008-023-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و اگر الله در اینگونه اشخاص مصلحت میدید آنان را شنوا به حقایق میکرد و اگر ایشان را بزور شنوا میکرد بیشتر پشت میکردند و مخالفتر بودند (تیغ دادن در کف زنگی مست – به که افتد علم را نادان بدست) (۲۳)

وَلَو عَلِمَ اللَّهُ فيهِم خَيرًا لَأَسمَعَهُم ۖ وَلَو أَسمَعَهُم لَتَوَلَّوا وَهُم مُعرِضونَ

و اگر خداوند در آنان خیری می‌دید، قطعاً آنان را شنوا می‌کرد؛ و اگر (حتی) آنان را شنوا می‌کرد، باز روی می‌گرداندند در حالی که آنان روی‌گردان‌اند.


جملهٔ ۱:
وَلَو عَلِمَ اللَّهُ فيهِم خَيرًا لَأَسمَعَهُم

ترجمهٔ فارسی:
و اگر خداوند در آنان خیری می‌دید، قطعاً آنان را شنوا می‌کرد.

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • لَو: حرف شرط غیر واقعی (شرطِ خلافِ واقع).
  • عَلِمَ: فعل ماضی، باب ثلاثی مجرد، ریشه «ع ل م»، معنی: دانست.
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع.
  • فيهِم: جار و مجرور + ضمیر متصل «هم». «في»: حرف جر، معنی: در؛ «هم»: ضمیر جمع غایب (در ایشان).
  • خَيرًا: اسم منصوب (تمییز/مفعول به)، ریشه «خ ي ر»، معنی: خیر، نیکی.
  • لَأَسمَعَهُم: لامِ موکدِ جوابِ شرط + أَسمَعَهم. «أَسمَعَ»: فعل ماضی رباعی (أَفعَلَ)، ریشه «س م ع»، معنی: شنوا کرد/به شنیدن واداشت؛ «هم»: ضمیر مفعولی جمع، «آنان را». ساخت: لَ + أَسمَعَ + هم → «قطعاً شنواشان می‌کرد».

جملهٔ ۲:
وَلَو أَسمَعَهُم لَتَوَلَّوا وَهُم مُعرِضونَ

ترجمهٔ فارسی:
و اگر (حتی) آنان را شنوا می‌کرد، باز روی می‌گرداندند، در حالی که آنان روی‌گردان‌اند.

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • لَو: حرف شرط غیر واقعی.
  • أَسمَعَهُم: فعل ماضی رباعی، ریشه «س م ع»، معنی: شنوا کرد/به شنیدن رسانید؛ «هم»: ضمیر مفعولی جمع.
  • لَتَوَلَّوا: لامِ موکدِ جوابِ شرط + «تَوَلَّوا». فعل ماضی (صیغهٔ جمع) از باب تفعّل، ریشه «و ل ي»، معنی: رو برتافتند/روی گرداندند.
  • وَهُم: «و» عطف + «هم» ضمیر جمع غایب به عنوان مبتدا در جملهٔ حالیه (و حال آنکه ایشان…).
  • مُعرِضونَ: خبرِ مبتدا، جمع اسم فاعل از ریشه «ع ر ض»، معنی: روی‌گردانان/اعراض‌کنندگان. حالت نحوی: منصوب به حال در برخی تحلیل‌ها (جملهٔ حالیه)، یا مرفوع به عنوان خبرِ «هم».

معانی و نکات:

  • ساختار دو شرطِ خلافِ واقع با «لو» نشان می‌دهد حتی با وجودِ امکانِ شنوا شدن، روحیهٔ اعراض باقی می‌مانَد.
  • «أَسمَعَ» در این‌جا به معنای «توانِ شنیدن/پذیرشِ حق را عطا کردن» است، نه صرفِ شنیدنِ فیزیکی.
  • «لَ» در هر دو جوابِ شرط برای تاکید آمده است.
  • «خَيرًا» در جملهٔ نخست نقشِ تمییز/مفعول به دارد و مفهوم «صلاحیت/آمادگیِ خیر» را می‌رساند.
Nach oben scrollen