008-028-094-أنفال

« Back to Glossary Index
بدانید مالها و فرزندان شما فتنه ای میباشند و نزد الله مزدی است بزرگ (بیشتر کم ایمانی ها نسبت به دین حق از منفعت جوئیِ خود و زن و فرزند خواهی است که انسان را از شجاعت و فداکاری در راه حق سست میکند اگر چه ایمان دارد و میداند بد میکند) (۲۸)

 وَاعلَموا أَنَّما أَموالُكُم وَأَولادُكُم فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ

و بدانید که اموال و فرزندان شما آزمایشی‌اند، و یقیناً نزد خدا پاداشی بزرگ است.

— — — — — — — — — — — —

جملهٔ ۱: وَاعلَموا

ترجمه: و بدانید.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • اعْلَموا: فعل امر، صیغهٔ جمع مخاطب (خطاب به «شما»). ریشه: ع ل م (دانستن). باب: ثلاثی مجرد. معنا: «بدانید».

— — — — — — — — — — — —

جملهٔ ۲: أَنَّما أَموالُكُم وَأَولادُكُم فِتْنَةٌ

ترجمه: که همانا اموال شما و فرزندان شما آزمون‌اند.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • أَنَّما: «که همانا/جز این نیست که». أَنَّ حرف مشبّه بالفعل برای تأکید و نصب اسم و رفع خبر؛ ما زائده برای حصر یا تأکید.
  • أَموالُكُم: اسم أَنَّ (در محل نصب، ولی در لفظ مرفوع نیست؛ توجه: با وجود «أَنَّ»، اسم باید منصوب باشد؛ در قرائت و اعرابِ آیه، «أموالُكم» مرفوع به عنوان مبتدا اندر جملهٔ مصدّر به «أَنَّما» تفسیر شده است. تحلیل درست: «أَنَّما» مصدریهٔ مكفوفه به «ما» است که عمل نمی‌کند؛ لذا «أموالكم» مبتدا مرفوع است). مفرد: مال. جمع: أموال. ریشه: م و ل. معنا: دارایی‌ها.
  • وَ: حرف عطف.
  • أَوْلادُكُم: معطوف بر «أموالكم» با همان اعراب (مرفوع). مفرد: وَلَد. ریشه: و ل د. معنا: فرزندان.
  • فِتْنَةٌ: خبر مبتدا (مرفوع با تنوین). ریشه: ف ت ن. معنا: آزمایش، وسیلهٔ امتحان؛ گاه معنای فتنه، آزمونِ لغزاننده.

نکتهٔ نحوی:

  • «أَنَّما» در این ساخت، «ما» كافّه است که «أنَّ» را از عمل منع می‌کند؛ بنابراین ترکیب بعد از آن همانند جملهٔ اسمیه عادی اعراب‌گذاری می‌شود: مبتدا «أموالكم وأولادكم» مرفوع و خبر «فتنةٌ» مرفوع است.

— — — — — — — — — — — —

جملهٔ ۳: وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ

ترجمه: و اینکه نزد خدا پاداش بزرگی است.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل برای تأکید؛ این «أنَّ» عامل است و اسم و خبر دارد.
  • اللَّهَ: اسم «أنَّ» منصوب.
  • عِندَهُ: جار و مجرور + ضمیر متصل (هُ = به او/نزد او) در محل رفع خبر مقدمِ محذوف‌التقدیر برای «أجرٌ»، یا در محل خبر «أنَّ» به تحلیل شایع‌تر: «عنده أجرٌ عظيمٌ» جملهٔ اسمیه در محل رفع خبر «أنَّ». ریشهٔ «عند»: ظرف مکان به معنای «نزد».
  • أَجْرٌ: مبتدا مؤخر مرفوع در جملهٔ «عنده أجرٌ عظيمٌ». ریشه: أ ج ر. معنا: پاداش.
  • عَظِيمٌ: صفت برای «أجرٌ» مرفوع. ریشه: ع ظ م. معنا: بزرگ، عظیم.

نکتهٔ نحوی:

  • ساخت «عنده أجرٌ عظيمٌ» از نوع ظرف و مضاف‌الیه به عنوان خبر مقدّم + مبتدا مؤخر است که در جایگاه خبر «أنَّ» قرار گرفته است. معنای تأکیدی: «به‌راستی نزد خدا پاداشی بزرگ موجود است/مهیاست».
Nach oben scrollen