004-153-099-نساء

« Back to Glossary Index
اهل کتاب از تو میخواهند، مطالب نوشته شده ای از آسمان بر ایشان فرو اندازی، از موسی بزرگتر از اینرا خواستند و گفتند ای موسى الله را آشکارا به ما بنمايان، پس بواسطه ستمی که ایشان در این مورد کردند آن عذاب بیهوش کننده ایشان را بگرفت و باز پس از اینکه آن دلایل روشن برای ایشان آمد آن گوساله را صاحب اختیار خود گرفتند و ما از آن نیز چشم پوشی کردیم و به موسی قدرت آشکاری دادیم (کسانیکه نمی خواهند از راهنمائیهای مستدل پیغمبران استفاده نمایند دنبال بهانه هائی میگردند تا با پیغمبران مخالفت کنند و یکی از این بهانه ها این است که بگویند اگر تو پیغمبری کاری بکن که الله از آسمان نامه ای برای ما بفرستد که تو پیغمبری و یا از آن بدتر بگویند خدا را ببینیم که مستقیما با ما سخن بگوید. چنانکه یهودیان زمان حضرت موسی بر طبق باب ۱۹ و ۲۰ از سفر خروج تورات از موسی چنین تقاضائی کردند و خالق عالم به آنان وعده داد دستوراتی را برای جلو گیری از تاثیر رادیو اکتیویته یک انفجار اتمی که لازمه دیدن الله است، اجرا نمایند، تا صدای الله را مستقیما بشنوند و آنان صدای الله را که مطالب ده فرمان را میخواست بگوید، در درون یک انفجار شبه اتمی پر رعد و برق شنیدند و چون دیدند صدا برای سلامتی ایشان خطرناک است، گفتند نمی خواهیم صدای الله را مستقیما بشنویم و بسیاری از ایشان بصورت مرده افتادند و دوباره به خواست الله زنده شدند و این موضوع در آیه ۵۵ و۵۶ از سوره بقره نیز یاد آوری شده است و در مورد گوساله پرستی بنی اسرائیل شرح مفصل آن در باب ۳۲ از سفر خروج است که آیات ۱۴۸ تا ۱۵۲ از سوره اعراف نیز اشاره به آن میباشد) (۱۵۳)

يَسأَلُكَ أَهلُ الكِتابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيهِم كِتابًا مِنَ السَّماءِ ۚ فَقَد سَأَلوا موسىٰ أَكبَرَ مِن ذٰلِكَ فَقالوا أَرِنَا اللَّهَ جَهرَةً فَأَخَذَتهُمُ الصّاعِقَةُ بِظُلمِهِم ۚ ثُمَّ اتَّخَذُوا العِجلَ مِن بَعدِ ما جاءَتهُمُ البَيِّناتُ فَعَفَونا عَن ذٰلِكَ ۚ وَآتَينا موسىٰ سُلطانًا مُبينًا

اهلِ کتاب از تو می‌خواهند که بر آن‌ها کتابی از آسمان نازل کنی. در حقیقت آنان از موسی طلبی بزرگ‌تر از این کردند؛ گفتند «خدا را به‌صورت آشکار به ما بنما»؛ پس صاعقه آن‌ها را به‌خاطر ستمشان گرفت. سپس از پس آمدن آیات روشن، گوساله را ساختند؛ پس ما از آن (گناه) درگذشتیم و به موسی سلطه‌ای روشن دادیم.


  1. يَسأَلُكَ أَهلُ الكِتابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيهِم كِتابًا مِنَ السَّماءِ
  • ترجمهٔ جمله: اهلِ کتاب از تو می‌خواهند که بر آن‌ها کتابی از آسمان نازل کنی.
  • توضیح واژگان:
    • يَسأَلُكَ: فعل مضارع به معنی «از تو می‌پرسند/می‌خواهند». مصدر: سَأَلَ (خواستن/پرسیدن). ضمیر مخاطب «كَ» به معنی «تو» است.
    • أَهلُ: مصدر اسمی به معنی «اهل/اهالی/مردمانِ». در ترکیب «اهلِ الكتاب» به معنای «اهل کتاب» یعنی یهود و نصاری (کسانی که کتاب آسمانی داشتند).
    • الكِتابِ: «کتاب» به معنای کتاب آسمانی؛ اضافهٔ «أهلُ» است (اهلِ الکتاب).
    • أَن: حرف مصدرٍ مصدریه (برای ساختن مصدر مصوغ) یا حرف اینکه؛ اینجا همراه با فعل مضارع «تُنَزِّلَ» می‌آید و معنای «این‌که/که» را می‌دهد.
    • تُنَزِّلَ: فعل مضارع مبنی للمجهول نیست؛ از نَزَّلَ به معنی «نازل کردن/فرود آوردن». «تُنَزِّلَ عَلَيهِم» یعنی «بر آن‌ها نازل کنی».
    • عَلَيهِم: «بر آن‌ها/علیه آن‌ها». «عَلَى» + ضمیر «ـهم».
    • كِتابًا: مفعول منصوب «کتابی».
    • مِنَ السَّماءِ: «از آسمان». «مِنْ» حرف جار، «السَّمَاء» اسم.

  1. فَقَد سَأَلوا موسىٰ أَكبَرَ مِن ذٰلِكَ
  • ترجمهٔ جمله: در حقیقت آنان از موسی طلبی بزرگ‌تر از این کردند.
  • توضیح واژگان:
    • فَ: حرف عطف که معمولاً «پس/لذا/در حقیقت» می‌آورد؛ در اینجا برای تأکیدِ نتیجه آمده است.
    • قَد: در عربی قرآنی برای تأکید و اعلام وقوع فعل یا شدت آمده؛ همراه با فعل ماضی یا حال می‌تواند تأکید کند. «فَقَد سَأَلوا» یعنی «پس واقعاً خواستند».
    • سَأَلوا: فعل ماضی جمع مذکر غایب از ریشه س-أ-ل به معنی «خواستند/پرسیدند».
    • موسىٰ: نام نبی موسی علیه‌السلام.
    • أَكبَرَ: صفت تفضیلی یا مصدر صفت «بزرگتر/عظیم‌تر». در این عبارت معنای «درخواست بزرگی‌تر/طلبی عظیم‌تر» دارد.
    • مِن: حرف مقایسه «از/بیشتر از».
    • ذٰلِكَ: ضمیر اشاره به معنی «آن» یا «این‌» (در اینجا به درخواست قبلی اشاره دارد).

  1. فَقالوا أَرِنَا اللَّهَ جَهرَةً
  • ترجمهٔ جمله: گفتند «خدا را به‌صورت آشکار به ما بنما».
  • توضیح واژگان:
    • فَقالوا: «پس گفتند». «فَ» پیوند و «قالوا» فعل ماضی جمع مذکر غایبِ «گفتند».
    • أَرِنَا: فعل امر یا طلبی مرکب «ما را نشان بده». از «أَرَى» به معنی «نشان دادن». «ـنا» ضمیر مفعولی «ما».
    • اللَّهَ: مفعول مستقیم، «خدا را».
    • جَهرَةً: ظرف یا قید حالت به معنی «آشکار/رُؤیت عمومی/به‌صورت جهره». واجد بار معنایی «آشکارا/به‌صورت عیان». شکل اعرابی تنوین نفتوحه است (مفعول یا حال؟ این‌جا حال/وجه تأکید برای «أَرِنَا اللَّهَ جَهرَةً» یعنی «به‌صورت آشکار»).

  1. فَأَخَذَتهُمُ الصّاعِقَةُ بِظُلمِهِم
  • ترجمهٔ جمله: پس صاعقه آنان را به‌خاطر ستمشان گرفت.
  • توضیح واژگان:
    • فَأَخَذَتْهُمُ: «پس او/آن (امر) آن‌ها را گرفت». فاعل ضمیر مؤنث غایب «الـصّاعِقَةُ» (صاعقه) است؛ فعل ماضی مؤنث مفرد «أَخَذَتْ» و ضمیر مفعولی «ـهم» را به هم پیوسته (در نوشتار قرآنی معمولاً اعلال یا شکل صرف متفاوت است).
    • الصّاعِقَةُ: اسم مؤنث به معنی «صاعقه/آذرخش/ضربهٔ ناگهانی آسمانی»؛ در قرآن گاهی به عنوان عذاب ناگهانی الهی آمده است.
    • بِظُلمِهِم: «به‌خاطر ستمِ آن‌ها». «بِـ» حرف سببیت/بوسیله، «ظُلمِ» اسم به معنی ستم/گناه/ستمکاری، «ـهم» ضمیر ملکی یا مضاف‌الیه «آن‌ها».

  1. ثُمَّ اتَّخَذُوا العِجلَ مِن بَعدِ ما جاءَتهُمُ البَيِّناتُ
  • ترجمهٔ جمله: سپس از پس آمدن آیات روشن، گوساله را ساختند.
  • توضیح واژگان:
    • ثُمَّ: «سپس/بعد از آن». برای نشان دادن توالی زمانی.
    • اتَّخَذُوا: فعل ماضی جمع مذکر غایب از ریشه اتخذ به معنی «گرفتند/ساختند/برگزیدند»؛ در این‌جا معنای «گوساله را به عنوان معبود گرفتند/ساختند».
    • العِجلَ: «گوساله» (عجل: گوسالهٔ نر). مفعول منصوب.
    • مِن: «از/بعد از»؛ در ترکیب «مِن بَعدِ» به معنی «پس از».
    • بَعدِ: «بعدِ/پس از».
    • ما: حرف موصول/نسبت که «آنچه/آنچه که» معنا می‌دهد.
    • جاءَتهُمُ: «به آن‌ها آمد/رسید». فعل ماضی مفرد غایب «جاءَ» با ضمیر مفعولی یا مضاف‌الیه «ـهم»؛ شکل «جاءَتْ + هم» در متن به صورت «جاءَتهُمُ» نوشته شده است.
    • البَيِّناتُ: «آیات روشن/دلایل محکم/برهان‌های روشن». جمع «بیّنة» به معنی نشانهٔ روشن و دلیل.

  1. فَعَفَونا عَن ذٰلِكَ
  • ترجمهٔ جمله: پس ما از آن (گناه) درگذشتیم.
  • توضیح واژگان:
    • فَ: «پس/لذا».
    • عَفَونا: «ما درگذشتیم/بخشیدیم». فعل ماضی جمع اول شخص «عفا» به معنی بخشیدن/درگذشتن، با ضمیر فاعلی «نا» (ما). در معنی «ما از آن درگذشتیم/بخشیدیم» آمده است.
    • عَن: حرف جر به معنی «از/در مورد».
    • ذٰلِكَ: «آن»؛ به عمل یا واقعۀ پیشین اشاره دارد (قساوت و گوساله‌پرستی).

  1. وَآتَينا موسىٰ سُلطانًا مُبينًا
  • ترجمهٔ جمله: و به موسی سلطه‌ای روشن دادیم.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: حرف عطف «و/و همچنین».
    • آتَينا: فعل ماضی اول شخص جمع «ما دادیم» از ریشه آتى به معنی «دادن». «آتَینا» با ضمیر فاعلی «ما».
    • موسىٰ: «موسی» (علیه‌السلام).
    • سُلطانًا: مفعول منصوب به معنی «سلطه/اقتدار/برهان قاطع». در قرآن گاهی به معنای «هیبت و قدرت آشکار و حجتی روشن» برای تثبیت مقام پیامبر آمده است.
    • مُبينًا: صفت مفعول «آشکار/روشنی‌بخش/قاطع». مصدر صفت از «بیّن» به معنی روشن/واضح. در ترکیب «سُلطانًا مُبينًا» بمعنای «سلطه‌ای روشن و آشکار/برهانی قاطع» است.
Nach oben scrollen