008-007-094-أنفال

« Back to Glossary Index
آری شما کم ایمانان هنگامی که الله به شما وعده داد که در این حرکت جنگی یکی از دو گروه به نفع شما می شود، شما دوست داشتید که آن گروه قدرت ندار نصیب شما شود و حال آنکه الله میخواست بوسیله فرمانهایش آن پیروزی سزاوار تحقق یابد و ریشه کفران کنندگان مکه را قطع نماید (۷)

متن: وَإِذ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ

ترجمهٔ: و هنگامی را به یاد آورید که خدا به شما وعده داد یکی از دو گروه برای شماست؛ و شما دوست داشتید که گروهِ بی‌سلاح (یا کم‌خطر) از آنِ شما باشد، در حالی‌ که خدا می‌خواست حق را با کلمات خود استوار گرداند و ریشهٔ کافران را قطع کند.

جملهٔ 1: وَإِذ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ

ترجمهٔ جمله: و به یاد آورید آنگاه را که خدا به شما وعده می‌داد که یکی از آن دو گروه از آنِ شماست.

  • وَ: حرف عطف، پیونددهندهٔ این آیه با سیاق پیشین.
  • إِذ: ظرف زمان (مفعولٌ فيه)، به معنای «آنگاه/هنگامی که»، معمولاً متعلق به فعل مقدّر «اذكروا» (به یاد آورید).
  • يَعِدُكُمُ: فعل مضارع مرفوع از ریشهٔ «وَعَدَ»، باب مجرد. معنا: وعده می‌دهد. «يَعِدُ» فاعل می‌خواهد که بعداً می‌آید؛ «كُم» ضمیر متصل، مفعولٌ به اول (شما را).
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعلِ «يَعِدُ».
  • إِحْدَى: اسم عدد مؤنث به معنای «یکی»، مضاف.
  • الطَّائِفَتَيْنِ: مضافٌ‌إلیهِ «إحدى»، تثنیهٔ «طائفة» به معنای «گروه/سپاه»، مجرور با یاء.
  • أَنَّهَا: «أنَّ» حرف مشبّه بالفعل و «ها» ضمیر شأنی/غایب مؤنث (برمی‌گردد به «إحدى» که مؤنث است). این جملهٔ مصدریه در محلّ نصب، مفعولٌ بهِ دوم برای «يَعِدُ».
  • لَكُمْ: جار و مجرور، خبر مقدّم برای «أنّها»، معنای تعلق/نصیب: برای شما/از آنِ شما.

جملهٔ 2: وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ

ترجمهٔ جمله: و شما دوست می‌داشتید که آن گروهِ غیرِ دارای شوکت (بی‌سلاح/کم‌قدرت) نصیب شما باشد.

  • وَ: حرف عطف.
  • تَوَدُّونَ: فعل مضارع مرفوع از ریشهٔ «وَدَّ»، معنا: دوست دارید/می‌خواستید. فاعل: واو جماعت (شما).
  • أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل، آغازگر جملهٔ مصدریه (مفعول «تودّون»).
  • غَيْرَ: اسم منصوب به اعتبار عمل «أنَّ» در خبر آن جمله، در اینجا «غیرَ» مضاف و نقش آن بدل/نعت برای «ذات» است در ترکیب «غيرَ ذاتِ الشوكة».
  • ذَاتِ: مضافٌ‌إلیه برای «غيرَ»، مجرور. «ذات الشوكة» ترکیب اضافی به معنی «دارای شوکت/قدرت/سلاح».
  • الشَّوْكَةِ: مضافٌ‌إلیهِ «ذات»، مجرور؛ در لغت «خار»، و به صورت مجازی «قدرت جنگی/سلاح».
  • تَكُونُ: فعل مضارع ناقص از «كانَ»، اسم آن محذوف تقدیراً «هي» (برمی‌گردد به «غير ذات الشوكة»). خبر آن «لَكُم» است.
  • لَكُمْ: جار و مجرور، خبر «تكون». یادداشت معنایی: «غيرَ ذاتِ الشوكة» در سیاق بدر به کاروان تجاری قریش (کم‌خطر) اشاره دارد، در برابر «ذات الشوكة» که سپاه جنگی مسلّح است.

جملهٔ 3: وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ

ترجمهٔ جمله: و حال آن‌که خدا می‌خواست حق را به وسیلهٔ کلمات خود استوار سازد.

  • وَ: حرف عطف، با تقابل ارادهٔ شما و ارادهٔ خدا.
  • يُرِيدُ: فعل مضارع مرفوع از ریشهٔ «أرادَ»، معنا: می‌خواهد.
  • اللَّهُ: فاعل «يُرِيدُ».
  • أَنْ: حرف نصب و مصدری.
  • يُحِقَّ: فعل مضارع منصوب از ریشهٔ «أحَقَّ» باب إفعال، معنا: استوار/تحقّق بخشیدن، آشکار و قطعی کردن.
  • الْحَقَّ: مفعولٌ به «يُحِقَّ»، با الف و لام عهد/جنس: حق.
  • بِكَلِمَاتِهِ: جار و مجرور؛ «بِ» آلت/سببیت، «كلمات» جمع «كلمة»، مضاف، «هِ» ضمیر مضافٌ‌إلیه (به خدا برمی‌گردد). معنا: با کلمات/فرمان‌ها/وعده‌های او.

جملهٔ 4: وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ

ترجمهٔ جمله: و ریشهٔ کافران را برکند.

  • وَ: این «واو» عاطفه بر «أَنْ يُحِقَّ» است داخل در اثر «أَنْ» پیش‌گفته؛ تقدیر: «أن يُحِقَّ… وأن يقطعَ…».
  • يَقْطَعَ: فعل مضارع منصوب از ریشهٔ «قَطَعَ»، معنا: ببرد/قطع کند/برکند.
  • دَابِرَ: مفعولٌ به منصوب؛ «دابر» در لغت: آخر/دنباله، کنایه از نسل و ریشه و بقای آنان.
  • الْكَافِرِينَ: مضافٌ‌إلیه جمع مذکّر سالم، مجرور؛ منظور، کافرانِ متخاصم.

یادداشت‌های واژگانی و ریشه‌شناسی کلیدی:

  • وعد: ریشه ثلاثی «و-ع-د»، وعده دادن.
  • ودّ: «و-د-د»، دوست داشتن/میل.
  • حقّ: «ح-ق-ق»، ثابت و متحقق شدن.
  • كلمة/كلمات: «ك-ل-م»، گفتار/فرمان/وحی.
  • شوكة: «ش-و-ك»، خار؛ استعاره از سختی/قدرت/سلاح.
  • طائفة: «ط-و-ف»، گروهی که گرد آمده‌اند.
  • دابر: «د-ب-ر»، پس‌سو/عقب؛ کنایه از پایان دادن به بقای قوم.

تقسیم معنایی کلی:

  • بخش اول: وعدهٔ الهی دربارهٔ یکی از دو هدف (کاروان یا سپاه).
  • بخش دوم: میل مؤمنان به آسان‌تر بودن هدف.
  • بخش سوم: ارادهٔ خدا برای تحقق حق با پیروزی سخت‌تر.
  • بخش چهارم: نتیجهٔ مقصود الهی: ریشه‌کنی قدرت کافران متخاصم.
Nach oben scrollen