008-019-094-أنفال

« Back to Glossary Index
اگر پیروزی الله را میخواهید این نمونه بزرگی بود از پیروزی که برای شما آمد و اگر از کارهایی که تا حال روی کم ایمانی کردید دست بردارید، آن برای شما بهتر است ولی اگر باز هم تکرار کنید، بدانید که ما از پیروز کردن شما برمیگردیم و اگر شما کم ایمانان زیاد هم باشید، جمعیت شما نیازی را از شما برنخواهد داشت و الله به يقين با مؤمنان حقیقی است (متاسفانه مفسران قرآن روایاتی را در تفسیر این آیات آورده اند که ثابت گرداند آنچه را ما خطاب به کم ایمانان دانستیم، خطاب به تمام مؤمنان حتی پیغمبر اسلام است و این میرساند چگونه تفسیرهای مفسرین قرآن تحت نفوذ تبلیغات دشمنان اسلام قرار گرفتند و مثلا نوشتند که پیغمبر اسلام نیز ترسیده بود مبادا در این جنگ شکست بخورد و از الله کمک خواسته است و عبارتی گفته است که شبیه آن در تورات به موسی نسبت داده شده و این میرساند که دست یهودیان و اسرائیلیان در کار مفسرین قرآن دخالت داشته) (۱۹)

إِن تَستَفتِحوا فَقَد جاءَكُمُ الفَتحُ ۖ وَإِن تَنتَهوا فَهُوَ خَيرٌ لَكُم ۖ وَإِن تَعودوا نَعُد وَلَن تُغنِيَ عَنكُم فِئَتُكُم شَيئًا وَلَو كَثُرَت وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ المُؤمِنينَ

اگر شما فتح و داوری قاطع می‌خواستید، اینک فتح برایتان آمد؛ و اگر بازایستید، برایتان بهتر است؛ و اگر بازگردید [به دشمنی] ما هم بازمی‌گردیم، و گروه‌های‌تان هرچند بسیار باشند هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت، و بی‌گمان خدا با مؤمنان است.


جمله ۱: إِن تَستَفتِحوا فَقَد جاءَكُمُ الفَتحُ

ترجمهٔ جمله: اگر طلبِ فتح/داوری می‌کنید، پس همانا فتح برای شما آمده است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إِن: حرف شرط (غیر جازم در این ساخت با فعل مضارع؟ در اصل «إنْ» شرطیه جازمه؛ اینجا اثر جزم در «تستفتحوا» با حذف نون جمع ظاهر است).
  • تَستَفتِحوا: فعل مضارع، مخاطب جمع، مجزوم به سبب «إنْ» (حذف نون)، از ریشهٔ ف-ت-ح، باب استفعل (استفتحَ/یستفتحُ) به‌معنای طلبِ فتح/داوری الهی کردن.
  • فَـ: فای فصیحه/تفریع (نتیجه یا تفریع بر شرط).
  • قَد: حرف تحقیق/تقریب؛ در مضارع برای تقلیل، در ماضی برای تحقیق؛ اینجا با فعل ماضی «جاء» برای تاکید تحقق.
  • جاءَكُمُ: فعل ماضی «جاءَ» (آمد) + ضمیر متصل «كم» مفعول‌به/متعلَّق به فعل به معنای «به سوی شما آمد».
  • الفَتحُ: فاعلِ «جاءَ» مرفوع؛ «فتح» به معنای پیروزی/فیصل و داوری الهی.

ریشه‌ها و معانی:

  • فتح: گشودن، پیروزی، داوریِ قاطع.
  • استفتح: طلبِ فتح، یاری و حکم خواستن از خدا.
  • جاء: آمدن.

جمله ۲: وَإِن تَنتَهوا فَهُوَ خَيرٌ لَكُم

ترجمهٔ جمله: و اگر بازایستید/دست بردارید، آن برای شما بهتر است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • إِن: حرف شرط جازم.
  • تَنتَهوا: فعل مضارع مجزوم (حذف نون)، ریشهٔ ن-ه-ي، باب افتعل «انتَهى/ینتهی» به‌معنای بازایستادن/خودداری کردن.
  • فَـ: فای جواب شرط.
  • هُوَ: ضمیر فصل/مبتدا برای تاکید.
  • خَيرٌ: خبر «هو» مرفوع؛ «بهتر».
  • لَكُم: جار و مجرور، متعلق به «خیر» برای افادهٔ نفع.

ریشه‌ها و معانی:

  • نَهى/انتهى: بازداشتن/بازایستادن.
  • خیر: نفع، بهتر.

جمله ۳: وَإِن تَعودوا نَعُد

ترجمهٔ جمله: و اگر بازگردید [به دشمنی/جنگ]، ما نیز بازمی‌گردیم.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • إِن: حرف شرط جازم.
  • تَعودوا: فعل مضارع مجزوم (حذف نون)، ریشهٔ ع-و-د، «عاد/یعود» بازگشتن.
  • نَعُد: فعل مضارع مجزوم به‌عنوان جواب شرط (سکون)، ریشهٔ ع-و-د، «بازمی‌گردیم».

ریشه‌ها و معانی:

  • عاد: برگشت، تکرار کرد.
  • نعد: دوباره بازگشتن/پاسخ به بازگشت شما.

جمله ۴: وَلَن تُغنِيَ عَنكُم فِئَتُكُم شَيئًا وَلَو كَثُرَت

ترجمهٔ جمله: و هرگز گروهتان، اگر بسیار باشد، هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَن: حرف نفیِ تأکید برای آینده.
  • تُغنِيَ: فعل مضارع منصوب به «لن»، ریشهٔ غ-ن-ي، «اغنی/یغنی» بی‌نیاز کردن/بی‌اثر کردن؛ در ترکیب «لا/لن تغني عن» به‌معنای «کفایت/دفع کردن سودی».
  • عَنكُم: جار و مجرور (عن + کم)، متعلق به «تغني».
  • فِئَتُكُم: فاعلِ «تغني» مرفوع + ضمیر «کم»، «گروه/سپاه شما».
  • شَيئًا: مفعولٌ‌به مطلق/تمييز به معنای «هیچ چیز، ذره‌ای».
  • وَ: حرف عطف/حال.
  • لَو: حرف امتناعِ امتناع/حرف شرط غیر جازم برای فرض محال/تقدیر.
  • كَثُرَت: فعل ماضی، فاعل مستتر (هی: فئتکم)، «بسیار شد».

ریشه‌ها و معانی:

  • فئة: گروه، دسته، سپاه (ریشه ف-ء-و/ف-ء-ء).
  • أغنى عن: بی‌نیاز کردن، سود رساندن/دفع ضرر کردن.
  • شيء: چیز، اندک مقدار.
  • كثر: بسیار شدن.

جمله ۵: وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ المُؤمِنينَ

ترجمهٔ جمله: و اینکه خدا با مؤمنان است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • أَنَّ: حرف توکید و نصب؛ این جملهٔ مصدریه می‌تواند عطف بر مجموعِ معانی پیشین باشد، یا تعلیل ضمنی را افاده کند.
  • اللَّهَ: اسم «أنَّ» منصوب.
  • مَعَ: ظرف/جار، خبرِ «أنَّ».
  • المُؤمِنينَ: مضاف‌الیهِ «مع» مجرور؛ «با مؤمنان».

ریشه‌ها و معانی:

  • مؤمن: از ریشهٔ أ-م-ن، ایمان‌آورنده، ایمن‌کننده/باورمند.
  • مع: همراهی و یاری.
  • أنَّ: تاکید بر ثبوت.

نکتهٔ تفسیری کوتاه:

  • «تستفتحوا» در سیاق سورهٔ انفال ناظر به درخواست داوری و پیروزی در بدر از سوی مشرکان است؛ پاسخ داده می‌شود که داوری الهی آمد. «تعودوا نعد» تهدید به تکرار یاری مؤمنان و خوار کردن دشمن در صورت بازگشت به جنگ است. «لن تغني عنكم فئتكم» بر بی‌اثر بودن کثرت نیرو بدون نصرت الهی تاکید می‌کند. «وأن الله مع المؤمنين» علتِ اصلیِ پیروزی و معیار عاقبت‌اندیشی را بیان می‌نماید.
Nach oben scrollen