004-168-099-نساء

« Back to Glossary Index
آری کسانیکه کفران کردند و ستم نمودند، الله آنان را نخواهد آمرزید و راهی را که مفيد باشد، پیش پای آنان نخواهد گذاشت (۱۶۸)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا

به‌راستی کسانی که کفر ورزیدند و ستم کردند، خدا هرگز برای اینکه گناهانشان را بیامرزَد و نه برای اینکه ایشان را به راهی هدایت کند، نخواهد بود.


  1. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا
  • ترجمهٔ فارسی: به‌راستی آن کسانی که کافر شدند و ستم کردند
  • توضیح واژه‌ها:
    • إِنَّ: حرف تأکید و قطع، به معنی «به‌راستی» یا «بی‌گمان».
    • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، به معنی «کسانی که».
    • كَفَرُوا (کَفَرَ + واو جمع ماضی): از ریشهٔ ک-ف-ر به معنی نپذیرفتن، کفر ورزیدن؛ در این‌جا به معنای ایمان نداشتن یا انکار حق است.
    • وَ: حرف عطف، «و».
    • ظَلَمُوا (ظَلَمَ + واو جمع ماضی): از ریشهٔ ظ-ل-م به معنی ستم کردن، جور کردن؛ شامل ظلم به دیگران یا ظلم به نفس و ترک عدالت می‌شود.

  1. لَم يَكُنِ اللَّهُ لِيَغفِرَ لَهُمْ
  • ترجمهٔ فارسی: خدا هرگز برای اینکه گناهانشان را بیامرزَد (نخواهد بود)
  • توضیح واژه‌ها:
    • لَمْ: حرف نفی در ماضی (نفی گذشتهٔ معنوی)، برای نفی وقوع یا عدم تحقق چیزی به کار رفته است.
    • يَكُنِ: فعل مضارع ناقص از کلمهٔ كَانَ به معنی «بودن»، پس ترکیب لَم يَكُنْ به‌معنی «نبود» یا «نخواهد بود» در این زمینهٔ بلاغی است.
    • اللَّهُ: لفظ جلاله، «خدا».
    • لِيَغفِرَ: لَـ (لامِ غایت یا لامِ تأکید غرض) + يَغفِرَ (فعل مضارع مصدرية المضارع من غفر)؛ به معنی «تا بیامرزَد» یا «برای اینکه بیامرزَد».
    • لَهُمْ: لَـ (حرف اضافه) + هُمْ (ضمیر جمع)؛ به معنی «به ایشان» یا «گناهانشان».

نکتهٔ صرفی-نحوی کوچک: ساختار «لَم يَكُنِ اللَّهُ لِيَفْعَلَ» نوعی تأکید بر ناممکن بودن یا امتناع است؛ به‌گونه‌ای که مفاد آیه می‌گوید خدا در مقام نیت یا حدوث کاری برای آمرزیدن آنان قرار ندارد.


  1. وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا
  • ترجمهٔ فارسی: و نه برای اینکه ایشان را به راهی هدایت کند.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَلَا: «و» (عطف) + «لا» نفی؛ یعنی «و نه».
    • لِيَهْدِيَهُمْ: لَـ (لام غایت/سببی) + يَهْدِيَ (فعل مضارع از هدى به معنی هدایت کردن) + هُمْ (ضمیر مفعولی جمع)؛ «تا ایشان را هدایت کند» یا «برای هدایت ایشان».
    • طَرِيقًا: مصدر مفعولی یا ظرف نکره به معنی «راه» یا «مسیر»؛ به صورت منصوب با تنوین فتح برای تاکید بر مفهوم «هیچ راهی» یا «هیچ گونه راه».

نکتهٔ معنایی: ترکیب جمله نشان می‌دهد که کسانی که هم کفر ورزیدند و هم ستم کردند، حالت‌شان چنان است که خداوند نه آنان را می‌آمرزد و نه هدایت‌شان می‌کند؛ تأکید بر حتمیت نتیجهٔ اعمالشان در این آیه است.

Nach oben scrollen