008-033-094-أنفال

« Back to Glossary Index
سزاوار نبود که الله در حالی که تو در میان ایشان بودی آنان را عذاب کند و سزاوار نبود که ایشانرا عذاب نماید در حالی که تعداد زیادی از آنان از کرده خود پشیمان میشدند و از الله آمرزش میخواستند (چنانکه بعدا به مرور زمان بسیاری از گویندگان فوق که اهل مکه بودند ایمان آوردند) (۳۳)

وَما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم وَأَنتَ فيهِم ۚ وَما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُم وَهُم يَستَغفِرونَ

و خدا هرگز آنان را عذاب نمی‌کند در حالی که تو در میان آنان هستی، و خدا هرگز آنان را عذاب‌کننده نیست در حالی که آنان آمرزش می‌طلبند.


جملهٔ ۱: وَما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم

ترجمهٔ فارسی: و خدا هرگز نمی‌خواست/نمی‌بود که آنان را عذاب کند.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف، معنی «و».
  • ما: حرف نفی (ما النافیة)، معنی «هرگز/نه».
  • كانَ: فعل ناقص (کان)، ماضی، مفید استمرار/ثبوت در گذشته؛ اینجا با «ما» برای نفی ثبوتِ وقوع به کار رفته.
    • ریشه: ك و ن (ک-و-ن)، باب فَعَلَ.
    • معانی: بود، وجود داشت؛ با ادوات نفی برای تأکید بر نفی وقوع یا عدم اراده/مشیت.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ «كانَ» (اسم کان).
  • لِيُعَذِّبَهُم: لام تعلیل/لام جحود (با «كان» و «ما» غالباً لام جحود)، + فعل مضارع منصوب.
    • لِـ: لام جحود (پس از «ما كان» برای نفیِ قصد/تحققِ فعل)، معنی «که…».
    • يُعَذِّبَ: فعل مضارع منصوب (به لام)، باب تفعیل از ریشه ع ذ ب.
      • ریشه: ع-ذ-ب.
      • باب: تفعیل (عذّب).
      • معانی: عذاب دادن، به کیفر رساندن.
    • هُم: ضمیر متصل مفعولی، جمع مذکر غایب، «آنان». نقش نحوی جمله:
  • «ما كانَ» + اسم «اللَّهُ» + خبرِ «كان» جملهٔ فعلیهٔ مصدریه (المصدر المؤول من «لِيُعَذِّبَهُم») در مقام خبر کان: «ما كان الله ليعذّبهم» یعنی «هرگز نبود/نمی‌باشد که خدا آنان را عذاب کند»؛ افادهٔ نفیِ وقوع/عادت.

جملهٔ ۲: وَأَنتَ فيهِم

ترجمهٔ فارسی: در حالی که تو در میان آنان هستی.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطفِ حالیه (و الحال).
  • أَنتَ: ضمیر منفصل، مبتدا/فاعلِ معنویِ جملهٔ اسمیه، «تو» (خطاب به پیامبر).
  • فيهِم: جار و مجرور + ضمیر متصل جمع، «در میانِ آنان».
    • في: حرف جر، «در».
    • هِم: ضمیر متصل، «آنان». نقش نحوی جمله:
  • جملهٔ اسمیه حالیه، بیانِ حالتِ همراه با نفیِ عذاب: «در حالی که تو میان آنان هستی». این جمله حال برای مضمون جملهٔ قبلی است (مفعول‌عنه: عذاب‌نکردن در زمان حضور پیامبر).

جملهٔ ۳: وَما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُم

ترجمهٔ فارسی: و خدا هرگز عذاب‌کنندهٔ آنان نبوده/نمی‌بود.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • ما: حرف نفی (ما النافیة).
  • كانَ: فعل ناقص (کان)، ماضی.
    • ریشه: ك-و-ن.
    • معنا: بود؛ با «ما» برای نفیِ ثبوتِ خبر.
  • اللَّهُ: اسم کان (فاعلِ نحویِ کان).
  • مُعَذِّبَهُم: خبر کان، اسم فاعل باب تفعیل + ضمیر مفعولی.
    • مُعَذِّبِ: اسم فاعل از ریشه ع-ذ-ب، باب تفعیل، وزن «مُفَعِّل».
    • هُم: ضمیر مفعولی متصل، «آنان». معانی:
  • مُعَذِّب: عذاب‌کننده، کیفر‌دهنده. نقش نحوی جمله:
  • جملهٔ اسمیه با «كان» ناقصه: «ما كان الله مُعَذِّبَهُم» یعنی نفیِ اتصافِ خدا به عذاب‌کردن آنان در وضعیتِ بیان‌شده (مشروط به جملهٔ بعد).

جملهٔ ۴: وَهُم يَستَغفِرونَ

ترجمهٔ فارسی: و آنان در حال آمرزش‌خواستن هستند.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطفِ حالیه (و الحال).
  • هُم: ضمیر منفصل، مبتدا/فاعل معنوی.
  • يَستَغفِرونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب، باب استفعال از ریشه غ ف ر.
    • ریشه: غ-ف-ر.
    • باب: استفعال (استغفر)، وزن «يَسْتَفْعِل».
    • معانی: طلب آمرزش کردن، آمرزش خواستن از خدا. نقش نحوی جمله:
  • جملهٔ فعلیه حالیه برای بیان شرط/وضعیتی که موجب نفیِ عذاب است: «در حالی که آنان آمرزش می‌طلبند». مضارعِ استمرار برای تداومِ طلب آمرزش.

نکات معنایی و بلاغی کوتاه:

  • ساخت «ما كان … لِيَفْعَلَ» و «ما كان … مُفَعِّلًا» هر دو نفیِ مؤکدِ وقوع/عادتِ عذاب را بیان می‌کند.
  • دو علتِ رفعِ عذاب ذکر شده: حضور پیامبر در میان مردم، و استمرارِ استغفار آنان.
Nach oben scrollen