008-030-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و تو نیز ای پیغمبر بیاد آور هنگامی را که کافران مکه حیله ها کردند تا تو را یا زندانی کنند و یا بکشند و یا اخراجت نمایند و هر حیله ای کردند، الله نیز حیله ای کرد، و بهترین حیله کنندگان الله است (این جمله میرساند که تمام حیله های آنان را الله با تعلیماتی که از طریق وحی به پیغمبرش داد، خنثی کرد همانطور که در سوره های قبل قرآن دیدید) (۳۰)

وَإِذ يَمكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَروا لِيُثبِتوكَ أَو يَقتُلوكَ أَو يُخرِجوكَ ۚ وَيَمكُرونَ وَيَمكُرُ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ

و به یاد آور آن‌گاه که کافران دربارهٔ تو نیرنگ می‌کردند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرونت کنند؛ و آنان نیرنگ می‌چینند و خدا نیز تدبیر می‌کند، و خدا بهترین تدبیرکنندگان است.


جملهٔ ۱: وَإِذ يَمكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَروا

ترجمه: و آنگاه که کافران دربارهٔ تو نیرنگ می‌کردند،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و)
  • إِذ: ظرف زمان گذشته، به‌معنای «آن‌گاه که»
  • يَمكُرُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: م-ك-ر؛ باب: ثلاثی مجرد؛ معنی: نیرنگ می‌چیند/حیله می‌کند
  • بِكَ: جار و مجرور؛ «بِـ» حرف جر + «كَ» ضمیر مخاطب مفرد مذکر؛ معنا: دربارهٔ تو/برای تو/علیه تو (مطابق سیاق: علیه تو)
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ نقش: فاعل برای «يَمكُرُ»
  • كَفَروا: فعل ماضی جمع؛ ریشه: ك-ف-ر؛ معنی: کافر شدند/انکار کردند؛ در ترکیب موصولی صلهٔ «الَّذينَ» است

جملهٔ ۲: لِيُثبِتوكَ

ترجمه: تا تو را بازداشت/زندان کنند،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • لِـ: لام تعلیل (برایِ اینکه/تا)
  • يُثبِتوكَ: فعل مضارع منصوب به‌سبب لام تعلیل + فاعل مستتر (آن‌ها) + مفعول «كَ»
    • يُثبِتوا (اصل صرفی با واو جمع) + كَ مفعول؛ در رسم و وصل: «يُثبِتوكَ»
    • ریشه: ث-ب-ت
    • باب: أفعل (أَثبَتَ يُثبِتُ)
    • معنی در سیاق: محکم نگه‌داشتن، بازداشت کردن، زندانی کردن

توضیح صرفی:

  • علامت نصب مضارع: حذف نون (در اصل «يُثبِتونَ»؛ با نصب «يُثبِتوا» و اتصال «كَ»)

جملهٔ ۳: أَو يَقتُلوكَ

ترجمه: یا تو را بکشند،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • أَو: حرف عطفِ تخییر (یا)
  • يَقتُلوكَ: فعل مضارع منصوب (به عطف بر «لِيُثبِتوكَ» و در تقدیر «أَنْ يَقتُلوكَ») + واو فاعل مستتر تقدیری (جمع) + «كَ» مفعول
    • ریشه: ق-ت-ل
    • باب: ثلاثی مجرد (قَتَلَ يَقتُلُ)
    • معنی: کشتن

توضیح نحوی:

  • نصب به سبب عطف بر فعل منصوب (تقدیر «أن» بعد از «أَو»)

جملهٔ ۴: أَو يُخرِجوكَ

ترجمه: یا بیرونت کنند (از شهر/سرزمینت)،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • أَو: حرف عطف تخییر
  • يُخرِجوكَ: فعل مضارع منصوب (عطف بر «لِيُثبِتوكَ») + واو فاعل مقدر (جمع) + «كَ» مفعول
    • ریشه: خ-ر-ج
    • باب: إفعال (أَخرَجَ يُخرِجُ)
    • معنی: بیرون کردن/اخراج نمودن

جملهٔ ۵: وَيَمكُرونَ

ترجمه: و آنان نیرنگ می‌چینند،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • يَمكُرونَ: فعل مضارع مرفوع با واو جمع؛ ریشه: م-ك-ر؛ معنی: نیرنگ می‌زنند/حیله می‌کنند
    • علامت رفع: ثبوت نون (در اصل مضارع جمع سالم)

جملهٔ ۶: وَيَمكُرُ اللَّهُ

ترجمه: و خدا نیز تدبیر می‌کند،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • يَمكُرُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: م-ك-ر
  • اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعل مرفوع معنای تفسیری «مَكْر» نسبت به خدا:
  • در کاربرد الهی: تدبیر قاهرانه و خنثی‌ساز نقشهٔ ستمگران، نه معنای منفی انسانیِ «حیله‌گری»

جملهٔ ۷: وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ

ترجمه: و خداوند بهترین تدبیرکنندگان است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف استیناف/عطف
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع
  • خَيرُ: خبر مرفوع؛ اسم تفضیل به‌معنای «بهترین»
  • الماكِرينَ: مضافٌ‌إلیهِ مجرور لفظاً، ولی در ترکیب اسم تفضیل، مجموعاً دلالت بر برتری در جنس «تدبیرکنندگان» دارد
    • ریشه: م-ك-ر؛ اسم فاعل از «مَكَرَ»؛ معنی: نیرنگ‌چینان/تدبیرکنندگان

یادداشت معنایی:

  • «مکر» در نسبت به انسان‌ها: حیلهٔ پنهانی برای زیان دیگری.
  • در نسبت به خدا: تدبیر حکیمانه برای باطل‌کردن مکر ستمگران و برگرداندن نتیجهٔ کارشان به زیان خودشان.
Nach oben scrollen