008-005-094-أنفال

« Back to Glossary Index
نمونه این دو دسته از مؤمنان زمانی معلوم شد که وقتی پروردگار تو، تو را از خانه ات روی آن نقشه سزاوارش بیرون کرد، گروهی از مؤمنان سختشان بود (۵)

کَما أَخرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيتِكَ بِالحَقِّ وَإِنَّ فَريقًا مِنَ المُؤمِنينَ لَكارِهونَ

ترجمهٔ: چنان‌که پروردگارت تو را به حق از خانه‌ات بیرون آورد، و بی‌گمان گروهی از مؤمنان سخت ناخشنود بودند.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۱: کَما أَخرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيتِكَ بِالحَقِّ

ترجمهٔ فارسی: همان‌گونه که پروردگارت تو را به حق از خانه‌ات بیرون آورد.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • کَما: حرف ربط/تشبیه، به معنای «همان‌گونه که، چنان‌که»، پیونددهندهٔ این بخش با گزاره‌ای دیگر.
  • أَخرَجَكَ: فعل ماضی ثلاثی مزید (أخرج) + ضمیر مفعولی «کَ»
    • أَخرَجَ: فعل ماضی، باب إفعال، ریشه «خ ر ج»، معنی: بیرون آورد.
    • كَ: ضمیر متصل مخاطب مفرد مذکر، نقش مفعول به (تو را).
  • رَبُّكَ: مبتدا یا فاعل بسته به قرائت نحوی، در اینجا فاعل برای «أخرج»
    • رَبُّ: اسم، مرفوع، معنی: پروردگار.
    • كَ: ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه (پروردگارِ تو).
  • مِن: حرف جر، معنی: از.
  • بَيتِكَ: اسم مجرور به «من»، اضافه به ضمیر
    • بَيتِ: اسم، مجرور، معنی: خانه.
    • كَ: ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه (خانهٔ تو).
  • بِالحَقِّ: جار و مجرور، متعلق به «أخرج»، بیان حال/وجه
    • بِ: حرف جر، معنی: به/با.
    • الحَقِّ: اسم مجرور، معنی: حق، راستی، حقیقت، درستی.

ریشه‌ها و معانی کلیدی:

  • خرج (خ ر ج): بیرون آمدن/بردن.
  • رب (ر ب ب): پروردگار، مالک، صاحب تربیت.
  • بیت (ب ي ت): خانه، سرا.
  • حق (ح ق ق): حقیقت، درستی، حقانیت.

— — — — — — — — — —

جملهٔ ۲: وَإِنَّ فَريقًا مِنَ المُؤمِنينَ لَكارِهونَ

ترجمهٔ فارسی: و قطعاً گروهی از مؤمنان بسیار ناخشنود بودند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب، معنی: بی‌گمان/قطعاً؛ اسمش منصوب و خبرش مرفوع می‌شود.
  • فَريقًا: اسم «إنَّ» منصوب، معنی: گروه/دسته‌ای.
  • مِنَ: حرف جر، «از».
  • المُؤمِنينَ: اسم مجرور به «من»، معنی: مؤمنان.
  • لَكارِهونَ: خبر «إنَّ» مرفوع با لام تأکید
    • لَ: لام ابتداء/تأکید، تقویت خبر.
    • كارِهونَ: جمع مذکر سالم، اسم فاعل از «كَرِهَ»، معنی: ناخشنود/کراهت‌دار.

ریشه‌ها و معانی کلیدی:

  • فريق (ف ر ق): گروه، دسته؛ از ریشهٔ «فرق» به معنای جدا کردن/تفکیک.
  • من (م ن): از.
  • مؤمن (أ م ن): ایمان‌آورنده؛ از ریشهٔ «أمن» به معنای امنیت/ایمان.
  • كره (ك ر ه): ناخشنودی، کراهت داشتن.

نکات نحوی و معنایی:

  • «كَمَا» پیوندی است که این گزاره را به واقعه‌ای پیشین یا بعدی مرتبط می‌کند؛ در سیاق آیه، اشاره به سامان‌دهی الهی در حرکت پیامبر از مدینه به سوی بدر است، «به حق» یعنی بر پایهٔ حقانیت و فرامین الهی.
  • وجود «إِنَّ» و «لَ» در خبر، شدت تأکید بر ناخشنودی بخشی از مؤمنان را نشان می‌دهد.
Nach oben scrollen