004-165-099-نساء

« Back to Glossary Index
این رسولان، بشارت دهنده و اعلام خطر کننده بودند تا بعد از ایشان مردم نتوانند بر عليه الله دلیلی درباره عاقبت کار خود آورند و الله پر قدرتی است با حکمت (۱۶۵)

رُسُلًا مُبَشِّرينَ وَمُنذِرينَ لِئَلّا يَكونَ لِلنّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعدَ الرُّسُلِ ۚ وَكانَ اللَّهُ عَزيزًا حَكيمًا

فرستادگانی که مژده‌دهنده و بترساننده بودند، تا پس از پیامبران برای مردم نسبت به خدا حجتی نباشد؛ و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم بود.


  1. رُسُلًا مُبَشِّرينَ وَمُنذِرينَ
  • ترجمهٔ فارسی: فرستادگانی که مژده‌دهنده و بترساننده بودند.
  • توضیح واژه‌ها:
    • رُسُلًا (رَسُول جمع: رَسول/رُسُل): به معنای پیامبر، فرستاده (از طرف خدا). این کلمه مصدر جمع «رسول» است که اشاره به پیام‌آوران الهی دارد.
    • مُبَشِّرینَ (مبشّر): از باب مبالغه/فاعل به معنای کسانی که بشارت می‌دهند، مژده می‌رسانند. این صفت نقش تعیین‌کننده برای توصیف پیامبران دارد که بشارت‌دهندهٔ نعمت‌ها و پاداش‌ها هستند.
    • وَ (واو عطف): و.
    • مُنذِرینَ (منذِر): کسانی که انذار می‌کنند، بترسانند — یعنی از عواقب بد و عذاب الهی هشدار می‌دهند. این صفت مکمل «مُبَشِّرینَ» است و نشان می‌دهد پیامبران دو عملکرد اصلی دارند: بشارت و انذار.

  1. لِئَلّا يَكونَ لِلنّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعدَ الرُّسُلِ
  • ترجمهٔ فارسی: تا پس از پیامبران برای مردم نسبت به خدا حجتی نباشد.
  • توضیح واژه‌ها:
    • لِئَلّا: ترکیب حرف لام تاکید + ألا به معنای «تا مبادا / به‌خاطر اینکه مبادا». هدف آن بیان غایت یا سبب است؛ یعنی هدف از فرستادن پیامبران.
    • يَكونَ: از فعل «کانَ» به معنای «باشد / وجود داشته باشد». زمان مضارع مجاز و معانی وجودی دارد.
    • لِلنّاسِ: لِ + الناس؛ «برای مردم». حرف لام جهت یا تعلق را نشان می‌دهد.
    • عَلَى اللَّهِ: «علی الله» به معنای «نسبت به خدا» یا «در مورد خدا». در ترکیب «حجّة على الله» معنای اصطلاحی‌تر دارد: «دلیلی که بر خدا اقامه شود/توجیهی که برای خدا وضع شود» — در اینجا مراد این است که مردم نتوانند بعد از پیامبران ادعای عذر یا احتجاجی علیه خدا داشته باشند.
    • حُجَّةٌ: «حجت، دلیل، بهانه‌ای که شرعی یا عقلی برای اثبات حقانیت باشد». در اصطلاح دینی «حجّة» ممکن است به معنای دلیل یا حجت الهی بر مردم یا بر خدا به کار رود. اینجا «حجّةٌ على الله» یعنی دلیلی که مردم بتوانند با آن در برابر حکم یا خواست الهی احتجاج کنند — منظور این است که پس از نزول رسل دیگر هیچ بهانهٔ موجهی برای نپذیرفتن حق باقی نماند.
    • بَعدَ الرُّسُلِ: «پس از پیامبران». «بعد» به معنای پس از، و «الرسل» جمع رسول‌ها.

  1. وَكانَ اللَّهُ عَزيزًا حَكيمًا
  • ترجمهٔ فارسی: و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم بود.
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: و (عطف).
    • كانَ: فعل ماضی «بود». در این ساختار خبری است خبریه خبری صفات.
    • اللَّهُ: «خداوند»؛ فاعل «کانَ».
    • عَزيزًا: صفت خبر کان؛ «عزیز» در معناهای مختلف آمده است: توانا، شکست‌ناپذیر، غالب، مورد تکریم. در این آیه غالباً منظور توانایی و غالبیت و نیز حرمت و احترام است — یعنی کسی که شکست‌پذیر نیست و اختیار و قهر و قدرت بر کارها دارد.
    • حَكيمًا: «حکیم»؛ دارای حکمت، مدبر و با مصلحت‌اندیشی. این صفت نشان می‌دهد که افعال و احکام الهی بر اساس حکمت و مصلحت است.
Nach oben scrollen