004-157-099-نساء

« Back to Glossary Index
و بواسطه گفتار ایشان است که میگویند آن مسیح را که عیسای پسر مریم و پیغمبر الله بود ما کشتیم (یهودیان روی مسخره عیسی را پیغمبر الله و مسیح میدانند و افتخار میکنند که او را کشته اند) در حالی که نه او را کشته اند و نه به صلیبش زده اند بلکه برای آنان مشتبه شد و کسانیکه درباره وضع عیسی در اختلاف شده اند در پیغمبری او شک دارند و میزانی درباره شناخت او برای ایشان نیست مگر پیروی از گمانها و به يقين عیسی را نکشتند (۱۵۷)
وَقَولِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ ۚ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا

و گفتارِ آنان: «ما مسیح عِیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم» در حالی که او را نکشتند و نه او را مصلوب کردند؛ بلکه برایشان چیزى مشابه او جلوه داده شد. و کسانى که در این باره اختلاف کردند، در شکى از آن [نسبت به واقعیت] هستند؛ براى آن‌ها از آن [حقیقت] دانشى نیست مگر پیروى از گمان، و هرگز او را قطعا نکشتند.

وَقَولِهِمْ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «و گفتارِ آن‌ها»
  • توضیح واژگان:
    • وَ: حرف عطف («و»).
    • قَولِهِمْ: مصدر یا اسم به معنی «گفتارِ آنان»؛ قَول اسم و ضمیر جمعِ غایب «هِمْ» متصل به آن است. در ساختار جمله‌ی قرآنی معمولاً بخشی از جملهٔ گزارشِ گفتار مردم را معرفی می‌کند.

إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «که ما مسیح عیسی، پسر مریم، پیامبر خدا را کشتیم»
  • توضیح واژگان:
    • إِنَّا: «که ما»؛ «إِنَّ» حرف تأکید و «نا» ضمیر فاعل جمع اول شخص «ما».
    • قَتَلْنَا: «کشتیم»؛ فعل ماضی، اول شخص جمع.
    • الْمَسِيحَ: «مسیح» با ال تعریف؛ مَسیح اسم خاص است.
    • عِيسَى: نام «عیسی».
    • ابْنَ: «پسرِ»؛ اسم موصولِ مصدری در عبارت نسبی.
    • مَرْيَمَ: «مریم»؛ مضاف‌الیهِ «ابنَ».
    • رَسُولَ: «فرستاده/پیامبر»؛ با حالت نصب (مفعول یا شبه‌متمم) در ترکیب اسمی.
    • اللَّهِ: «خدا»؛ مضاف‌الیهٔ «رَسُولَ».
  • نکتهٔ نحوی: ترکیب «الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ» به صورت عبارتی اسمی است که نقش مفعولی برای «قَتَلْنَا» دارد.

وَمَا قَتَلُوهُ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «در حالی که او را نکشتند»
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و» عطف.
    • مَا: در اینجا ناسخ نفی در جملهٔ جوابیه و همراه با مضارع (قَتَلُوهُ) برای نفی واقعیت واقعیّت قبلی استفاده شده است؛ به معنی «و واقعاً نه».
    • قَتَلُوهُ: فعل مضارع مجزوم/مجهول‌گونه نیست؛ این صورت از بابِ انتظار به معنی ماضی در سبک بلاغی نیز آمده، اما ساختار کلی معنا می‌دهد «آن‌ها او را نکشتند»؛ فاعل ضمیر مستقری که به «قَوْلِهِمْ» بازمی‌گردد، یعنی «آن‌ها».
    • هُ: ضمیر مفعولی «او» (عیسی).
  • نکتهٔ بلاغی: «وما قتلُوه» ترکیب نفی واقعیت را پس از گزارشِ ادعا نشان می‌دهد: آنان گفتند که کشته‌ایم، و قرآن می‌گوید نه، آنها او را نکشتند.

وَمَا صَلَبُوهُ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «و نه او را مصلوب کردند»
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و» عطف.
    • مَا: نفی.
    • صَلَبُوهُ: از ریشهٔ «صَلَبَ» به معنی «صلب کردن / مصلوب کردن / به صلیب کشیدن»؛ شکلِ مشابهِ «قَتَلُوهُ» با ضمیر مفعولی «هُ» است. معنی کلی: «او را مصلوب نکردند».
  • نکته: تکرارِ نفی با واژهٔ مَا برای تأکیدِ اینکه نه کشته شدند و نه مصلوب شدند.

وَلٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ ۚ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «بلکه برایشان چیزی شبیه او نشان داده شد»
  • توضیح واژگان:
    • وَلٰكِنْ: «اما/بلکه» برای بیان تضاد.
    • شُبِّهَ: فعل مجهول ماضی از «شَبَّهَ» به معنی «به شبهه افتادن» یا «شبیه نشان داده شدن»؛ به صورت مجهول «برایشان شبیه ساخته شد».
    • لَهُمْ: «برای آنها» یا «به چشم آنها»؛ ضمیر جمع غایب در حالت جار.
  • نکتهٔ مفهومی: موید این است که آنچه در نظر مردم آمد حقیقت نبود، بلکه شباهت یا تَظاهر بود که به چشم‌شان آمد.

وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ ۚ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «و یقیناً کسانی که در این (مسأله) اختلاف کردند، در شکّی از آن [موضوع] هستند»
  • توضیح واژگان:
    • وَإِنَّ: «و به درستی که / و یقیناً»؛ «إِنَّ» برای تأکید خبری.
    • الَّذِينَ: «کسانی که»؛ اسم موصولِ جمع.
    • اخْتَلَفُوا: فعل ماضی جمع مذکر غایب از ریشهٔ «اختلاف کردن»؛ «اختلاف کردند».
    • فِيهِ: «در آن»؛ «در این قضیه» (مرجع: قتل یا صلب عیسی).
    • لَفِي: «همانا در»؛ «لَ» تأکیدِ خبر و «في» حرفِ جار.
    • شَكٍّ: «شکّ»؛ حالتی از تردید و عدم یقین.
    • مِّنْهُ: «از آن»؛ اشاره به موضوع مورد اختلاف.
  • نکتهٔ بلاغی/مفهومی: ترکیب «لَفي شَكٍّ» با «لَ» تأکید قوی دارد؛ یعنی کسانی که اختلاف کردند خود در حالت شک و تردید به سر می‌برند، نه بر اساس علم.

مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «برای آن‌ها دربارهٔ آن هیچ دانشی نیست مگر پیروی از گمان»
  • توضیح واژگان:
    • مَا: «هیچ» یا نفی «نِسبت»؛ در این ساختار به معنی «هیچ ندارند».
    • لَهُمْ: «برای آن‌ها».
    • بِهِ: «در آن/در باب آن»؛ «به آن».
    • مِنْ عِلْمٍ: «از دانش/علم»؛ «عِلْم» به معنی معرفت قطعی یا دانش.
    • إِلَّا: جز/به استثنا.
    • اتِّبَاعَ: مصدر به معنی «پیروی کردن از»؛ اسم مصدر منصوب.
    • الظَّنِّ: «گمان/ظن»؛ چیزی که یقین ندارد.
  • نکتهٔ معنی‌شناسی: آیه می‌گوید آن‌چنان ادعایی از سر علم نیست بلکه بر مبنای گمان و پنداشت است.

وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا

  • ترجمهٔ جمله‌ای: «و هرگز او را قطعا نکشتند»
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و».
    • مَا: نفی.
    • قَتَلُوهُ: «او را کشتند» (شکل ذکرشده پیش‌تر).
    • يَقِينًا: قید «به طور یقین/قطعا»؛ تأکید بر نفیِ قطعیتِ قتل.
  • نکتهٔ جمع‌بندی: آیه با این جمله تأکید نهایی می‌کند که نه تنها کشته نشده، بلکه قطعاً کشته نشده‌ — ردّ قاطع ادعای مخالفان.
Nach oben scrollen