشان نیز چنین بودند و راهنمائیهای روشن پروردگار خود را انکار کردند پس ما نیز ایشان را بواسطه گناهانشان هلاک کردیم و فرعونيان را غرق نمودیم در حالیکه همه ستمکار بودند (فرعون غرق شده که نامش آآکنن رع و آخرین فرعون سلسله هیکسسها بود به مانند معجزه جنگ بدر معجزه آسا با تمام لشگریانش در دریای تمساح غرق شد و تاریخ نیز مبهوت است که چگونه این سلسله پر قدرت از بین رفت) (۵4)

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ

همچون عادت و روش خاندان فرعون و کسانی که پیش از آنان بودند؛ آنان آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، پس به سبب گناهانشان نابودشان کردیم و خاندان فرعون را غرق ساختیم، و همه آنان ستمگر بودند.


جمله ۱

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ

ترجمه: مانند روشِ خاندانِ فرعون و کسانی که پیش از آنان بودند.

  • كَدَأْبِ: حرف «كَـ» برای تشبیه + «دَأْب» (اسم، مفرد، مجرور به کسره به سبب اضافه)، معنی: عادت، روشِ همیشگی. ریشه: د أ ب.
  • آلِ: اسم، مفرد، مجرور به کسره به سبب اضافه؛ معنی: خاندان، پیروان نزدیک. ریشه: أ و ل (در کاربرد «آل» به معنای اهل و خاندان).
  • فِرْعَوْنَ: علم، مجرور به اضافه (فتحۀ تقدیری یا ظاهر بسته به قرائت؛ اینجا به صورت نصب یا جرّ آمده در اضافه با «آلِ»)، معنی: فرعون. ریشه: غیرعربی (مصری).
  • وَ: حرف عطف.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر. معنی: کسانی که.
  • مِنْ: حرف جر. معنی: از.
  • قَبْلِهِمْ: «قَبْلِ» اسم مجرور + «هِمْ» ضمیر جمع؛ معنی: پیش از ایشان. ریشه: ق ب ل.

نقش گرامری: «كَدَأْبِ…» جار و مجرور در مقام تشبیه/حال یا متعلق به محذوف؛ جمله اسمیه/شبه‌جمله آغازگر ساختار تشبیهی آیه.


جمله ۲

كَدَّبُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ

ترجمه: آیاتِ پروردگارشان را تکذیب کردند.

  • كَذَّبُوا: فعل ماضی، جمع (واو جمع)، باب تفعیل؛ معنی: تکذیب کردند. ریشه: ك ذ ب.
  • بِـ: حرف جر. معنی: به/دربارهٔ.
  • آيَاتِ: جمع «آية»، اسم مجرور به «بِ». معنی: نشانه‌ها/آیات. ریشه: أ ي ي/أ ى ة.
  • رَبِّهِمْ: «رَبِّ» مضاف مجرور + «هِمْ» ضمیر؛ معنی: پروردگارشان. ریشه: ر ب ب.

نقش گرامری: جمله فعلیه؛ فعل «كذّبوا» با جار و مجرور «بآيات ربّهم» مفعول‌به در معنای مجرور.


جمله ۳

فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ

ترجمه: پس به سبب گناهانشان نابودشان کردیم.

  • فَـ: حرف عطف/تفریع (پس).
  • أَهْلَكْنَا: فعل ماضی، اول شخص جمع؛ معنی: نابود کردیم. ریشه: ه ل ك.
  • هُمْ: ضمیر مفعولی منصوب؛ معنی: آنان را.
  • بِـ: حرف جر؛ معنی: به/به‌سبب.
  • ذُنُوبِهِمْ: «ذُنُوبِ» اسم جمع مجرور + «هِمْ» ضمیر؛ معنی: گناهانشان. ریشه: ذ ن ب.

نقش گرامری: جمله فعلیه با فاءِ تفریع؛ فعل و مفعول با جار و مجرور سببیّت.


جمله ۴

وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ

ترجمه: و خاندانِ فرعون را غرق کردیم.

  • وَ: حرف عطف.
  • أَغْرَقْنَا: فعل ماضی، اول شخص جمع؛ معنی: غرق کردیم. ریشه: غ ر ق.
  • آلَ: اسم منصوب به عنوان مفعول‌به؛ معنی: خاندان.
  • فِرْعَوْنَ: علم، مضافٌ‌إلیه برای «آلَ» در ساخت اضافی؛ معنی: فرعون.

نقش گرامری: جمله فعلیه معطوف؛ «آلَ فرعونَ» مفعول‌به مرکّب اضافی برای فعل «أغرقنا».


جمله ۵

وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ

ترجمه: و همه آنان ستمگر بودند.

  • وَ: حرف عطف.
  • كُلٌّ: اسم، مبتدا مرفوع (نون تنوین). معنی: همه (همگان).
  • كَانُوا: فعل ماضی ناقص، جمع؛ معنی: بودند. ریشه: ك و ن.
  • ظَالِمِينَ: خبر کان منصوب جمع مذکر سالم؛ معنی: ستمگران. ریشه: ظ ل م.

نقش گرامری: جمله اسمیه با «كان» ناقصه؛ «كلٌّ» مبتدا، «كانوا» فعل ناقص و اسم آن (واو جمع)، «ظالمين» خبرِ کان منصوب.

Nach oben scrollen