008-035-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و نماز این کفران کنندگان در نزد آن خانه (خانه کعبه) جز سوت زدن و کف زدنی مخصوص نبود پس سزاوار بود که به ایشان در جنگ بدر گفته شود آن عذاب را بدانچه کفران کرده اید، بچشید (۳۵)

وَما كانَ صَلاتُهُم عِندَ البَيتِ إِلّا مُكاءً وَتَصدِيَةً ۚ فَذوقُوا العَذابَ بِما كُنتُم تَكفُرونَ

و نماز/عبادتشان نزد خانه (کعبه) جز سوت‌زدن و کف‌زدن نبود. پس به سبب آنکه کفر می‌ورزیدید، عذاب را بچشید.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۱: وَما كانَ صَلاتُهُم عِندَ البَيتِ إِلّا مُكاءً وَتَصدِيَةً

ترجمهٔ فارسی: و عبادت/نمازشان نزد خانه (کعبه) جز سوت‌زدن و کف‌زدن نبود.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف، پیونددهندهٔ این جمله با قبل.
  • ما: حرف نفی (ما الحاجزة/النافیة)؛ نفی‌کنندهٔ مضمون جملهٔ اسمیه.
  • كانَ: فعل ماضی ناقص (کانَ)، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فعل ناقصه برای بیان استمرار/ثبوت در گذشته.
  • صَلاتُهُم: اسم کان مرفوع + ضمیر متصل. صَلاةُ (اسم) + هُم (ضمیر جمع غایب). نقش: اسمِ کان. معنا: عبادت/نمازِ ایشان.
    • ریشهٔ صلاة: ص ل و/ص ل ي؛ در قرآن غالباً به معنای عبادت/نماز.
  • عِندَ: ظرف مکان (جار و مجرور)، متعلق به خبر کان (یا متعلق به مقدر در خبر).
    • معنا: نزدِ، کنارِ.
  • البَيتِ: اسم مجرور به «عند»، مراد از «بیت» کعبه است.
    • ریشه: ب ي ت. معنا: خانه؛ لقب کعبه: البیت.
  • إِلّا: أداة حصر/استثناء؛ در ساخت «ما كان … إلا …» افادهٔ حصر می‌کند.
  • مُكاءً: اسم منصوب (خبرِ کان به تقدیر یا بدل از خبر محذوف در قالب تمییز/خبر)، بیشتر به عنوان خبرِ کان پس از «إلا» فهم می‌شود. معنا: سوت‌زدن.
    • ریشه: م ك أ (مُكاء). در لغت: صوت الشفاه، سوت‌زدن با لب‌ها.
  • وَ: حرف عطف.
  • تَصدِيَةً: اسم منصوب معطوف بر «مُكاءً». معنا: کف‌زدن/دست‌کوبی.
    • ریشه: ص د ي (تصدیة). در لغت: التصفيق (کف‌زدن). ساختار نحوی خلاصه:
  • ما كان (فعل ناقص منفی) + صلاتهم (اسم کان) + عند البيت (جار و مجرور متعلق به خبر) + إلا مُكاءً وتصديةً (خبرِ کان محصور، بیان می‌کند که خبرِ حقیقی چیزی جز این دو نبود). نکتهٔ تفسیری کوتاه:
  • آیه از آیینِ جاهلی قریش در کنار کعبه خبر می‌دهد که «عبادت» را به سوت و کف تقلیل داده بودند.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۲: فَذوقُوا العَذابَ بِما كُنتُم تَكفُرونَ

ترجمهٔ فارسی: پس به سزا/اثرِ آنکه کفر می‌ورزیدید، عذاب را بچشید.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • فَ: فاء تفریع/سببیه؛ نتیجه‌گیری از جملهٔ پیشین.
  • ذوقُوا: فعل امر، مخاطب جمع (دومی جمع) از ریشهٔ ذ و ق. معنا: بچشید/بچشید مزهٔ.
    • صیغه: فعل امر مخاطب جمع (أنتم).
  • العَذابَ: مفعولٌ‌به منصوب برای «ذوقوا». معنا: عذاب.
    • ریشه: ع ذ ب؛ اصل معنا: مزه‌چشاندنِ سختی/رنج.
  • بِما: حرف جر «بِـ» + «ما» مصدریه/موصوله. معنا: به‌سببِ آنچه/به‌خاطر اینکه.
  • كُنتُم: کانَ (فعل ناقص) + تُم (ضمیر جمع مخاطب). نقش: فعل ناقص برای افادهٔ استمرار در گذشته؛ خبر آن فعل مضارع بعدی است.
  • تَكفُرونَ: فعل مضارع مرفوع، مخاطب جمع، ریشه: ك ف ر. معنا: کفر می‌ورزید/کفر می‌ورزیدید.
    • از نظر ساخت: «كنتم تكفرون» جملهٔ فعلیه در محل جر به سبب «بما»، افادهٔ استمرارِ حالت کفر در گذشتهٔ نزدیک/حال عادت‌وار.

ساختار نحوی خلاصه:

  • فاء + فعل امر «ذوقوا» + مفعول «العذاب» + جار و مجرور «بما» که جملهٔ «كنتم تكفرون» را در بر می‌گیرد و علت/سبب عذاب را بیان می‌کند: «به سببِ کفر ورزیدنِ مستمر شما».

نکتهٔ تفسیری کوتاه:

  • «بما كنتم تكفرون» سبب عذاب را روشن می‌کند: استمرار کفر و بی‌حرمتی به عبادت در کنار بیت‌الله.
Nach oben scrollen