008-052-094-أنفال

« Back to Glossary Index
همانطور که فرعونیان و کسانی که پیش از فرعونيان کفران کردند به چنین عذابی دچار شده اند، آری چون راهنمائیهای روشن الله را کفران کردند، الله نیز ایشان را به سبب گناهانشان گرفتار کرد، زیرا الله پر قدرتی است سخت عذاب کننده (آل فرعون یعنی فرعونيان و آل محمد نیز تمام طرفداران حقیقی دین او میباشند زیرا آل هر کس اهل اوست و کسی اهل پیغمبران است که مؤمن حقیقی به پیغام پیغمبران باشد) (۵۲)

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ

همچون رسم و کارکرد خاندان فرعون و کسانی که پیش از آنان بودند؛ آیات خدا را انکار کردند، پس خداوند به سبب گناهانشان آنان را گرفت (به کیفر رساند). بی‌گمان خداوند نیرومند و سخت‌کیفر است.


جمله ۱: كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ

ترجمهٔ جمله: مانند شیوهٔ خاندانِ فرعون و کسانی که پیش از آنان بودند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • كَـ: حرف جرّ به معنی «مانندِ».
  • دَأْبِ: اسم مجرور (مضاف)، ریشه: دأب (د-أ-ب)، معنی: عادت، شیوهٔ همیشگی، روش.
  • آلِ: اسم مجرور (مضافٌ‌إلیه)، ریشه: آل (هم‌معنی با اهل/خاندان)، معنی: خاندان، پیروان نزدیک.
  • فِرْعَوْنَ: علم (مضافٌ‌إلیهِ آل)، ریشه: غیرعربی (علم تاریخی)، معنی: فرعون.
  • وَ: حرف عطف.
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، معنی: آنان که.
  • مِنْ: حرف جرّ، معنی: از.
  • قَبْلِهِمْ: اسم مجرور با «مِن»، ریشه: قَبْل (ق-ب-ل)، ضمیر «هم» (آنان)، معنی: پیش از ایشان.

ساختار نحوی: شبه‌جملهٔ جار و مجرور «كَدَأْبِ…» خبر مقدّم یا مفعول مطلق تشبیهی؛ «آل فرعون» مضاف و مضاف‌إلیه؛ «والذين من قبلهم» معطوف با جملهٔ موصولی کوتاه (موصول + صلة شبه‌جمله).


جمله ۲: كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ

ترجمهٔ جمله: آیاتِ خدا را انکار کردند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • كَفَرُوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب. ریشه: كفر (ك-ف-ر)، معنی: کافر شدن، پوشاندن/انکار کردن.
  • بِـ: حرف جرّ، معنی: به/در برابر.
  • آيَاتِ: اسم مجرور با «بِ»، جمع «آية»، ریشه: آية (أ-ي-ي/آي)، معنی: نشانه‌ها، آیات.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به‌عنوان مضافٌ‌إلیهِ «آيات»، معنی: خدا.

ساختار نحوی: فعل و فاعل «كفروا» با جار و مجرور «بآيات الله» به‌عنوان متعلق فعل.


جمله ۳: فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ

ترجمهٔ جمله: پس خداوند آنان را به‌سبب گناهانشان گرفت (به کیفر رساند).

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَـ: حرف عطف تفریع، معنی: پس/بنابراین.
  • أَخَذَ: فعل ماضی، ریشه: أخذ (أ-خ-ذ)، معنی: گرفتن، دچار کیفر کردن.
  • هُمْ: ضمیر مفعولی متصل، معنی: آنان را.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع، معنی: خدا.
  • بِـ: حرف جرّ، معنی: به‌سبب/به‌خاطر.
  • ذُنُوبِ: اسم مجرور با «بِ»، جمع «ذنب»، ریشه: ذنب (ذ-ن-ب)، معنی: گناه‌ها.
  • هِمْ: ضمیر متصل (مضافٌ‌إلیهِ «ذنوب»)، معنی: ایشان.

ساختار نحوی: «فأخذهم الله» جمله فعلیه با تقدیم مفعول «هم» بر فاعل «الله» برای تأکید؛ «بذنوبهم» جار و مجرورِ بیان علت.


جمله ۴: إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ

ترجمهٔ جمله: بی‌گمان خداوند نیرومند و سخت‌کیفر است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل، معنی: به‌راستی/بی‌گمان.
  • اللَّهَ: اسم «إنَّ» منصوب، معنی: خدا.
  • قَوِيٌّ: خبر اوّل «إنَّ» مرفوع، ریشه: قوى (ق-و-ي)، معنی: نیرومند، توانمند.
  • شَدِيدُ: خبر دوم یا صفت خبر، ریشه: شدد (ش-د-د)، معنی: سخت، شدید.
  • الْعِقَابِ: مضافٌ‌إلیهِ «شديد»، ریشه: عقب/عقاب (ع-ق-ب)، معنی: کیفر، مجازات.

ساختار نحوی: جملهٔ تأکیدی با «إنَّ» و دو خبر برای «الله» (قویّ و شدید العقاب)؛ «شديدُ العقابِ» ترکیب اضافی (صفت + مضاف‌إلیه).

Nach oben scrollen