008-012-094-أنفال

« Back to Glossary Index
در آنزمان پروردگارت به آن هزار فرشته گفت که من با شما هستم و شما ایمان آورندگان را ثابت قدم گردانید و من در دل کفران کنندگان هراس خواهم افکند، پس شما هم ضربه هائی بر گردنها زنید و هم به انگشتان ایشان (عبارت قرآن میرساند که فرشتگان برای کم کردن قدرت جنگجویان کافر ضربه هائی روحی هم بر گردنها و هم بر انگشتان ایشان زدند تا هم حس شجاعت و حمله و توجه صحيح جنگی از ایشان گرفته شود و هم شمشیرها در دست ایشان سست گردد و به اینطریق عدد قليل لشگر اسلام که میگویند در حدود سیصد نفر بودند بر عدد زیاد کافران که در حدود هزار نفر بودند غلبه کردند) (۱۲)

متن عربی: إِذ يوحي رَبُّكَ إِلَى المَلائِكَةِ أَنّي مَعَكُم فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنوا ۚ سَأُلقي في قُلوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعبَ فَاضرِبوا فَوقَ الأَعناقِ وَاضرِبوا مِنهُم كُلَّ بَنانٍ

ترجمه: آنگاه که پروردگارت به فرشتگان الهام کرد: من با شما هستم؛ پس مؤمنان را استوار بدارید. به‌زودی در دل‌های کسانی که کافر شدند، هراس می‌افکنم؛ پس بر فراز گردن‌ها بزنید و از آنان هر بندانِ (انگشت و انگشتک) را بزنید.


جمله ۱: إِذ يوحي رَبُّكَ إِلَى المَلائِكَةِ

ترجمه فارسی: آن‌گاه که پروردگارت به فرشتگان وحی می‌فرستاد/الهام می‌کرد.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إِذ: ظرف زمان، معنی «آنگاه که/وقتی که».
    • ریشه: — (اسم ظرف زمان غیرمشتق)
  • يُوحِي: فعل مضارع معلوم، باب إفعال از ریشه «وحى»، معنی «وحی می‌کند/الهام می‌کند».
    • ریشه: وَحَى
    • وزن: يُفْعِلُ
  • رَبُّكَ: «رَبُّ» فاعل مرفوع (مبتنی بر سیاق فعل)، «ـكَ» ضمیر متصل مضافٌ‌إلیه؛ معنی «پروردگارِ تو».
    • ریشه: ر ب ب
    • «رَبّ»: سرپرست/پروردگار
  • إِلَى: حرف جرّ، معنی «به/سوی».
  • المَلائِكَةِ: اسم مجرور به «إلى»، معنی «فرشتگان».
    • ریشه: م ل ك (در کاربرد قرآنی: مَلَك/مَلائِک)
    • جمع: مَلَك ← مَلائِكَة

جمله ۲: أَنّي مَعَكُم

ترجمه فارسی: این‌که من با شما هستم.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل، معنی «که»، «أَنّي» = «أَنَّ» + «ـي» (ضمیر متکلم مفرد)، خبرِ «أَنَّ» در ادامه می‌آید.
  • ي: ضمیر متصل متکلم مفرد، در نقش اسم «أَنَّ».
  • مَعَكُم: جار و مجرور خبر «أَنَّ»، معنی «با شما».
    • «مَعَ»: ظرف/حرف جرّ به معنی «با/همراه».
    • «ـكُم»: ضمیر جمع مخاطب، «شما».

توضیح ترکیبی: «أَنّي» جمله تابعِ «يُوحِي» است (مضمون وحی)، «مَعَكُم» خبرِ «أَنَّ».


جمله ۳: فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنوا

ترجمه فارسی: پس کسانی را که ایمان آورده‌اند، استوار بدارید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَ: حرف عطف/تفریع (پس/بنابراین).
  • ثَبِّتُوا: فعل امر جمع مخاطب، باب تفعیل از ریشه «ثَبَتَ»، معنی «استوار کنید/ثبات ببخشید».
    • ریشه: ث ب ت
    • وزن امر: فَعِّلُوا
  • الَّذينَ: اسم موصول منصوب به‌عنوان مفعولِ «ثَبِّتُوا»، معنی «کسانی که».
  • آمَنوا: فعل ماضی جمع، باب إفعال از ریشه «أ م ن»، معنی «ایمان آوردند».
    • ریشه: أ م ن
    • فاعل: واو جمع (ضمیر)

جمله ۴: سَأُلقي في قُلوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعبَ

ترجمه فارسی: به‌زودی در دل‌های کسانی که کافر شدند، هراس می‌افکنم.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • سَ: حرف استقبال/آینده نزدیک، معنی «به‌زودی».
  • أُلقي: فعل مضارع متکلم مفرد معلوم، باب إفعال از «لَقَى/أَلْقَى»، معنی «می‌افکنم/وارد می‌کنم».
    • ریشه: ل ق ي (در باب إفعال: أَلْقَى)
  • في: حرف جرّ، «در».
  • قُلوبِ: اسم مجرور به «في»، جمع «قلب»، معنی «دل‌ها».
    • ریشه: ق ل ب
  • الَّذينَ: اسم موصول مضافٌ‌إلیه برای «قُلوبِ»، معنی «کسانی که».
  • كَفَرُوا: فعل ماضی جمع، معنی «کافر شدند/کفر ورزیدند».
    • ریشه: ك ف ر
    • فاعل: واو جمع
  • الرُّعبَ: مفعول به منصوب، معنی «هراس/ترسِ شدید».
    • ریشه: ر ع ب

ترتیب نحوی: «سَأُلقي» فعل و فاعل مستتر (متکلم)، «في قلوبِ الذين كفروا» جار و مجرور و مضافٌ‌إلیه، «الرعبَ» مفعول به.


جمله ۵: فَاضرِبوا فَوقَ الأَعناقِ

ترجمه فارسی: پس بر فراز گردن‌ها بزنید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَ: حرف تفریع/عطف (پس).
  • اضربوا: فعل امر جمع مخاطب از ریشه «ضَرَبَ»، معنی «بزنید/ضربه وارد کنید».
    • ریشه: ض ر ب
  • فوقَ: ظرف مکان منصوب، معنی «بر فراز/بالای».
    • ریشه: ف و ق
  • الأَعناقِ: اسم مجرور به اضافه با «فوقَ»، جمع «عُنْق»، معنی «گردن‌ها».
    • ریشه: ع ن ق

نکته تفسیریِ لغوی: «فوق الأعناق» کنایه از ضربه کاری بر سر و گردن در میدان نبرد.


جمله ۶: وَاضرِبوا مِنهُم كُلَّ بَنانٍ

ترجمه فارسی: و از آنان هر بندان (انگشت و بند انگشت) را بزنید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و).
  • اضربوا: فعل امر جمع مخاطب (تکرار)، معنی «بزنید».
    • ریشه: ض ر ب
  • منهم: جار و مجرور، «از آنان».
    • «مِن»: حرف جرّ، «از».
    • «ـهم»: ضمیر جمع غایب، «ایشان/آنان».
  • كُلَّ: مفعول به منصوب، معنی «هر/تمامِ».
  • بَنانٍ: بدل یا تمییز برای «كلَّ»، نکره منصوب/مجرور تنوین‌دار، معنی «بندان، انگشتان و بندهای انگشت».
    • ریشه: ب ن ن
    • معنا: سرِ انگشتان/انگشتک‌ها؛ در عربی کلاسیک اشاره به اعضای دست که ابزار گرفتن و جنگیدن‌اند.

توضیح معنایی: ترکیب «اضربوا منهم كلَّ بنانٍ» در ادبیات عربِ جنگی، کنایه از ناتوان‌سازی دشمن با هدف گرفتن دست‌ها و انگشتان (ابزارِ حمل سلاح).


یادداشت بافتی کوتاه: این آیه بخشی از روایت نبرد بدر است؛ خطابِ الهی به فرشتگان برای یاری مؤمنان، انداختن هراس در دل کافران، و دستورهای جنگیِ مقید به آن موقعیت تاریخی.

Nach oben scrollen