006-078-058-أنعام

« Back to Glossary Index
پس وقتی خورشید را دید، که طلوع میکند، گفت: مربی من این است، زیرا این از همه بزرگتر است، ولی چون خورشید نیز غروب کرد، گفت: ای قوم من بدانید که من از آنچه شما شریکِ الله می شمارید، بیزارم (از طرز جملات پیداست، که ابراهیم پس از آنکه ظاهراً در مقابل سخنان پدرش محکوم شد و از الله خواست که او را هدایت کند، به او وحی رسید که پیغمبر الله است و او تصمیم گرفت، فردا صبح اعلام کند، که میخواهد از صبح تا غروب مربی بودنِ خورشید را که از هر بتی بزرگتر است، آزمایش کند و ظاهراً پدر ابراهیم نیز، به اجتماع مردم کمک کرد، زیرا تصور میکرد، ابراهیم به نفع خدائی خورشید، سخنانی خواهد گفت، غافل از اینکه ابراهیم پیغمبر شده و میخواهد پیغمبری خود را به تمام مردم ابلاغ کند، به بهانه آزمایش خورشید و ما اینها را، از آن رو میگوئیم که می بینیم آیات پیش، دنباله سخن ابراهیم در مقدار کمی از شب با پدرش میباشد، ولی در آزمایش خورشید ابراهیم در تمام روز با قوم خودش سخن میگوید نه تنها با پدرش (۷۸
Nach oben scrollen