008-034-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و همچنین سزاوار ایشان نبود که الله عذابشان نکند با اینکه مردم را از مسجد الحرام باز میداشتند و لیاقت نداشتند حافظان آنجا باشند و جز پرهیزکاران نباید کسی حافظ آنجا باشد ولی بیشتر مردم این فلسفه ها را نمی دانند (یعنی علت شکست معجزه آسای آنان در جنگ بدر کوتاه کردن دست آنان از حکومت بر مکه است که جنگ بدر مقدمه فتح مکه بدست مسلمانان حقیقی است) (34)

وَما لَهُم أَلّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُم يَصُدّونَ عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ وَما كانوا أَولِياءَهُ ۚ إِن أَولِياؤُهُ إِلَّا المُتَّقونَ وَلٰكِنَّ أَكثَرَهُم لا يَعلَمونَ

پس چرا خداوند آنان را عذاب نکند، در حالی که آنان از مسجدِ حرام بازمی‌دارند و آن را سرپرستانِ خود نمی‌دانند؟ سرپرستانِ واقعیِ آن، جز پرهیزگاران نیستند؛ ولی بیشترِ آنان نمی‌دانند.


جمله ۱: وَما لَهُم أَلّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ

ترجمه‌ی فارسی: و چرا خداوند آنان را عذاب نکند؟

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف/استیناف (و)
  • ما: اسم استفهام/نفی (در این ساخت «ما لَهُم» معنای «چه شده است به آنان/چرا» دارد)
  • لَهُم: جار و مجرور؛ «لـِ» حرف جر + «هُم» ضمیر متصل (برای آنان)
  • أَلّا: مرکب از «أنْ» مصدریه + «لا» نفی؛ در اینجا برای تأکید بر جمله‌ی مصدری «این‌که عذاب نکند» آمده و در ترکیب پرسشی «ما لهم ألا…» معنای «چرا نباید…» می‌دهد
  • يُعَذِّبَهُمُ: فعل مضارع، باب تفعیل، معلوم؛ ریشه: ع ذ ب؛ معنای: عذاب می‌کند؛ «هم» ضمیر مفعول (آنان را)
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع (خدا)

ریشه‌ها و معانی:

  • عذاب: ع ذ ب — رنج دادن، کیفر
  • لَـ: حرف جر
  • ما (استفهام): چه، چرا
  • أن/لا: ادات مصدریه و نفی

جمله ۲: وَهُم يَصُدّونَ عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ

ترجمه‌ی فارسی: در حالی که آنان از مسجدِ حرام بازمی‌دارند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و/در حالی که)
  • هُم: ضمیر منفصل، مبتدا/فاعل معنایی (آنان)
  • يَصُدّونَ: فعل مضارع، باب فَعَلَ (صدّ)، معلوم؛ ریشه: ص د د؛ معنای: بازمی‌دارند/مانع می‌شوند؛ «واو جمع» علامت جمع مذکر
  • عَنِ: حرف جر (از)
  • المَسجِدِ: اسم مجرور (مسجد)
  • الحَرامِ: صفت مجرور برای «المسجد» (حرام/مقدس، اشاره به مسجدالحرام)

ریشه‌ها و معانی:

  • صدّ: ص د د — بازداشتن، منع کردن
  • مسجد: س ج د — جای سجده، عبادتگاه
  • حرام: ح ر م — مقدس/ممنوع‌الانتهاک

جمله ۳: وَما كانوا أَولِياءَهُ

ترجمه‌ی فارسی: و آنان سرپرستانِ آن (مسجد) نبودند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و)
  • ما: حرف نفی (نیستند/نبودند)
  • كانوا: فعل ماضی ناقص (کانَ + واو جمع)، ریشه: ك و ن؛ معنای: بودند
  • أَولِياءَ: خبر «کان»، منصوب؛ ریشه: و ل ي؛ معنای: سرپرستان/دوستان/خادمان
  • هُ: ضمیر متصل مجرور/مضاف‌الیهی (آن—مرجع: مسجد الحرام)

ریشه‌ها و معانی:

  • كان: ك و ن — بودن، وجود داشتن
  • وليّ/أولياء: و ل ي — نزدیک بودن، سرپرستی، دوستی

جمله ۴: إِن أَولِياؤُهُ إِلَّا المُتَّقونَ

ترجمه‌ی فارسی: سرپرستانِ حقیقیِ آن جز پرهیزگاران نیستند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إِن: حرف تأکید/تصدیر (بی‌حرکت در اینجا شبیه «إنّ» نیست؛ این «إنْ» مخففه از «إنّ» یا به‌منزله‌ی ادات حصر با «إلّا» در سیاق است)
  • أَولِياؤُهُ: مبتدا مرفوع + ضمیر مضاف‌الیه (سرپرستانِ آن)
  • إِلَّا: ادات استثناء/حصر (جز)
  • المُتَّقونَ: بدل/خبر بعد «إلّا»، جمع مذکر سالم مرفوع؛ ریشه: و ق ي؛ معنای: پرهیزگاران

یادداشت نحوی:

  • ساخت «إن أولياؤه إلا المتقون» افاده‌ی حصر می‌کند: فقط متقیان اولیای واقعی‌اند.

ریشه‌ها و معانی:

  • وليّ/أولياء: و ل ي — سرپرستی/دوستی
  • تقوى/متّقٍ: و ق ي — پرهیز، نگه‌داشتن خود از گناه

جمله ۵: وَلٰكِنَّ أَكثَرَهُم لا يَعلَمونَ

ترجمه‌ی فارسی: اما بیشترِ آنان نمی‌دانند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَلٰكِنَّ: حرف عطف + «لکنّ» تأکید/استدراک (اما)
  • أَكثَرَهُم: اسم «لکنّ» منصوب + ضمیر مضاف‌الیه (بیشترِ ایشان)
  • لا: حرف نفی (نمی‌)
  • يَعلَمونَ: فعل مضارع، معلوم؛ ریشه: ع ل م؛ معنای: می‌دانند؛ «واو جمع» علامت جمع مذکر

ریشه‌ها و معانی:

  • اكثر: ك ث ر — زیادی، بیشتر
  • علم: ع ل م — دانستن، آگاهی داشتن

یادداشت ترجمه:

  • در جمله‌ی اول، ساخت «ما لهم ألا يعذبهم الله» در فارسی به‌صورت «چرا خدا آنان را عذاب نکند» طبیعی‌تر است و معنای استحقاق عذاب به سبب رفتارشان را می‌رساند.
  • ضمیر «هُ» در «أولياءه» به «المسجد الحرام» برمی‌گردد.
Nach oben scrollen