008-031-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و هنگامیکه آیات ما بر ایشان خوانده میشد میگفتند شنیدیم و اگر ما هم بخواهیم مانند اینها را میتوانیم بگوئیم و اینها جز افسانه های پیشینیان نیست (عجب است که امروزه نیز آنانکه به عمق مطالب قرآن نمی خواهند پی ببرند و از آموزشهای عالیه قرآن بی خبرند فقط بطور سرسری قرآن را مطالعه میکنند و قضاوتشان این است که قرآن جز افسانه های دینی گذشتگان چیز دیگر نیست) (۳۱)

 وَإِذا تُتلىٰ عَلَيهِم آياتُنا قالوا قَد سَمِعنا لَو نَشاءُ لَقُلنا مِثلَ هٰذا ۙ إِن هٰذا إِلّا أَساطيرُ الأَوَّلينَ

 و هنگامی که آیات ما بر آنان خوانده می‌شود، می‌گویند: شنیدیم؛ اگر بخواهیم، ما نیز مانند این را می‌گوییم؛ این جز افسانه‌های پیشینیان نیست.


جمله ۱: وَإِذا تُتلىٰ عَلَيهِم آياتُنا

ترجمه: و هنگامی که آیات ما بر آنان تلاوت می‌شود،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • إِذا: ظرف زمان شرطی، «هنگامی که».
  • تُتلىٰ: فعل مضارع مجهول، ریشه «ت ل و»، باب تفعیل/قرائت؛ معنی: «خوانده می‌شود/تلاوت می‌شود».
  • عَلَيهِم: جار و مجرور، «بر آنان»؛ «عَلى» حرف جر + «هِم» ضمیر جمع غایب.
  • آياتُنا: فاعل نایب (در ساخت مجهول)، «آیاتِ ما»؛ «آيات» جمع «آية»، مرفوع با ضمه؛ «نا» ضمیر متصل ملکیت (ما).

ریشه و معانی:

  • تلا / تِلَاوة (ت ل و): پی‌گرفتن، خواندن، دنباله‌روی؛ در قرآن: «تلاوت».
  • آية: نشانه، علامت؛ در اصطلاح: آیهٔ قرآن.
  • على: بر، بر فراز، بر سر.
  • نحن/نا (ضمیر): ما؛ دلالت بر انتساب آیات به خداوند.

جمله ۲: قالوا قَد سَمِعنا

ترجمه: گفتند: [ما] شنیدیم.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • قالوا: فعل ماضی جمع، ریشه «ق و ل»؛ «گفتند».
  • قَد: حرف تحقیق/تقریب، تقویت‌کنندهٔ وقوع فعل ماضی؛ «قطعاً/به‌راستی».
  • سَمِعنا: فعل ماضی + ضمیر فاعلی «نا»، ریشه «س م ع»؛ «شنیدیم».

ریشه و معانی:

  • قول (ق و ل): گفتن، گفتار.
  • سمع (س م ع): شنیدن، ادراک با گوش.
  • قد: برای تأکید بر تحققِ گذشته.

جمله ۳: لَو نَشاءُ لَقُلنا مِثلَ هٰذا

ترجمه: اگر بخواهیم، قطعاً مانندِ این را می‌گوییم.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • لَو: حرف شرط غیرحقیقی/امتنانی؛ «اگر (فرضاً)».
  • نَشاءُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ش ي ء» (شاء)، فاعل ضمنی «ما»؛ «بخواهیم».
  • لَـ: لامِ جوابِ شرط/توکید؛ «قطعاً».
  • قُلنا: فعل ماضی + ضمیر فاعلی «نا»، ریشه «ق و ل»؛ «می‌گفتیم/می‌گوییم»؛ در سیاقِ شرط، معنای توان‌گویی: «می‌گوییم».
  • مِثلَ: اسم منصوب، تمییز/مفعول به؛ «مانندِ».
  • هٰذا: اسم اشاره، «این».

ریشه و معانی:

  • شاء (ش ي ء): خواستن، اراده کردن.
  • قول (ق و ل): گفتن، سخن گفتن.
  • مثل: مانند، همانند، مشابه.
  • هذا: این (مفرد نزدیک).

نکتهٔ نحوی:

  • «لو» با مضارع «نشاؤ» نشان ارادهٔ مفروض؛ «لام» در «لقلنا» برای تأکیدِ جوابِ شرط است.
  • «قلنا» با «نا» فاعل جمع گویندگانِ معترض را نشان می‌دهد.

جمله ۴: إِن هٰذا إِلّا أَساطيرُ الأَوَّلينَ

ترجمه: این جز افسانه‌های پیشینیان نیست.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إِن: حرف تأکید/ابتدا؛ «بی‌گمان/همانا» (اینجا آغاز جمله‌ی خبری).
  • هٰذا: اسم اشاره، مبتدا؛ «این».
  • إِلّا: اداة حصر؛ «جز/جز این نیست مگر».
  • أَساطيرُ: خبرِ مرفوع، جمع «أسطورة»؛ «افسانه‌ها».
  • الأَوَّلينَ: مضافٌ‌إلیه مجرور جمع، «پیشینیان/گذشتگان»؛ صفت/مضاف‌الیهِ «أساطير».

ریشه و معانی:

  • أسطورة: داستان ساختگی، افسانه.
  • أساطير (جمع): افسانه‌ها، روایات خیالی.
  • أوَّل: نخست؛ «الأوَّلين» یعنی پیشینیان و گذشتگان.
  • إنّ: برای تأکید بر گزاره؛ «جز… نیست» با «إلا» ساختِ حصر ایجاد می‌کند.

نکات معنایی و بیانی:

  • ترکیب «إن هذا إلا…» ساختِ حصر و نفی را می‌سازد: «نیست مگر…»، تأکید بر ردّ حقانیت آیات از سوی منکران.
  • «أساطير الأولين» تعبیر رایجِ مخالفانِ وحی برای نسبت‌دادن وحی به روایت‌های کهن.
Nach oben scrollen